بم؛ بلا یا فقدان مدیریت
نخستین لحظات سپیدهدم ۵ دیماه ۱۳۸۲ زمینلرزهای به بزرگی ۶.۶ در مقیاس ریشتر، شهرستان کویری «بم» در استان کرمان را لرزاند که یکی از مرگبارترین زلزلههای تاریخ ایران را رقم زد.
بنا به آماری که پس از پایان آواربرداریها منتشر شد، بیش از ۲۶ هزار نفر در این زمینلرزه جان خود را از دست دادند. از جمله فرماندار این شهر در آن حادثه خانواده خود را از دست داد، و زندهیاد «ایرج بسطامی» چهره سرشناس موسیقی و آواز ایران نیز از قربانیان این زلزله بود.
▪️
دیوید هاروی، جغرافیدان برجسته درباره مدیریت بلایای طبیعی میگوید: «زلزلهای که در ژاپن مرگبار نیست، در ایران یا ترکیه به فاجعه میانجامد. زیرا در خاورمیانۀ آکنده از تبعیض، امنیت امری صرفاً نظامی تلقی میشود، و ابعاد اجتماعی و اقتصادی آن، و از همه مهمتر کرامت آدمی نادیده میماند.»
▪️
بعدها علی واعظ تحلیلگر ارشد «گروه بحرانهای بینالمللی» در آمریکا، در مطلبی بدون استناد مستقیم به این ضعف مدیریتی در کشورهای توسعهنیافته اعلام کرد: «در دسامبر سال ۲۰۰۳ زمینلرزه ۶.۶ در مقیاس ریشتر شهر بم را لرزاند، و بیش از ۲۶ هزار کشته، نزدیک به ۳۰ هزار مجروح و ۱۰۰ هزار آواره برجای گذاشت و ۸۵٪ از ساختمانها و زیرساختها در شهر نابود شد. این در حالی است که زلزله ۶.۵ ریشتری در "سن سیمون" کالیفرنیا تنها ۳ مرگومیر داشت و حدود ۴۰ ساختمان آسیب دید.»
زلزله پرخسارت «بم» در ۱۳۸۲ نخستین زلزله و بلای طبیعی پر خسارت و زیان ایران بعد از انقلاب نبود، آخرین آن هم نبود. پیش از آن زلزله تلخ در رودبار و منجیل و بخشی از مناطق اطراف آن عوارضی شبیه همین داشت، و سالها بعد زمینلرزه در ورزقان.
اتفاقا در زمینلرزه ورزقان هم «فقدان زیرساخت و خودروی ایمن» باعث سانحه شدید رانندگی برای «اللهوردی دهقانی» نماینده مردم ورزقان در مجلس شد، که منجر به فوت همسر، دو فرزند و مصدومیت خود او و فرزند دیگر خردسالش گردید.
چند روز پیش هم خودرو سقاب اصفهانی دچار حادثه شد و همسر و ۳ فرزندنش جان خود را بهخاطر فقدان آنچه در نگاه کلان «امنیت» خوانده میشود و از زیرشاخههای آن زیرساختهای مجهز است، از دست داد.
دیوید هاری جغرافیدان شاخص باز هم گفته است: «در بلایای طبیعی، هیچ چیز طبیعیای وجود ندارد.» به عبارت بهتر نمیتوان جلو بلایی طبیعی را گرفت، اما با مدیریت درست، میتوان آنرا مهار و میزان خسارتهای آنرا در مقیاسی بزرگ کاهش داد، و بلا را تبدیل به فرصت کرد.
اما «نادان» را از هر طرف که بخوانی «نادان»است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر