نمایش پستها با برچسب لبنان. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب لبنان. نمایش همه پستها
چهارشنبه، تیر ۱۰، ۱۴۰۵
افول جمهوری اسلامی در لبنان
«احمد حجار» وزیر کشور لبنان، دستور جمعآوری بیلبوردهای حاوی تصاویر «علی خامنهای» و مجتبی خامنهای از جاده منتهی به فرودگاه بینالمللی «رفیق حریری» بیروت را صادر کرد.
تصاویر و شعارهای تبلیغاتی که با پول سفره مردم ایران برای نمایش نفوذ منطقهای در خیابانهای بیروت نصب شده بودند، حالا به عنوان نمادهای دخالت شناخته شده و به زبالهدان فرستاده میشوند.
سهشنبه، اردیبهشت ۰۱، ۱۴۰۵
عون: من دیپلمات هستم نه انقلابی
جوزف عون رئیسجمهور لبنان که پیشتر نخستوزیرش با التماس از پاکستان خواسته بود آتشبس میان لبنان و اسرائیل را هم در طرح ۱۰ مادهای جمهوری اسلامی بگنجانند، اکنون که دیده خود آن آتشبس و مذاکراتی که حول آن آتشبس انجام میشد، روی هواست و پایداری قابل اعتنایی ندارد، در اظهارنظری مدبرانه و عاقلانه تاکید کرده: «مذاکرات پیشرو (دور دوم لبنان و اسرائیل) از هر مذاکره دیگری جدا است. زیرا لبنان با دو گزینه روبهرو است: یا ادامه جنگ با پیامدهای انسانی، اجتماعی، اقتصادی و حاکمیتی آن، یا مذاکره برای پایاندادن به این جنگ و دستیابی به ثبات پایدار. من مذاکره را انتخاب کردهام و امیدوارم که بتوانیم لبنان را نجات دهیم.»
دوشنبه، خرداد ۲۱، ۱۴۰۳
درخواست فرانسه از لبنان برای کنترل حزبالله
فرانسه به دولت لبنان اطلاع داده که عملیات نظامی اسرائیل در نخستین مرحله خود شامل حملات هوایی علیه تأسیسات حیاتی دولت لبنان (حومه جنوبی بیروت) خواهد بود.
مرحله بعدی حمله شامل ورود زمینی نیروهای اسرائیل به جنوب لبنان برای پاکسازی مناطق اطراف رودخانه لیتانی است.
فرانسه از دولت لبنان خواست که حزبالله را تحت فشار قرار دهد تا حملات خود به اسرائیل را متوقف کند تا پاریس بتواند تل آویو را متقاعد کند که این عملیات نظامی خود را متوقف کند.
شنبه، اردیبهشت ۱۰، ۱۳۹۰
پرده برداری از چهره حقیقی شیخ بهایی
یادداشت ذیل در صفحه فیس بوک دکتر «رضا مرادی غیاثآبادی» محقق و پژوهشگر ارزنده معاصر درج شده بود. از ایشان کسب اجازه نمودم که به دلیل اهمیت و ارزش فوقالعاده آن در اینجا باز نشر نمایم که استاد با کمال محبت اجازه فرمودند.
×××
اینکه میگویند تشیع را ایرانیان و برای کسب استقلال خود از دیگر مسلمانان به وجود آوردند، از آن تاریخسازیهایی است که از فرط تکرار شکل واقعیت بخود گرفتهاست.
هر چهار مکتب اصلی تسنن و بنیانگذاران آنها، یعنی «حنفی»، «شافعی»، «مالکی» و «حنبلی» ایرانی بودند و در ایران پرورش و گسترش یافتند. اما مذهب تشیع در «جبلعامل» (در لبنان امروزی) پای گرفت و با مهاجرت «شیخ بهاءالدینعاملی» (معرف به شیخ بهایی) به ایران و حمایت شاهان صفوی از او، نفوذ گسترده پیدا کرد.
آنچه که از جایگاه و دستاوردهای علمی عجیب و غریب «شیخ بهایی» در علوم ریاضی، علوم تجربی، مکانیک، نجوم و دیگر دانشها گفته میشود، افسانههای ساخته و پرداخته پیروان او بودهاست. از «شیخبهایی» تاکنون حتی یک رساله علمی شناخته نشده و نوشتههایی که از او بازمانده، آثاری است همچون «کشکول»، «طوطی نامه»، «شیر و شکر»، «نان و حلوا»، «گربه و موش» و از این قبیل مطالب که حتی بعید است همینها نیز نوشته او بوده باشد.
آنچه نیز که از اختراعات و ابداعات به «شیح بهایی» منسوب میشود (اعم از حمام شمع سوز و منارجنبان و دیگرها) قصههای زیر کرسی اهالی خوش قریحه اصفهان بوده است .
قصهپردازی در باره «شیخبهایی» حتی در روزگار معاصر نیز همچنان ادامه دارد و برای مثال به دروغ در ایران اعلام کردند که «یونسکو» سال 2009 میلادی را «سال نجوم و شیخ بهایی» اعلام کرده است. چنین دروغهایی به رغم فراوانی رسانهها و دسترسی آسان به آنها، از سوی عموم مردم پذیرفته میشود، چرا که عامه مردم علاوه بر قوه ادراک پایین، آن چیزی را که باب میلشان باشد، باور میکنند و نیازی به منبع معتبر ندارند.
هر چهار مکتب اصلی تسنن و بنیانگذاران آنها، یعنی «حنفی»، «شافعی»، «مالکی» و «حنبلی» ایرانی بودند و در ایران پرورش و گسترش یافتند. اما مذهب تشیع در «جبلعامل» (در لبنان امروزی) پای گرفت و با مهاجرت «شیخ بهاءالدینعاملی» (معرف به شیخ بهایی) به ایران و حمایت شاهان صفوی از او، نفوذ گسترده پیدا کرد.
آنچه که از جایگاه و دستاوردهای علمی عجیب و غریب «شیخ بهایی» در علوم ریاضی، علوم تجربی، مکانیک، نجوم و دیگر دانشها گفته میشود، افسانههای ساخته و پرداخته پیروان او بودهاست. از «شیخبهایی» تاکنون حتی یک رساله علمی شناخته نشده و نوشتههایی که از او بازمانده، آثاری است همچون «کشکول»، «طوطی نامه»، «شیر و شکر»، «نان و حلوا»، «گربه و موش» و از این قبیل مطالب که حتی بعید است همینها نیز نوشته او بوده باشد.
آنچه نیز که از اختراعات و ابداعات به «شیح بهایی» منسوب میشود (اعم از حمام شمع سوز و منارجنبان و دیگرها) قصههای زیر کرسی اهالی خوش قریحه اصفهان بوده است .
قصهپردازی در باره «شیخبهایی» حتی در روزگار معاصر نیز همچنان ادامه دارد و برای مثال به دروغ در ایران اعلام کردند که «یونسکو» سال 2009 میلادی را «سال نجوم و شیخ بهایی» اعلام کرده است. چنین دروغهایی به رغم فراوانی رسانهها و دسترسی آسان به آنها، از سوی عموم مردم پذیرفته میشود، چرا که عامه مردم علاوه بر قوه ادراک پایین، آن چیزی را که باب میلشان باشد، باور میکنند و نیازی به منبع معتبر ندارند.
اشتراک در:
پستها (Atom)