سه‌شنبه، دی ۰۹، ۱۴۰۴

صدام باور نمی‌کرد اعدام شود

امروز ۳۰ دسامبر ۲۰۲۵ نوزدهمین سال اعدام «صدام حسین عبدالمجید تِکریتی» دیکتاتور رژیم سابق عراق است. او از ۱۹۶۸ تا ۱۹۷۹ معاون رئیس‌جمهور و از ۱۹۷۹ تا ۲۰۰۳ (هنگامی که با حمله متحدین غربی سرنگون شد) به جز دوره کوتاهی هم‌زمان رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر عراق بود.

نهم دی ۱۳۸۵ پس از آن‌که محکمه عالی کیفری عراق «صدام» را به اتهام جنایت علیه بشریت؛ از جمله کشتار ۱۴۸تن از مردم دجیل در سال ۱۳۶۱ مجرم شناخت، در ساعت ۶:۰۷ به وقت محلی به دار آویخته شد.

الربیعی سیاست‌مدار عراقی می‌گوید: «وقتی که جلوی درِ مرکزیِ که قرار بود حکم اعدام در آن اجرا شود، صدام را تحویل گرفتم و به اتاق قاضی بردم تا لایحۀ اتهاماتش قرائت شود، صدام تکرار می‌کرد: «مرگ بر ای.ر.ا.ن ... مرگ بر ای.ر.ا.ن.ی‌های مجوس».

این سیاست‌مدار عراقی خاطرنشان کرد که روز اعدام صدام، بیش‌تر مسئولان داخلی و خارجی از بغداد خارج شدند، تا در مسئولیت مرگ او شریک نباشند. فقط «نوری المالکی» مانده بود که ما هم بعد از اجرای اعدام، جسد صدام را با بالگرد به منطقۀ سبز بردیم تا به رؤیت او برسد و بعد هم برای دفن به استان صلاح‌الدین منتقل شد.


نکته قابل‌توجه این‌جاست که الربیعی می‌گوید: «تا قبل از اعدام صدام، ما تحت فشار زیادی بودیم، هم از جانب حکومت‌های منطقه و هم طرف‌های بین‌المللی. حتی نهادهای مختلفِ دولت آمریکا در این رابطه دو نظر متفاوت داشتند، و حاکمان کشورهای حوزۀ خلیج فارس هم اصرار داشتند این کار صورت نگیرد؛ چون معتقد بودند با این کار مردم منطقه نسبت به حکام خود جسور خواهند شد».

صدام در تمام طول دادگاه، با کت‌شلوار و آراسته، تیم وکیل مدافعان، ـ که یکی از آن‌ها هم کشته شد ـ خانواده‌اش و مردم تکریت که با حضور در دادگاه و توسل به «ملیت» و «مظلومیت» سعی می‌کردند بر ذهن قاضی و نتیجه داوری تاثیر بگذارند، و با شادی و بذله‌گویی و خنده‌های بلند حضور داشت.  


نکته دردناک در این سخنان و حکم محکمه این است که «صدام» به اتهام جنایت علیه بشریت و تاکید بر کشتار مردم «عراق» مجرم شناخته شد و به‌نظر می‌رسد، دادگاه او خیلی تمرکزی روی «تجاوز» او به ایران و تحمیل جنگ ۸ ساله علیه ایران و آن‌همه خسارت که به هر دو کشور زد نداشته‌است. 

این در حالی است که او هنگام برده‌شدن به دادگاه، علیه ایران و به‌قول خودش «مجوس» شعار می‌داده‌است.

اما نکته دردآورتر این است که دو مأموری که با نقاب پیش از انداختن طناب دار، در گوش صدام جملاتی را
به زبان فارسی می‌گویند، ایرانی بوده‌اند. صرفا برای این‌که «هزینه» این اعدام را متوجه ایران کرده و از فشار بار آن روی دوش عراق و کشورهای عربی کاسته شود. 
 
برخلاف جملاتی که در ویدیوی ابتدای یادداشت منتشر شده، جدای از آن‌که «اعدام» صدام یک خطای استراتژيک در مناسبات قدرت در عراق بود، این اقدام اوج «بلاهت» آن دو مأمور و ادعای مضحک این مجری را نشان می‌دهد.

به عقیده این فقیر که برادرش را در عملیات مرصاد و بعد از پذیرش قطعنامه و دو پسر عمویش را طی ۳ سال پیش از آن، در همین جنگ از دست داده: «با آن‌که انتقام ز دشمن حرام نیست، در عفو لذتی است که در انتقام نیست.»

به واژه انتقام در این بیت، من واژه «کور» را هم اضافه می‌کنم و آن را
«انتقام کور» می‌دانم. اگر صدام اعدام نمی‌شد، و مثل «اوجالان» تحت‌الحفظ زنده می‌ماند، حکم‌رانان بعدی عراق می‌توانستند از او به‌عنوان «گروگان»ی برای کنترل خشم مردم شمال عراق ـ خصوصا تکریت ـ و خون‌ریزی‌های بعد از آن کمک بگیرند.

ایران هم شاید بهتر می‌توانست
«غرامت» جنگ تحمیلی را از عراق بگیرد. همان‌طور که «کویت» تا ریال آخر غرامت خود را از عراق گرفت.

آخرین جمله صدام به نگهبانی که در حال انداختن طناب دار بود، این است: «تو هم به جهنم خواهی رفت بدان، بدان!»

رئیس سابق هیئت دفاع از صدام حسین در گفت‌وگو با شبکه «العربیه» افشا کرد: آمریکا در برابر چند شرط، پیشنهاد عفو صدام حسین را مطرح کرده بود.

خلیل‌الدلیمی گفت: آمریکایی‌ها با صدام مذاکره کردند و به او پیشنهاد دادند، فردی را به‌عنوان معاون رئیس‌جمهوری عراق تعیین کند تا او مشمول عفو شود.

بر اساس این شرط، این فرد نباید قدرت‌های معمول یک معاون رئیس‌جمهوری را داشته باشد.


شرط دیگر آمریکایی‌ها، پایان درگیری‌ها علیه نیروهای آمریکایی در شهر
فلوجه بود.

بنا به اظهارات الدلیمی، خروج صدام از عراق، پس از آزادی، یکی دیگر از شرط‌های آمریکا بود.


صدام که این شروط را خود شخصا برای الدلیمی نقل کرده‌بود، با همه این پیشنهادات و شروط مخالفت کرد.

در ویدیو لحظه ابلاغ حکم به صدام در داده، نشانه‌هایی از استیصال و عدم باور به حکم اعدام نزد صدام قابل مشاهده‌است. این‌که حاضر نمی‌شود بایستد، یا اکراه دارد، و بعد از شنیدن حکم با سروصدا صلاحیت و با «الله‌اکبر»گفتن پشت‌سرهم مشروعیت دادگاه را زیرسئوال می‌برد، نشان می‌دهد که صدام
«باور» نمی‌کرده، چنین حکمی برای او صادر و به مرحله اجرا برسد. 

حتی می‌توان حدس قوی زد که صدام، نتیجه دادگاهی که سیر آن را قبول و از خود دفاع کرده را منتهی به «برائت» و حتی بازگشت به قدرت می‌دانسته‌است، و وقتی حکم اعدام به او ابلاغ می‌شود تازه به صرافت می‌افتد به صلاحیت و مشروعیت دادگاه اعتراضی کند. 

اعتراضی که در ادبیات تلمیحا به آن
«تلاش مذبوحانه» می‌گویند.

همه مستبدان فقط در لحظه آخر متوجه می‌شوند که کارشان تمام شده‌است. 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر