‏نمایش پست‌ها با برچسب اخلاق‌روزنامه‌گاری. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اخلاق‌روزنامه‌گاری. نمایش همه پست‌ها

پنجشنبه، فروردین ۰۶، ۱۴۰۵

«مهدوی» آزاد نیست از هر کلمه‌ای استفاده کند

«مهدوی مهدوی‌آزاد» روزنامه‌نگاری نخوانده‌است. تا آن‌جا که می‌دانم دانش‌جوی دانش‌گاه کاشان بوده، و تا آن‌جا که من با این دانش‌گاه آشنا هستم و ارتباط داشته‌ام، در زمان تحصیل ایشان در این دانش‌گاه رشته روزنامه‌نگاری آموزش داده نمی‌شده‌است.
البته نه تنها استبعادی ندارد بلکه چین هست که بیش‌ترین روزنامه‌نگاران ایرانی روزنامه‌نگاری نخوانده، و بیش‌ترین روزنامه‌نگاری خوانده‌های ایران& کار و شغل و حِرَف و کسبی غیر از روزنامه‌نگاری دارند.
 
بنده هم که پیراهن‌ام با روزنامه‌نگاران در یک آفتاب خشک می‌شود، اساسا تحصیلات آکادمیک ندارم. اما روزنامه‌نگاری را حرفه‌ای خوانده‌ام. یعنی اساتیدی داشته‌ام که برای همیشه خودم را مدیون مرحمت و نکته و پند‌آموزی‌های دقیق آن‌ها می‌دانم. از جمله حسین نوش‌آذر، آسیه امینی، مهرانگیز کار، مسعود بهنود، و مختاری مستقیم اگر به یک ساعت هم بوده در کلاس درس‌شان تلمذ کرده‌ام و بسیارانی که از قلم و قدم‌شان آموخته‌ام.
 
با این‌‌وصف می‌دانم «فقه‌اللغه» در روزنامه‌نگاری بسیار مورد تأکید و دقت و سفارش است. در فاکتور «دقت» بسیار برای وسواس در استخدام کلمات برای آن‌که بار عاطفی منفی یا بار عاطفی جانب‌دارانه منتقل نکنند، توصیه و تأکید شده که چون از اصول ابتدایی و امهات مشهور و شایع اصول روزنامه‌نگاری است از توضیح بیش‌تر آن در می‌گذرم.
 
مهدوی‌آزاد چند مورد در گزارش‌های غیرحرفه‌ای رسانه‌ای‌اش در شبکه ایران اینترنشنال دیده‌ام که از حدود اخلاق حرفه‌ای روزنامه‌نگاری عدول کرده‌است.

 البته اساسا اینترنشنال رسانه‌ای مستقل و بی‌طرف و حرفه‌ای تلقی نمی‌شود. اما مهدوی‌آزاد شأن دوستی ارزش‌مندی برای من دارد که امیدوارم این نقد من موجب رنجش ایشان نشود و بیش‌تر از باب مراة‌المومن به من نامومن بنگرد.
 
در ادبیات فارسی کلمه «خر» دو معنای کاملا متفاوت و متضاد دارد. یکی نام جانواران و اشیا و اعضا و ... بزرگ است. مثل خرگوش، خرمهره، خرپا، خرچنگ، و... و دیگری نام جانوری که نماد بلاهت و انکرالاصواتی و توهین است. مثل: «آن خر که کتاب بار دارد دگر است، یاران خر ماه کتاب هم بارش نیست.»

یا مثلی هست که زارعی رفت زمینی بفروشد و حیوانی بخرد. کسی که سواد این معامله را می‌نوشت، به طنز سجل کرده بود که زمین مال‌ خر شد. یکی از شاگران پرسیده بود استاد ضمیر به که برمی‌گردد؟ استاد جواب داده بود درست نوشتم کسی که زمینی که به او جو می‌دهد را می‌فروشد و حیوانی می‌خرد که از او جو بخواهد عقل‌اش بیش‌تر از خر نیست.
 
شواهد در استفاده از این کلمه دوحرفی که به دراز‌گوش به‌عنوان نماد بلاهت و حماقت و انکری اشاره دارد در زبان فارسی به نظم و نثر فراوان است، اما من همین چندبار که مجبور شدم از روی ناچاری به صراحت بدان‌ها اشاره کنم، برای‌ام حکم جان‌کندن داشت. من به‌شدت مبادی آداب و به کلمات با بار منفی حساسیت دارم.
 
مهدوی آزاد در یکی از برنامه‌های‌اش مخاطبینی را به این حیوان تشبیه و ابتدا عذرخواهی کرد اما بعد عذرخواهی خود را پس گرفت و در توضیح به همان بخش صدر این نوشته اشاره کرد که معنی آن کلمه دو حرفی «بزرگ» است.
 
اما همه می‌دانند که این سخن مهدوی آزاد به‌قولی حرف «حق» یا درستی است که از آن اراده باطل شده‌است. و روزنامه‌نگار باید بیش از هر چیز شأن صنفی و جای‌گاه رفیع حرفه خود را پاس داشته و اجازه ندهد جار و جنجال‌های سیاسی به ابتذال این حرفه منجر شود. 

پنجشنبه، خرداد ۲۷، ۱۳۹۵

اخلاق روزنامه‌نگاری

 سایت کلمه امروز نوشته است: «توقیف دومین رسانه افراطیون؛ جهان‌نیوز توقیف شد.»

نمی‌دانم چه کسی در غیاب «میرحسین موسوی» مدیریت این سایت را برعهده داد. اما انصافا استفاده از صفت توهین‌آمیز «افراطیون» فارغ از آن‌که مغایر با اخلاق حرفه‌ای رسانه و نقض‌کننده بی‌طرفی و اثبات‌کننده جانب‌داری گردانندگان این سایت است، با شخصیت میرحسین موسوی که «ادب مرد به از دولت اوست» را به شعار ماندگاری در نسبت با شخصیت خود تعریف کرد هم نمی‌خواند.

سه‌شنبه، اسفند ۰۶، ۱۳۹۲

از‌ بی‌بی‌سی تا پرس‌تی‌وی با اهالی اخلاق و رسانه

سه چهار سال پیش که تلوزیون «بی‌بی‌سی فارسی» تازه فعالیتش با همراهی تعدادی از خبرنگاران جوان ایرانی ــ که در بخش‌های مختلف آن مشغول برنامه‌سازی و اجرا بودند ــ رونق گرفته، و برنامه‌های آن در پوشش حوادث پیرامون انتخابات ریاست‌جمهوری ۸۸ مخاطب زیادی پیدا کرده بود، بعضی از رسانه‌های اقتدارگرا در ایران برای کاهش تاثیر رسانه‌ای و به خیال خودشان بی‌اثر کردن کار حرفه‌ای آن رسانه، به تخریب مدیر و کارمندان آن متوسل شده و با جعل بعض اخبار دروغ به نقل از منابعی موهوم، مدیر این شبکه را به آزار جنسی و تجاوز به تعدادی از مجریان و برنامه‌سازان این شبکه متهم کردند.

در بعض موارد نیز پا را فرا‌تر نهاده و مدیر این شبکه را متهم نمودند که وی شرط استخدام و پذیرفته‌شدن برای تعدادی از مجریان زن آن شبکه را برقراری رابطه جنسی با خود قرار داده است.

اتهاماتی که نه‌تنها در هیچ محکمه‌ و دادگاهی ثابت نشده، بلکه در هیچ دادگاهی ثبت و طرح و بررسی هم نشده بود و بعض شواهد عینی ادامه همکاری فاقد تنش و چالش مجریان و مدیر شبکه حاکی از جعلی و کذب و از ریشه بی‌اساس بودن آن بود.

آن زمان اکثر فعالین رسانه‌ای نسبت به این رفتار خلاف اخلاق از منظر کلی و مغایر با قواعد حرفه‌ای اخلاق رسانه از منظری دیگر واکنش نشان داده و به شدت به آن اعتراض کردند.

چند سال پس از آن اتفاق و آن حاشیه‌ و بداخلاقی‌ها، این‌روزها یک فایل صوتی و در ادامه آن یک فایل تصویری متعلق به یک مجری خانم از شبکه ایرانی پرس‌تی‌وی که مدیر آن شبکه را به آزار جنسی نسبت به خودش متهم می‌کند، توسط صفحه فیس‌بوک یک رسانه باسابقه آنلاین منتشر و سپس بلافاصله توسط اکثر رسانه‌های همسو با آن صفحه اجتماعی بدون کمترین پرسش یا واکنشی هم‌رسانی و پوشش وسیع داده شد.

این اتفاق درحالی افتاد که تعدادی از همان افراد و رسانه‌هایی که در مورد جعل و انتشار اخبار کذب توسط «باشگاه خبرنگاران جوان» در جبهه مخالفت با آن رسانه و در سمت دفاع از اخلاق و حقوق مدیر و مجریان شبکه بی‌بی‌سی بودند، در این فقره سوگ‌وارانه در جبهه هم‌رسانی و دامن‌زدن به اتهامی بودند که به صرف ادعای یک انسان مطرح و صرفا مورد ادعا قرار گرفته و در هیچ دادگاهی اثبات نشده و متهم یادشده مجرم شناخته نشده است.

به همان اندازه که احتمال دارد این فایل صوتی و تصویری منتشرشده عین واقعیت و حق با منتشرکننده و مدعی باشد، به همان اندازه هم این احتمال وجود دارد که هردو فایل منتشرشده و ادعا جعلی و صرفا برای یک آبروریزی با یا بدون دلیل طراحی شده باشد. این‌که کدام احتمال درست و دقیق است را رای دادگاه و پس از طی کردن مسیر قانونی مشخص می‌کند.

در قبال چنین ادعایی، پاسداران مرزهای اخلاق و صیانت از حقوق انسان و مدافعان سلامت فضای رسانه‌ای، باید فرد مدعی را به محکمه و طرح و اقامه دعوی در دادگاه دلالت می‌کردند و پس از آن اگر رای قاضی بر مجرمیت متهم صادر می‌شد، آن‌گاه اخبار محکومت او را پوشش داده و منتشر می‌کردند.

مدیر شبکه‌ بی‌بی‌سی و مدیر شبکه پرس‌تی‌وی در مقابل قانون مساوی هستند و به همان اندازه که در مقابل قانون مساوی هستند، وظیفه‌ای اخلاقی و حرفه‌ای همه اهالی رسانه و ارباب اخلاق در هر سمت و جناحی ایجاب می‌کند که از حقوق آن‌ها به یک‌سان دفاع کند.

این‌که این دو رسانه و خط‌مشی و اهداف آن با هم متفاوت است و شاید سیاست رسانه‌ای یکی مغایر آزادی و حقوق بدیهی انسانی باشد، در اصل موضوع تفاوتی ایجاد نمی‌کند و توجیه‌کننده سکوت در مقابل پایمال‌شدن حق یک نفر و اعتراض در قبال پایمال شدن حق دیگری نیست.

این‌که نه‌تنها دفاع نمی‌شود بلکه غیرمنصفانه در حمله هم مشارکت می‌شود خود داستانی از شوربختی ماست که «قانون» را به نفع و از چشم خودمان می‌بینیم.
منتشر شده در زیتون

دوشنبه، فروردین ۱۵، ۱۳۹۰

چشم‌ها را باید شست

اخلاق حرفه‌ای روزنامه‌نگاری توصیه موکد دارد که روزنامه‌نگار باید تمام تلاش خود را به کار گیرد، تا از هرگونه قضاوت و پیش‌داوری نسبت به موضوع خبر، پرهیز نموده، و اخبار را بدون کمترین جهت‌گیری مثبت یا منفی، با بی‌طرفی کامل گزارش نماید.
اگرچه بی‌طرفی مطلق و عاری بودن از قضاوت کار بسیار سختی است و حرفه‌ای‌ترین و اخلاقی‌ترین و باسابقه‌ترین خبرنگاران و روزنامه نگاران نیز گاها در معرض خطر لغزش در مقابل اخبار یا سوزه‌هایی که به دلایل شخصی نسبت به آن علاقه یا کینه دارند قرار می‌گیرند؛ و احتمال لغزش‌های اندک نمی‌تواند صد در صد منتفی باشد، با این حال لغزشهای بزرگ و آشکاری که به سادگی دست رسانه و خبرنگار و تنظیم کننده گزارش آن را در عدم بی‌طرفی و رعایت نکردن این اصل بدیهی رو کند، به راحتی می‌تواند اعتبار و آبروی حرفه‌ای رسانه را به مخاطره انداخته و رسانه را در دراز مدت با مشکل مواجه نماید.
وب‌سایت «خبرنگاران سبز» که چنانکه از نامش پیداست منعکس کننده اخبار مربوط به جنبش سبز می‌باشد و طی همین مدت کوتاه حضور، به رغم تمام محدودیت‌های موجود موفق شده جایگاه خود را در بین رسانه‌های مجازی همسو با جنبش سبز پیدا نماید و بر این اساس از آن توقع بی‌طرفی مطلق نسبت به موضاعات اخبار و گزار‌ش‌های آن نمی‌رود، اما شایسته است که برای حفظ اعتبار اخلاقی خود از بعضی از لغزشهای مشخص اخلاقی برحذر باشد.
پوشش خبرمربوط به «پاشیدن رنگ سبز» بر بنر تبلیغاتی فیلم «اخراجی‌ها3» بر سردر سینمایی در شهر «آمل» (+) اگرچه یاد‌آور رفتار ناشایست آقای «دهنمکی» کارگردان فیلم در دهه هفتاد می‌باشد، اما از آنجا که رفتار یاد شده توسط آقای «دهنمکی» در آن زمان غیر اخلاقی و مستوجب نکوهش بود، رفتار شبیه سازی شده امروز دوستان سبز ما هم در شهر آمل رفتاری خلاف اخلاق و مستوجب نکوهش و تذکر است و شایسته بود این خبر با رویکرد منفی توسط این رسانه سبز منعکس شده و به دوستان ما که از تمسخر جنبش توسط کارگردان و فیلم او ناراحت بوده و ناراحتی‌شان را به این شکل بیان نموده‌اند، با یاد‌آوری رفتار دهه گذشته کارگردان توصیه می‌شد که:
چشمها را باید شست/ جور دیگر باید دید.
این نوشته در خبرنگاران‌سبز اینجا