‏نمایش پست‌ها با برچسب خاور میانه. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب خاور میانه. نمایش همه پست‌ها

چهارشنبه، تیر ۱۰، ۱۴۰۵

افول جمهوری اسلامی در لبنان

«احمد حجار» وزیر کشور لبنان، دستور جمع‌آوری بیلبوردهای حاوی تصاویر «علی خامنه‌ای» و مجتبی خامنه‌ای از جاده منتهی به فرودگاه بین‌المللی «رفیق حریری» بیروت را صادر کرد.

 این تصاویر که پس از توافق آتش‌بس میان
اسرائیل و حزب‌الله با شعار «تشکر از ایران وفادار» نصب شده بودند، قرار است ظرف دو روز آینده به‌طور کامل از سطح این منطقه پاک‌سازی شوند.

دستور صریح وزیر کشور لبنان مبنی بر برچیدن تصاویر رهبر جمهوری اسلامی و فرزندش از مسیر اصلی فرودگاه بیروت، نمادی روشن از افول سریع «عمق استراتژیک» جمهوری اسلامی در خاورمیانه است.

این اقدام که بلافاصله پس از توافق آتش‌بس صورت می‌گیرد، پیام روشنی برای تهران دارد: لبنان دیگر حاضر نیست ویترین نمایش‌های اقتدارگرایانه و هزینه‌زای جمهوری اسلامی باشد.

تصاویر و شعارهای تبلیغاتی که با پول سفره مردم ایران برای نمایش نفوذ منطقه‌ای در خیابان‌های بیروت نصب شده بودند، حالا به عنوان نمادهای دخالت شناخته شده و به زباله‌دان فرستاده می‌شوند.

این اتفاق اثبات می‌کند که سرمایه‌گذاری‌های میلیارد دلاری جمهوری اسلامی بر روی گروه‌های نیابتی، هیچ دستاورد پایداری نداشته و با اولین تغییر در معادلات قدرت، حتی متحدان سنتی نیز برای بازسازی چهره خود و بازگشت به شرایط عادی، به‌سرعت از نمادهای ولایت‌فقیه عبور می‌کنند.

 پروژه صدور انقلاب، امروز در همان جاده فرودگاه بیروت به بن‌بست رسیده است.⁩

جمعه، فروردین ۱۴، ۱۴۰۵

ملامحمد مجاهد، یا قائم‌مقام؟

سخن‌رانی سپیده‌دمانِ امروز ترامپ نشان داد که انتخابات میان‌دوره‌ای پیش‌رو در آمریکا، کم‌تر از معادلات جهانی خصوصا معادلات خاورمیانه و خلیج فارس برای او اهمیت دارد. دوره نخست‌اش نیست که نگران دور دوم باشد. خرش از پل دور دوم ریاست جمهوری گذشته. بنابراین تنظیمات سیاست در سنا و کنگره چگونه باشد، خیلی برای‌اش مهم نیست.

من حتی گمان می‌کنم رأی‌دهندگان آمریکایی، بیش از نمایندگان‌شان در مجلس ـ چه دموکرات چه جمهوری‌خواه ـ (آن‌ها که سری در سیاست دارند) الان اقدامات ترامپ را مفید به‌حال آمریکا ارزیابی می‌کنند، و از این زاویه هم می‌شود گفت ترامپ در صدد جلب رضایت آن‌ها در نگاهی کلان است. 

در همان زمان مسکو بدون هیچ دست‌خوش و کمکی، صدام را تجهیز کرد و عملیاتی که نمک به جگر هر ایرانی است (کربلای ۴) دست‌پخت سلاح‌هایی بود که مسکو نخستین‌بار در اختیار صدام گذاشت. 

آمریکا نیم قرن است گرفتار جمهوری اسلامی است. روز‌های نخست، تغییر رژیم در ایران را به‌رسمیت شناخته و حکومت جدید را تبریک گفت. در پاسخ تاوان اشغال سفارت را داد. به‌‌پاداش اطلاع در مورد تحرکات نظامی عراق، که به مقامات ایران هشدار داد صدام آماده حمله به ایران می‌شود، مقصر جنگ شناخته شد. در حالی‌که طی همان جنگ نماینده رسمی‌اش به ایران آمد و در قبال کمک ایران به آزادی گروگان‌هایی آمریکایی در لبنان، تسلیحات مدرن اسرائیلی در اختیار ایران قرار داد. 

حتی قبل‌تر از این‌ها مرحوم «منتظری» ناآگاهانه متاثر از پروپاگاندای اطرافیان جماران در درس خارج خود توصیه کرده بود: «در شعارهای‌تان مرگ بر آمریکا یادتان نرود». همان آمریکایی که وقتی آن مرحوم به حصر رفت، خبر حصر و ایذا و محدودیت‌های‌اش را جهانی کرد. 

از همان سال‌های اول هم «روز ملی مبارز با استکبار جهانی» در کنار «روز قدس» یکی به نماد آمریکاستیزی و آتش‌زدن پرچم آمریکا و شعار مرگ بر آن کشور، و دیگری به نماد اسرائیل‌ستیزی و آتش‌زدن پرچم و شعار مرگ بر آن‌ کشور، و بعد شعار محو از روی نقشه جغرافیا یا زمین تبدیل شد. 

یادآوری کنم که اوایل انقلاب، شعارها فقط محدود به مرگ بر آمریکا و مرگ بر شوروی بود. نه انگلیسی در کار بود، نه اسرائیلی. بعدا به‌مرور شوروی (یعنی همان که به صدام کمک تسلحیاتی فوق‌قوی کرد) حذف، و اسرائیل و انگلیس جای‌گزین آن شدند. 

مهم‌ترین اتفاقی که در رابطه ایران و آمریکا به جنایت بدیهی از سوی آمریکا می‌شود تعبیر کرد، شلیک به ایرباس ایران در تیرماه ۶۷ بود. اما این پرونده یک علامت سئوال بزرگ دارد. بعد از محکومیت آمریکا در دیوان دادگستری لاهه، و در مراحل پایانی صدور حکم به نفع ایران، ایران از ادامه پی‌گیری پرونده انصراف داده، و هیچ‌ توضیحی هم تاکنون ارائه نشده! چرا؟

درست مثل پرونده سقوط هواپیمایی حامل فرماندهان عالی ارتش (فلاحی و فکوری و ...) که هنوز کسی اجازه تحقیق در مورد ابعاد آن‌را پیدا نکرده، و چون اسرار تاریکی پشت پرده مانده، اما از افکار عمومی قابل پاک یا زدوده‌شدن نیست. 

با این سابقه تاریک، روابط میان ایران و آمریکا ـ به‌رغم این‌که طی سال‌های اخیر دولت‌مردان جمهوری‌ اسلامی سعی کرده‌اند حساب مردم آمریکا را از دولت آمریکا جدا کنند ـ اما کارخانه‌ای که در ایران پرچم آمریکا برای آتش‌زدن تولید می‌کند، حاضر نشده از منافع نجومی این صنعت دست بکشد و دولت‌مردان جمهوری اسلامی برای اعلام حسن‌نیت خود در جدایی حساب مردم و دولت آمریکا قادر نبوده به مردم ایران دستور بدهد پرچم این کشور که برای «مردم»‌اش مقدس است را آتش نزنید. 

از آن شعارهای مرگ بر با مشت‌ها گره کرده، و آتش‌زدن پرچم در تمام این ۴۷ سال، آتشی گُر گرفته که فعلا دارد خاورمیانه را می‌سوزاند. اما اگر در ابوظبی یک سطل آشغال می‌سوزد، در ایران انستیتو پاستور، و اگر در قطر یک باجه تلفن ویران می‌شود، در ایران مجتمع عظیم فولاد مبارکه. 

حالا قالیباف شعار بدهد که «یکی بزنند ۱۰ تا می‌خورند» اما واقعیت روی زمین که عینی و ملموس است، و اینترنت هم نشان نمی‌دهد، این است که «صدتا می‌زنند و یکی می‌خورند». و البته درآمد سرانه و سهم‌شان از کیک بزرگ اقتصاد دنیا هم آن‌قدر زیاد هست که همین یکی هم که می‌خورند برای‌شان به‌چشم نمی‌آید و در چشم برهم‌زدنی بازسازی خواهد شد. چنان که برج‌های دوقلو شد ولی خرم‌شهر دیگر خرم‌شهر نشد. 

این‌که پشت این تصمیم‌گیری‌های انتحاری چه کسی است مهم نیست. مهم این است که مسئولیت این‌ها را مسعود پزشکیان با رأی حداقلی مردم و بعد سوگند به قرآن در آیین تحلیف در مجلس، و پیش از آن در سخن‌رانی‌های انتخاباتی با استناد به روایتی محکم از مولی علی که «ذمتی بما اقول رهینه» بر عهده گرفته، و اکنون هم همه او را مقصر این انتحار و سوختن سرزمینی می‌دانند. 

او، پسرش و معاون اطلاع‌رسانی‌ و سخن‌گوی دولت‌اش یا هر کسی دیگری می‌توانند هرچه می‌خواهند ادعا کنند، اما عمل باید با پزشکیان باشد و قول داده اگر نگذاشتند با آن‌ها که به او رأی دادند در میان بگذارد. 

 استاد محمدعلی موحد استادِ اوستادان که توصیه کرده به پزشکیان رأی بدهید، کجاست که یا رأی‌ش را پس بگیرید، یا برای رأی‌اش شرافت‌زایی کند؟ البته بنده با همه احترامی که برای استاد موحد قايل بوده و هستم، اما به توصیه شاگرد ایشان استاد مصطفی ملیکان اصلا در انتخابات شرکت نکردم.

اما اگر استاد موحد در این برهه حساس تاریخی، رأی خود را از پزشکیان پس نگیرد، بدون تعارف بداند که از خود «شرافت‌زدایی» کرده‌است. 

بدانیم که چه آدم‌هایی در چه سنینی و چه جای‌گاه‌هایی امروزه توانایی دارند که جلو این سیل خون را بگیرند و نمی‌گیرند، و گمان هم می‌کنند به شرافت‌شان لطمه نمی‌خورد. 

تاریخ تا همیشه از قائم‌مقام فراهانی که به فتحعلی‌شاه توصیه کرد: «جنگ ۶ کرور با ۶۰۰ کرور نه شرط عقل باشد» به نیکی یاد و از «ملامحمد مجاهد» که الطاف خدایی را پشتیبان دانست و در نتیجه جنگی که به توصیه او درگرفت و به جداشدن جمهوری‌های شمالی از ایران انجامید، به نفرین یاد می‌کند.

تصمیم بگیریم قائم‌مقام زمانه باشیم یا ملامحمد مجاهد؟ 

پنجشنبه، بهمن ۰۲، ۱۴۰۴

رابرت کاپلان: خاورمیانه بعداز پایان حکومت دینی در ایران

پایان ایرانِ حکومت دینی، به‌معنای پایان‌یافتن گرداب بی‌ثباتی در منطقه خاورمیانه خواهد بود.

خاورمیانه در آستانه یک زلزله ژئوپولیتیکی قرار دارد. نزدیک به نیم قرن، از زمان انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ ایرانِ زیر سلطه روحانیون، به اصل سامان‌دهنده خاورمیانه بدل شده‌بود.

انقلابیون ایرانی، حزب‌الله را در لبنان ایجاد کردند، از حماس در غزه حمایت مالی و تسلیحاتی به‌عمل آوردند، حوثی‌ها را در یمن پشتیبانی و مسلح کردند و رژیم خاندان اسد را در سوریه سرپا نگه داشتند.

آن‌ها دشمنی آشتی‌ناپذیر با اسرائیل و عربستان‌سعودی داشتند و از طریق شبکه‌های اجتماعی و ابزارهای دیگر، تروریسم و یهودستیزی را در غرب دامن زدند. و نباید فراموش کرد که ایران، از طریق شبه‌نظامیان وابسته به خود، اصلی‌ترین نیرویی بوده‌است که عراقِ پس از
صدام حسین را در وضعیت خشونت و هرج‌ومرج نگه داشته است.


ایران در حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس به اسرائیل، نقش پشتیبان داشت و همین امر در نهایت به پاشنه آشیل رژیمی اسلامی تبدیل شد.

پاسخ نظامی اسرائیل در یک جنگ دو ساله، حماس را در هم شکست، حزب‌الله را به‌شدت تضعیف کرد و در نتیجه، به سقوط رژیم اسد در سوریه انجامید.

تهدید موشکی و هسته‌ای ایران علیه اسرائیل نیز به جنگی در ماه ژوئن گذشته منجر شد که در جریان آن، اسرائیل و ایالات متحده خسارات سنگینی به فرماندهان ارشد نظامی و اطلاعاتی ایران و هم‌چنین به سامانه پدافند هوایی این کشور وارد کردند.


برای درک پیوند میان اعتراضات گسترده علیه رژیم ایران و شکست‌های اخیر نظامی این کشور در منطقه، باید راه‌برد نظامی ایران پس از جنگ ایران و عراق در سال‌های ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ را شناخت.

آن جنگ در خاک ایران جریان داشت و جمهوری اسلامیِ جوان آن زمان را عمیقاً دچار آسیب روانی کرد. از آن پس، آیت‌الله‌ها با کمک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تصمیم گرفتند ارتش‌هایی نیابتی در دوردست از مرزهای ایران ایجاد کنند، تا جنگ‌های آینده ناگزیر در سرزمین شیعه‌نشین ایران رخ ندهد. حزب‌الله، حماس و نیروهای مشابه برای جنگ با اسرائیل طراحی شدند، در حالی که حرمت و امنیت سرزمین ایران حفظ شود.


نابودی حزب‌الله و حماس به‌دست اسرائیل، راه را برای حمله اسرائیل و ایالات متحده به خاک ایران ـ برای نخستین‌بار از پایان جنگ ایران و عراق ـ هموار کرد. همین واقعیت به‌طور بنیادین به تضعیف رژیم در نگاه مردم خود ایران کمک کرد.

این عامل، همراه با سوء‌مدیریت در اقتصاد، ارزش پول ملی و سامانه تأمین آب آشامیدنی، جرقه خیزش اخیر را زد.


ایران دهه‌ها قدرت‌مند بود، به‌دلیل جمعیت بزرگ خود، حفاظت جغرافیایی فلات ایران و از همه مهم‌تر، نبوغ فرهنگی مردمش.

ایران عرب نیست؛ کشوری هند و اروپایی است، و از همین‌رو، هنگامی که دولت ایران به جنگ نیابتی و تروریسم روی آورد. این کار را با کارآمدی چشم‌گیری انجام داد.

نفسِ وجود و پیش‌رفت برنامه هسته‌ای ایران ـ که تنها شمار اندکی از کشورها از نظر فناورانه قادر به مدیریت مستقل آن هستند ـ خود گواهی بر نبوغ فرهنگی ایرانیان است.

ایران کشوری با مرزهای مصنوعی ترسیم‌شده مانند سوریه و عراق نیست؛ بلکه تمدنی کهن است. و با جمعیتی بیش از ۹۰ میلیون نفر، ایران در کنار ترکیه، بزرگ‌ترین و از نظر سطح آموزشی پیش‌رفته‌ترین جمعیت مسلمان در خاورمیانه را داراست.

 از این‌رو، روندی پرتلاطم که ایران را به یک دولت عادی و غیرایدئولوژیک بازگرداند، منطقه را به‌لرزه درخواهد آورد. همان‌گونه که انقلاب اسلامی رویدادی تاریخ‌ساز در مقیاس جهانی بود، یک ضدانقلاب سکولار نیز چنین خواهد بود.


در کتاب من با عنوان «تار و پود زمان: میان امپراتوری و هرج‌ومرج از مدیترانه تا چین» (۲۰۲۳)، به‌صراحت پایان جمهوری اسلامی و پیامدهای ژئوپولیتیکی آن را پیش‌بینی کرده‌ام.

این احتمال وجود دارد که در بازه‌ای زمانی معقول، ولی‌عهد رضا پهلوی (فرزند شاه فقید) به‌نوعی به ایران بازگردد و رژیمی جدید آغازگر بررسی روابط با ایالات متحده و اسرائیل شود.

ایرانیان و یهودیان در طول قرن‌ها و هزاره‌ها، با یک‌دیگر روابط دوستانه داشته‌اند. نیم‌قرن گذشته چیزی جز یک استثنا در این الگوی تاریخی نبوده است.


یک محور ضمنی میان ایران و اسرائیل ـ که عربستان سعودی و کشورهای حاشیه خلیج فارس را نیز در بر بگیرد ـ این امکان را فراهم می‌کند که لبنان بدون حزب‌الله به‌عنوان یک دولت عادی، عادی‌سازی شود و استحکام یابد.

چنین محوری به تثبیت سوریه کمک خواهد کرد، فلسطینیان را وادار می‌سازد با اسرائیلی بزرگ‌تر وارد مذاکره شوند، و برداشت از عراق به‌عنوان یک شکست تمام‌عیار، آمریکا را تا حدی تعدیل می‌کند.

همچنین یهودستیزی در غرب را مهار خواهد کرد. هیچ‌یک از این تحولات یک‌شبه رخ نخواهد داد؛ ممکن است چند سال طول انجامد.

اما این روند از همان لحظه‌ای آغاز می‌شود که رژیم روحانیت‌محور در تهران فروبپاشد یا دگرگون شود.


البته سناریوهای دیگری نیز محتمل است. رژیم روحانیت ممکن است چند سال دیگر در قدرت باقی بماند. ممکن است جنگی داخلی با سطحی محدود از هرج‌ومرج دربگیرد، در حالی که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دیگر نیروهای رژیم با معترضان درگیر می‌شوند.

اقلیت‌های قومی ایران در مناطق مرزی ممکن است اعلام خودمختاری کنند؛ بلوچ‌های جنوب‌شرقی ایران با هم‌تباران خود در پاکستان پیوند یابند، آذری‌های شمال‌غرب ایران به جمهوری آذربایجان نزدیک‌تر شوند و موارد مشابه دیگر رخ دهد.

در چنین حالتی، کل جغرافیای سیاسی نه‌تنها خاورمیانه، بلکه شبه‌قاره هند و آسیای مرکزی نیز می‌تواند تحت تأثیر قرار گیرد. دلیل آن این است که دولت آینده ایران، دولتی ضعیف‌تر از دولت آیت‌الله‌های مستبد خواهد بود.

با این همه، در هر صورت، روند دگرگونی‌های عظیم تاریخی آغازشده است.


لئو تولستوی
در رمان «جنگ و صلح» (۱۸۶۹) نوشت که تحلیل به‌تنهایی کافی نیست؛ باید از قوه تخیل ادبی برای دیدن رویدادهای ژئوپولیتیکی آینده بهره گرفت (در مورد رمان تولستوی، تهاجم ناپلئون به روسیه و آتش‌سوزی مسکو).

اکنون زمان آن فرا رسیده است که همگی تخیل خود را درباره خاورمیانه آینده به‌کار بگیریم. زمانی که شاه در قدرت بود، کم‌تر تحلیل‌گری می‌توانست ایرانی بدون دودمان پهلوی را تصور کند.

در دهه‌های اخیر نیز کم‌تر کسی می‌توانست ایرانی بدون آیت‌الله‌ها را مجسم کند.

اما جمعیت‌های حاضر در خیابان‌های شهرها و روستاهای ایران، نشان می‌دهند که بیش از ۹۰ میلیون نفر ـ جوان، تحصیل‌کرده و آشنا با فناوری ـ ممکن است در آستانه خروج از تاریکی سیاسی و پیوستن به اقتصاد و نظام جهانی باشند.


درواقع، اسلام‌گرایی افراطی سال‌هاست که در خاورمیانه در حال عقب‌نشینی است. الگوی این روند، حاکم بالفعل و به‌شدت سکولارساز عربستان سعودی، ولی‌عهد محمدبن‌سلمان، بوده است.

این انقلاب اسلامی بود که با سیاسی‌کردن اسلام، عملاً عبادت دینیِ اسلام را در داخل ایران از میان برد.

آینده ایران، همانند عربستان سعودی، به‌سوی سکولاریسم گرایش دارد. مسیر منطقه به این سو است، فارغ از بقایای جهادگرایی در مناطق دورافتاده غرب آفریقا که صرفاً محصول هرج‌ومرج و دولت‌های ضعیف است.

و خاورمیانه‌ای که به‌سوی سکولاریسم می‌رود، دولت یهودی را بسیار راحت‌تر از آن‌چه چپ‌گرایان غربی و یهودستیزان می‌توانند بپذیرند، خواهد پذیرفت.

فلسطینیان، بدون حامیان نظامی قدرت‌مند مانند گذشته، به‌تدریج خود را با واقعیت جدید تطبیق خواهند داد. یک رژیم ایرانیِ پس از روحانیت شاید اصلاً اهمیت چندانی برای مسئله فلسطین قائل نباشد، به‌ویژه آن‌که ویرانی زندگی مادی در داخل ایران تحت حاکمیت آیت‌الله‌ها، خود به تغییر ناگهانی در سیاست خارجی خواهد انجامید.


آینده ایران می‌تواند به‌خوبی دموکراتیک باشد و این امر ممکن است بر سیاست در برخی دولت‌های پلیسی عربی تأثیر بگذارد. ایران، هرچند عرب نیست، می‌تواند به الگویی در منطقه تبدیل شود. سطح بالاتر توسعه سیاسی ایران ـ حتی در دوران حاکمیت آیت‌الله‌ها ـ با وجود کابینه‌ها، انتخابات محدود و نوعی تفکیک مبهم قوا، مزیت‌های نهادی‌ای در اختیار این کشور قرار می‌دهد که در جهان عرب وجود ندارد.

خاورمیانه در حال چرخش بر محور خود است. در مورد رویدادهای بزرگ تاریخ، آن‌چه سال‌ها نامحتمل به نظر می‌رسد، ناگهان به امری اجتناب‌ناپذیر تبدیل می‌شود.
——————
درباره نویسنده:
رابرت دی.کاپلان دارنده کرسی رابرت اشتراوس.هوپه در ژئوپولیتیک در مؤسسه پژوهش‌های سیاست خارجی است. او نویسنده پرفروش ۲۳ کتاب در حوزه سیاست خارجی و سفر است که به زبان‌های بسیاری ترجمه شده‌اند؛ از جمله «آمریکایی خوب»، «انتقام جغرافیا»، «دیگ جوشان آسیا»، «مونسون»، «هرج‌ومرج در راه است» و «اشباح بالکان».

تازه‌ترین کتاب او «سرزمین بایر: جهانی در بحران دائمی» است. وی همچنین استاد ارشد ممتاز در دانشگاه تگزاس در آستین است.
©️نشنال اینترست / ۲۰ ژانویه ۲۰۲۶

یکشنبه، تیر ۰۹، ۱۳۸۷

۳۲۰ هزار قبر برای سربازان آمریکایی

در شرایطی که رسانه‌های بین‌المللی اخبار و تحلیل‌هایی در مورد وقوع جنگ در «خاورمیانه» میان ایران، آمریکا ‏و متحدانش منعکس می‌کنند، مقامات و رسانه‌های داخلی و رسمی ایران نیز به شکلی هماهنگ در مقام ‏پاسخ‌گویی به این حجم بی‌سابقه از «جنگ روانی» برآمده‌اند.‏

منوچهر متکی،
وزیر امور خارجه ۸ تیر ۸۷ در خصوص حمله احتمالی اسرائیل به ایران، به خبرنگاران گفت: «ما ‏این رژیم را در شرایط ورود به چنین ماجراجویی نمی‌بینیم، و آن‌ها می‌دانند پاسخ چنین جسارتی در منطقه چه خواهد ‏بود». ‏

وی که در هفدهمین اجلاس کمیسیون مشترک اقتصادی ایران و پاکستان سخن می‌گفت، در مورد تهدیدهای ‏اسرائیل علیه ایران ادامه داد: «از آنجایی که اظهارات مقامات این رژیم در فاصله زمان‌های مختلف اقرار ‏صریح به تجاوزگری است، همانند اقراری که در مورد سلاح‌های هسته‌ای داشتند، برای ثبت و ضبط این خوی ‏تجاوزکارانه و اقدامات خلاف مقررات بین‌المللی، نمایندگی دائم جمهوری اسلامی در نیویورک نسبت به ثبت این ‏اظهارات در اسناد سازمان ملل طی یادداشت‌هایی اقدام می‌کند.»‏

از سوی دیگر «هاشمی رفسنجانی» در گفت‌وگو با الجزیره گفت: «تهدیدات ‏رژیم صهیونیستی مبنی بر حمله نظامی به تهران نوعی جنگ روانی علیه ایران است». ‏

وی افزود: «این‌گونه اقدامات بزرگ‌تر از اندازه‌ی طبیعی اسرائیل است و در صورت اجرای این تهدیدات این رژیم ‏پشیمان خواهد شد، چرا که واکنش ایران در قبال این تهدیدات بسیار شدیدتر و جدی‌تر خواهد بود». ‏


هاشمی به نحوه پاسخ احتمالی ایران به این تهدیدات اشاره‌ای نکرد اما مدعی شد: «واکنش ایران واکنشی نظامی و ‏سیاسی خواهد بود». ‏


وی همچنین اقدام آمریکا در حمله به ایران را در دوره‌ٔ باقیمانده‌ ریاست‌جمهوری
«جورج بوش» ‏بعید دانست و افزود: «واشنگتن ملت ایران را می‌شناسد. همچنین ممکن است در صورت حمله منافع آمریکایی‌ها ‏هم از بین برود. بنابراین پیامدهای هرگونه حمله‌ این‌چنینی برای تمام منطقه فاجعه‌بار خواهد بود». ‏

 ‎
قبر رایگان است پای مصنوعی بیاورید
فارس ـ که آشکارا از سوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اداره می‌شود و پس از روی کار آمدن دولت ‏نهم، به مهم‌ترین رسانه خبری داخلی تبدیل شده ـ به نقل از «سردار باقرزاده» مدعی‌شد که: «قرار است در ‏هر استان مرزی ۲۰ هزار قبر برای سربازان متجاوز حفر ‌شود». ‏

باقرزاده، فرمانده کمیته جست‌وجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح در شرایطی که جمهوری اسلامی به طور فعال ‏در جریان هیچ جنگی در مرزهای خود قرار ندارد، با بیان این‌که به‌طور متوسط در هر استان مرزی کشور بین ‌‏۱۵ الی ۲۰ هزار قبر برای سربازان دشمن متجاوز حفر خواهد شد، گفت: ‌«پیش‌بینی شده تا در مجموع ۳۲۰ ‏هزار قبر برای متجاوزان آماده شود».‏

این سردار سپاه اضافه‌کرد: «به منظور حفظ تمامیت جسمی و کرامت کشته‌شدگان دشمن و پیش‌گیری ‏از مفقودیت بلندمدت آنان، ترتیبی اتخاذ شده‌است تا با حفر قبور کافی در مناطق مرزی و یا نقاط مرزی نزدیک به ‏خطوط نبرد، توسط گروه‌های داوطلب مردمی، عملیات تدفین اجساد سربازان دشمن به‌خوبی و در کم‌ترین فرصت ‏ممکن انجام گیرد‎.‌‏»‎ ‎

باقرزاده در بخش دیگری از اظهارات خود با یادآوری جنگ آمریکا علیه
ویتنام، غیرمستقیم این ‏قبور را محل دفن سربازان آمریکایی دانست و گفت: «در تلاش هستیم تا با اقدامات پیش‌گیرانه، گام مفیدی برای ‏کاهش رنج‌ها و آلام خانواده‌های آن گروه از سربازانی که در تجاوز احتمالی به کشورمان به هلاکت می‌رسند ‏برداریم و نگذاریم تجربه تلخ و طولانی جنگ ویتنام تکرار شود». ‏

وی درخواست کرد: «جامعه بین‌الملل با تقویت کمیته جست‌وجوی مفقودین جمهوری اسلامی ایران از اقدامات ‏غیرانتفاعی این کمیته برای تدفین اجساد سربازان کشور متجاوز حمایت نماید». ‏

گفته‌های سردار باقرزاده چند روز پس از آن منتشر می‌شود که
سردار محمد حجازی جانشین فرمانده کل سپاه ‏پاسداران در اظهاراتی مشابه و شدیدالحن گفته بود: «متجاوزان برای بازگشت از ایران نیازمند پای مصنوعی ‏خواهند بود». ‏

وی در چهاردهمین همایش سراسری مسئولان هیئت رزمندگان اسلام ۴ تیرماه ۸۷ در سخنانی ارتش آمریکا را با ‏پدیده
«توان مازاد» مواجه دانسته و این مسئله را عامل بروز جنگ‌های پیش‌دستانه توصیف کرده بود.‏
یک‌شنبه ۹ تير ۱۳۸۷. نادر کرمی

©️روزنامه اینترنتی روزآنلاین