شنبه، دی ۰۶، ۱۴۰۴

میرشایمر؛ جانی که تنهایی صدا ندارد

«جان میرشایمر» اندیش‌مند چپ‌نمای آمریکایی به‌تازگی در ویدیویی مدعی شده که سیاست‌های ترامپ در سطح جهان به بن‌بست خورده و شلوغی‌های اخیر آمریکا را در همان صورت‌بندی تحلیل کرده‌است. 

حرف اصلی میرشایمر در این ویدیو این است که: هرچه دست آمریکا در جهان بسته‌تر می‌شود، در داخل کشورش تهاجمی‌تر رفتار می‌کند.


او مدعی است آمریکا در اوکراین و غزه به بن‌بست خورده و برای حفظ تصویر ابرقدرتی، فشار و خشونت را به داخل مرزهای خودش منتقل کرده است.

به گفته اندیشمند منتقد آمریکایی، تاکتیک‌هایی که ارتش آمریکا پیش‌تر در
عراق و افغانستان به‌کار می‌برد، حالا در برخورد با مهاجران و معترضان داخل آمریکا دیده می‌شود.


او به‌شدت از رسانه‌های جریان اصلی انتقاد می‌کند و معتقد است آن‌ها طوری خبرها را روایت می‌کنند که خشونت پلیس و دولت، طبیعی و حتی ضروری جلوه کند.

به عقیده او تمرکز روی تصاویر بازداشتی‌ها، ابزاری است برای منحرف‌کردن افکار عمومی از شکست‌های بزرگ‌تر سیاسی و اقتصادی.


به باور میرشایمر، دولت با بزرگ‌نمایی خطر مهاجران یا گروه‌های خاص، فضای ترس ایجاد می‌کند. وقتی مردم بترسند، راحت‌تر با افزایش قدرت پلیس و نهادهای امنیتی کنار می‌آیند و کم‌تر اعتراض می‌کنند.


وی هشدار می‌دهد که: لج‌بازی بر سر اوکراین و تایوان، جهان را شبیه یک بشکه باروت کرده، و قدرت‌های بزرگ یعنی آمریکا، روسیه و چین به نقطه خطرناکی رسیده‌اند و یک جرقه کوچک می‌تواند جنگی راه بیندازد که راه برگشتی نداشته باشد.
.
میرشایمر که منتقد سیاست‌ها هر دو جناح دموکرات و جمهوری‌خواه آمریکاست، عموما تحلیل‌هایی موافق نظر چپ جهانی ارائه می‌دهد و اگرچه رفتار‌های چپ و در رأس آن «پوتین» را تحسین نمی‌کند، ولی نظریات او توجیه و دست‌آویزهایی برای رفتارهای روسیه در اوکراین، و چین در ترکستان و تایوان فراهم می‌سازد. 

غالب تحلیل‌های میرشایمر درباره تجاوز روسیه به اوکراین با انتقاد محافل سیاسی همراه بوده و غیر از محافل با مشی «رئال‌پولتیک» با استقبالی مواجه نشد.

در همین ویدیو او هنوز «روسیه» را یک
ابرقدرت در کنار چین و آمریکا محسوب می‌کند. این در حالی است که روسیه از منظر سیاسی، اقتصادی، و نظامی دیگر ابرقدرت مهمی به‌حساب نمی‌آید، و تنها منابع فراوان طبیعی آن کشور می‌تواند نقش او را اندکی در میان کشورهای توسعه‌یافته برجسته کند. 

از سویی «روسیه» طی ۵ سال گذشته چندین خطا و شکست استراتژیک داشته که بر هژمونی پیشین آن کشور تاثیر منفی قوی داشته است.

پوتین با
«بلوف» اشغال ۶ ساعت و ۶ روزه اوکراین، به این کشور حمله کرد، ولی نزدیک به ۵ سال است که نه‌تنها در تحقق اندکی از رجزهای آن روزهای خود موفقیتی کسب نکرده، بلکه مقاومت ستایش‌برانگیز اوکراین در مقابل این کشور ـ که زمانی دومین قدرت جنگ‌افزاری جهان بود ـ حقارت شدیدی برای روسیه در پی داشته است. 

بزرگ‌ترین اهرمی که روسیه در تجاوز به اوکراین و مهار و کنترل اروپا روی آن حساب می‌کرد، پروژه خط انتقال گاز «نورداستریم» بود که با محاسبه غلط ۱۰۰٪ اشتباه از آب درآمد، و یکی از بالقوه‌ و بزرگ‌ترین بازارهای انرژی خود را به‌دست خود از حیز انتفاع ساقط کرد.

اندکی بعد
«دیمیتری مدودف»، معاون رئیس شورای امنیت روسیه در واکنش به اظهارات وزیر دفاع آلمان درباره عادی‌خواندن حمله اوکراین به خاک روسیه، تهدید کرد که: «آماده رژه ارتش روسیه در برلین باشید

 اما درماندگی در گرداب اوکراین، این کشور را مجبور کرد از نو برای بازسازی نیروهای پیاده رزمی خود، اقدام به سربازگیری از جوانان این کشور در سطوح و مراتب مختلف کند، و از طرفی باعث نارضایتی عمومی و نافرمانی و فرار جوانان کشور شود.
 

یک سال بعد از آن و هنگامی که با تحریم‌های پشت‌سر هم در حوزه‌های انرژی، سیاسی، فرهنگی و ورزشی مواجه شد، برای یک عرض‌اندام و کج‌دهنی به تحریم‌ها، تهدید کرد که «جام جهانی فوتبال قطر برگزار نمی‌شود». 

جام جهانی هم در کمال امنیت و آرامش برگزار شد و به پایان رسید و آخرین تیرها در ترکش «پوتین» هم نتوانست هدف جفت‌وجوری برای او دست و پا کند.

از طرف دیگر باور روسیه و اکثر تحلیل‌گران سیاسی این بود که
«چین» مهم‌ترین متحد و پشتیبان روسیه در بزنگاه‌های حساس خواهد بود. اما خطای تجاوز به اوکراین و خالی‌کردن پشت روسیه از سوی چین، نشان داد که برای چین دیگر «توسعه» به مراتب مهم‌تر از «ایدوئولوژی» است و این چین، دیگر «رفیق» قدیمی که بود نیست. 

شکست علنی این «باور سنتی»، تزریق اعتمادی به آمریکا، اروپا، ژاپن و در رأس آن «اوکراین» بود که حالا احساس می‌کرد در قبال مقاومت جانانه و قربانیان بسیار، پاداش و تحسینی «ابدی» دریافت کرده‌است. 

پوتین، مدودوف، اولیانوف و بقیه مقامات روسیه کماکان «بلوف» می‌زنند و «میرشایمر» هم در غیاب «چامسکی» ـ که این روزها در کهولت و بی‌خبری مطلق است ـ برای آن‌ها دست می‌زند، اما همه دنیا می‌داند که «یک دست صدا ندارد». 
منتشرشده در پایگاه تحلیلی زیتون

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر