‏نمایش پست‌ها با برچسب وزارت کشور. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب وزارت کشور. نمایش همه پست‌ها

پنجشنبه، تیر ۱۶، ۱۴۰۱

۵ به‌علاوه یک، یا ۶ به‌علاوه هیچ؟

سردار سرتیپ «بهمن امیری‌مقدم» استان‌دار استان کرمانشاه در دولت سیزدهم است. وی در یک سخن‌رانی گفته: «وقتی می‌گویند ۵+۱ یعنی این‌که این پنج کشور یک طرف، ایران هم یک طرف.»

این در حالی‌ است که گروه پنج به‌علاوه یک، از پنج عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل (ایالات متحده آمریکا، روسیه، چین، بریتانیا و فرانسه) به علاوه آلمان تشکیل شده‌است.

دلیل نام‌گذاری این گروه، حضور پنج عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد به همراه کشور آلمان است.

با این وصف جای پرسش است که چگونه فردی با این سطح از سواد سیاسی به عنوان بالاترین مقام سیاسی یک استان انتخاب شده است؟

این در حالی‌است که ایشان پیش از این سابقه مدیریت کل اتباع خارجی وزارت کشور را در کارنامه داشته است.

جمعه، آذر ۰۱، ۱۳۸۷

تفاوت مجلس هفتم و هشتم یک «افروغ» بود؟

جایی به طنز نوشته بودم «چرا محصولی به وزارت نفت نرفت؟» امروز می‌پرسیم: چرا و چگونه صادق محصولی برای وزارت کشور انتخاب شد؟
 
به درستی نمی‌دانم حد و حدود مصؤنیت پارلمانی نمایندگان تا کجاست؛ اما مطمئنم تا آن‌جا نیست که نماینده‌ای به‌راحتی و با حدس و گمان، و بدون سند، اتهاماتی را در نطق‌های خود در مجلس متوجه شخص یا اشخاصی نماید، و با فرض مصؤنیت پارلمانی، هیچ‌کس حق هیچ‌گونه اعتراضی را به آن نماینده نداشته باشد.


 از طرف دیگر، با فرض قبول چنین شدتی از مصؤنیت برای نماینده؛ حد و حدود برای نگرانی جامعه و خطوط قرمز برای صیانت از آبروی شخصی افراد در جامعه؛ بدون شک باید شدت تقوای نمایندگان باشد که در شرایط نامزدهای نمایندگی مجلس مورد توجه و توصیه عقلای قوم خصوصن بنیان‌گذار جمهوری اسلامی بوده‌است.

 
«عماد افروغ»
که هنگام مطرح‌شدن نام «صادق محصولی» برای وزرات نفت؛ این‌جا و آن‌جا زبان به اعتراض گشود و به‌صراحت اعلام کرد: ثروت فراوان «محصولی» بادآورده، و با سوء‌استفاده و رانت و به‌واسطه باندبازی تهیه‌شده و نامشروع است (نقل به مضمون)؛ نماینده‌ای است که بدون شک از حداقل تقوای لازم برای آن‌که حرف غیرمستندی را به این صراحت اعلام نکند؛ برخوردار است.
 
پس از آن‌که «محصولی» عطای وزارت نفت را به لقایش بخشید؛ هیچ‌کس شاهد دفاع و یا موضع‌گیری وی در برابر اتهامات مطرح‌شده نبود.


اگرچه این سئوال ناگفته و نانوشته افکار عمومی بود که: اگر اعتراضات و بیانات آقای «افروغ» مقرون به صحت است؛ چرا «محصولی» مؤاخذه نمی‌شود؟ و اگر اعتراض‌ها و حرف‌های آقای «افروغ» کذب است؛ چرا «محصولی» برای مواخذه «افروغ» اقدامی نمی‌کند؟
 
این سئوالات هیچ‌گاه پاسخی درخور نیافت. همان‌گونه که امروز سئوال افکار برجسته عمومی که: چرا و چگونه «صادق‌محصولی» علی‌رغم اتهامات فوق، به وزارت کشور رفت، هم جوابی دریافت نمی‌کند.
 
بزرگ‌ترین ادعای «مجلس هفتم» «اصول‌گرایی» بود. بزرگ‌ترین ادعای «مجلس هشتم» هم «اصول‌گرایی» است. آیا تفاوت اصول‌گرایی هفتم و هشتم تنها در یک «افروغ» است؟