چهارشنبه، دی ۱۰، ۱۴۰۴

«من‌وتو» یا تو و شاهزاده

مجتبی واحدی را ـ به‌رغم رفاقتی قدیمی که باهم داشته و داریم ـ دیگر گوش نمی‌کنم. واحدی را پرستش «بت» شاهزاده، نابینا کرده‌است. مثل کروبی که بت خمینی کورش کرده بود. مثل موسوی خویینی‌ها که کوبیدن فقیه دلیر مرحوم منتظری را با تمام‌قوا کورش کرده بود.

در فرمایشات آقای واحدی تناقض زیاد‌شده. به‌خاطر این
کوری ایدئولوژیک. بیش از یک‌سال پیش رسما در یک روم یا یکی از ویدیوهایی یوتیوبی اعلام کرد که عمومی الان اعلام می‌کنم و خصوصی هم به شاهزاده مشاوره داده‌ام که «تکلیف خود را با فحاشان مدعی پادشاهی‌خواهی مشخص کند.» شاهزاده چنان نکرد، نکرده و با احتمال زیاد نخواهد کرد.

یکی دو ماه پیش هم علنی در یوتیوب‌اش اعلام کرد که تعارف را کنار بگذاریم و بپذیریم که شاهزاده نتوانست نظر جامعه جهانی را برای
«آلترناتیو بودن» جلب کند، و باید دنبال یک آلترناتیو جدید باشیم. (نقل به مضمون) 

بعد از این مواضع تند، اکنون تمام هم‌وغم‌ خود را گذاشته حمله به
«ایران اینترنشنال» و دفاع تمام‌قد از امثال علی کریمی که در فحاشی و زن‌ستیزی، گوی سبقت را از قاسمی‌نژاد و شاهین نجفی ربوده‌است. 

ایران اینترنشنال
رسانه‌ تمام‌حرفه‌ای نیست. اساسا رسانه تمام‌حرفه‌ای مثل «آرمان‌شهر» قابل تصور هست، اما قابل تحقق نیست. اما می‌شود میزان وفاداری یک رسانه به اصول حرفه‌ای و اخلاقی رسانه را معیاری برای «مرجعیت رسانه‌ای» و میزان تاثیر آن در اطلاع‌رسانی شفاف تشخیص داد.

در دوره کنونی، هیچ رسانه‌ای به‌اندازه اینترنشنال فارسی «اقبال از سمت ایرانیان معترض» ندارد. این رسانه مجبور است هم نظرات پادشاهی‌خواهان را منعکس کند و هم نظرات مخالفین آن‌ها را.

این ذات کار رسانه است. والا مخاطب خود را از دست می‌دهد. رسانه نمی‌تواند
«پرسپولیسی» محض باشد، چون مخاطب «استقلالی» را از دست می‌دهد، و برای رسانه «مخاطب» رکن اصلی است.

«من‌وتو»
 ـ که آقای واحدی خیلی تلاش می‌کرد آن را تبدیل به رسانه‌ای ملی و مخاطب برایش فراهم کند ـ اساسا رسانه نیست. زمانی که به منبع درآمدی وصل بود و شبکه‌ای داشت، «نمک به زخم مردم ایران» بود. 

مجریان و استودیویی‌های آن، طراحی شده‌بودند برای تفاخر به اشرافیت و لوکس‌‌نمایی. 

داشتن هر نوع سگ در منزل، چه سگ به منزله «تزیین» و تفاخر در منزل و حریم خصوصی، چه سگ نگهبان، چه سگ مراقب کودکان و کمک‌کار ساکنین منزل و چه حتی به‌عنوان یک «فیتیش» برای شیی اروتیک، مذموم که نیست شاید برخی موارد پسندیده و نیاز هم باشد.

اما آوردن یک توله ناز در سبد و بالباس تن آن کردن و گذاشتن آن روی میز و دکور اجرا، و هرازگاهی هم میان بحث نازکردن آن، نمک به‌زخم مردم فقیر ایران است که بیش از نیمی از آن‌ها قادر به تأمین یک وعده غذای کافی برای خودشان نیستند.

برنامه‌هایی مدل
«بفرمایید شام» به درد ساکنان شهرک‌های شهید دقایقی و محلاتی و باستی‌هیلز و برج‌نشینان هم‌جوار برج اختصاصی آقای شمخانی می‌خورد. با این مثال‌ها این شبه‌رسانه به اولیات رسانه هم مقید و وفادار نیست.

کیوان عباسی
وقتی دست‌اش از آن منبع نجومی کوتاه شد، «من‌وتو» را بست. بعدا با توسل به «وبال وحشتناک حیثیت و شرف» (۱) عده‌ای سینه جلو دادند که باید «رسانه ملی» داشته‌باشیم که صدای مردم ایران را منعکس کند. بی‌بی‌سی و ایران اینترنشنال چون از انگلیس و عربستان تأمین مالی می‌شوند، منعکس‌کننده صدای ایرانی، و قابل اعتماد نیستند.

انگار رسانه ملی و فارس و کیهان و تسنیم و ... که از پول شهروند نگون‌بخت ایران اداره می‌شوند، مدافع «ملت ایران»‌اند.

این اصل را بپذیریم که در رسانه نباید دنبال 
«منبع درآمد» گشت، باید «منابع خبر» را جست‌وجو کرد. 

منبعی که چندبار خبر دروغ منتشرکند، به منابع نجومی هم وصل باشد «مخاطب» یا «مشتری‌»اش را از دست می‌دهد. بودجه اینترنشنال و بی‌بی‌سی و امثال‌ذالک، به گرد پای بودجه «صدا و سیمای جمهوری اسلامی» نمی‌رسد، اما آیا «مشتری» دارد؟ مخاطب دارد؟ مرجعیت خبری دارد؟

اگر این‌ها دارند، من و تو که می‌خواست با حق اشتراک ایرانیان وفادار در کل ـ و وفادار به سامانه پادشاهای اختصاصا ـ دوباره احیا شود، بزرگ‌ترین شاخص شکست سامانه پادشاهی بود. به‌غیر از چند شکم‌سیر که سکه سیاهی هزینه کردند، کسی حاضر نشد و پروژه «رسانه‌ای که با پول ایرانی اداره شود» تبدیل شد به یک کانال یوتیوبی با مشتی فالوور فحاش که «علی کریمی» و داماد سابق
عبدالعلی بازرگانِ مفسر قرآن را حلواحلوا می‌کنند.

امیر طاهری
با آن‌همه سابقه اگر‌چه از این سامانه جدا شد، اما انکار بعد از اقرار او برای مخاطب فعلا مسموع نیست، و او برای بازسازی شخصیت آسیب‌دیده خود باید بسیار هزینه بدهد. آیا موفق خواهد شد یا نه بحث دیگری است.

«مراد ویسی»
ـ سردبیر ایران اینترنشنال هم پادشاهی‌خواه است. [از نظر من از خطاهای ایشان است]

ویسی توانسته با تمرکز روی 
رعایت استاندارد، پرنسیب، اتیکیت‌های رسانه‌ای (شیک‌پوشی، آراستگی، مودب، مهربان و صمیمی‌بودن. لحن آرام داشتن. از همه مهم‌تر هیچ واکنش احساسی به انواع فحاشی‌ها که به او می‌شود نشان‌ندادن و ...) شبکه شخصی رسانه‌ای خود را ساخته و ظرف دو سال دنبال‌کننده‌های کانال یوتیوب خود را به ۱۲۰ هزار نفر برساند.

سردبیر ایران اینترنشنال در شبکه رسانه‌ای غیرشخصی، همه صداها را منعکس می‌کند، اما در رسانه خودش تمام‌قد پشتیبان شاهزاده است. اما «علی کریمی» را بت نمی‌کند، «امیر طاهری» را تحقیر نمی‌کند. خامنه‌ای و خمینی، یا ترامپ و پوتین و ... را هم محترمانه خطاب می‌کند. 

با این قدرت رسانه‌سازی، او دیگر محتاج نیست خبری خلاف واقعیت را که به او دیکته شده، چون مزد می‌گیرد. حتما منتشر کند! این‌جا دیگر این رسانه است که به اعتبار «مراد ویسی» نیاز دارد و ویسی می‌تواند استانداردهای خودش را به «رسانه» دیکته کند. و گرنه خداحافظ، همان‌طور که
«ایلان ماسک» وقتی دید «ترامپ» مشاوره‌پذیر نیست، از او جدا شد و این به زیان «ماسک» نبود، به زیان «ترامپ» شد. 


همین ماسک که جدای از سیاست یک بیزینس‌من و از این منظر هم رقیب ترامپ است، به‌تازگی از هیئت‌مدیره «اپل» یک پاداش نجومی دریافت کرده که «ترامپ»یست‌ها حالاحالاها در خواب هم نمی‌توانند خواب این ثروت را ببینند. 

ترامپ هم همه توییت‌هایش را در «تروٍث» منتشر می‌کند و توهم دارد که «رسانه» است. کافی است صاحب «تروٍث» از اسب «قدرت» پیاده شود، تروث هم پیاده خواهد شد. 
(۱) باربارا تاکمن. تاریخ بی‌خردی
در همین رابطه:

از دست‌بوسی قالیباف تا پابوسی پهلوی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر