نمایش پستها با برچسب سواد رسانه. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب سواد رسانه. نمایش همه پستها
یکشنبه، خرداد ۱۰، ۱۴۰۵
مرجعیت رسانه، اعتماد مردم
کمتر از دو ساعت پس از انتشار یک خبر از سوی شبکه ایران اینترنشنال مبنی بر استعفای پزشکیان، ابتدا خبرگزاری نیمهرسمی و شبهامنیتی تسنیم این خبر را از قول یک منبع آگاه در دولت تکذیب کرد.
سهشنبه، فروردین ۱۱، ۱۴۰۵
رئیسجمهور سوریه احمد الشرع است
اینکه خبرگزاری نیمهرسمی کشوری که اکنون بیش از هر زمان دیگری نیاز به جلب نظر مثبت جهانی به سود خویش دارد، رئیسجمهور رسمی یک کشور که همه همسایگان، همه دنیا، دولتمردان پیشین آنکشور، نهاد رسمی بینالمللی، و از همه مهمتر، بیشتر شهروندان این کشور او را پذیرفتهاند را تحقیر میکند و در تیتر بهجای نام رسمی، عنوان جهادی او را ذکر، و در پاراگرافهای بعدی به تکرار از ترکیب تخفیفدهنده «رئیسجمهور خودخوانده» استفاده میکند، تغییر مثبتی در سیاست این کشور به سود جمهوری اسلامی نمیدهد.
بهعبارتی با «محمدالجولانی»خواندن «احمد الشرع»، و رئیسجمهور خودخوانده نامیدن رئیسجمهور این کشور، نه «بشار اسد» برمیگردد، و نه فضا برای تسهیل روابط بهتر سوریه با جمهوری اسلامی فراهم میشود. از سویی در شرایطی که اینروزها جمهوری اسلامی تمام تلاش خود را بهکار میگیرد تا به تکرار، رفتارهای امروز خود را منطبق بر مفاد متعدد منشور سازمان ملل معرفی، و خود را کشوری پایبند به قواعد بینالمللی نشان دهد، این کجدهنی آشکار تمام آن تلاشها را نه کمرنگ که بیرنگ هم میکند.
مطابق قواعد همزیستی مسالمتآمیز در چهارچوب احترام به قواعد رسمی، میشود با انتخابی مخالف بود و مخالفت خود را هم آشکار کرد، و حتی برای محققنشدن آن انتخاب تلاش هم کرد. اما وقتی با وجود همه اینها، انتخابی خلاف سلیقه و نظر صورت گرفت، پس از «رسمیت» باید به آن انتخاب ولو مخالف احترام گذاشت.
ناسازگاری با انتخابی که اجماع کل جهان را همراه دارد، آن اجماع را برهم نمیزند، آن اجماع را علیه دولت ناسازگار هم میکند و ناخواسته پالسهایی به افکار عمومی مخابره میشود که این کشور علاقهای به «سازگاری» و آرامش نه در جغرافیای خود دارد و نه دیگر نقاط جهان.
این ناسازگاریها با اتفاقی که خلاف میل نظام مستقر ایران در سوریه افتاده، وضع را که بهتر نمیکند، هزینههای سوختشده پیشین را که برنمیگرداند، وضع را بدتر و هزینه جدید هم روی دست نظامی میگذارد که اکنون غوزی بالای غوز قبلیاش بالا آمدهاست.
دوشنبه، فروردین ۱۰، ۱۴۰۵
عکس باید با خبر متناسب باشد
انتخاب این تصویرِ «بندانگشتی» برای این خبر امروز ایرنا یک ایراد فنی رسانهای است. البته برای خبرگزاری رسمی کشوری که دین رسمی آن اسلامِ مبتنی بر قرائت شیعه است که تا ۴۰ روز عزای عمومی برای یک فقدان نگه میدارند.من وقتی عکس را دیدم، پیش از آنکه اسکرول کنم و عکس نشست اصلی امروز هیئت دولت که در بدنه خبر کار شده بود را ببینم، بلافاصله پیشداوری کردم که رئیسجمهور با این پیراهن، عزا شکسته و اعتراض خود را به ۴۰ روز سوگواری برای یک فقید اعلام کردهاست.
اما دنبال اصل خبری که تیتر مدعی آن بود تا پایان خبر را خواندم و در میانه خبر عکس نشست را که دیدم، متوجه شدم این عکس رئیسجمهور آرشیوی است و پزشکیان در نشست امروز پیراهن مشکی به تن داشتهاست.
قاعده در رسانه این است که اگر عکس مربوط به خبر نباشد، زیر آن یادآوری میکنند که عکس آرشیوی است که مخاطب برداشت نادرستی از عکس نداشته باشد.
جدای از این ایراد رسانهای که در خبرگزاری رسمی کشور _ که از بودجه عمومی اداره و چندین سردبیر و دبیر سرویس کهنهکار قاعدتا باید داشته باشد و یا دارد و دل بهکار نمیدهند و یا ندارد و پولی برای استخدام آنها ندارد _ این آیین عزا نگهداشتن آنهم تا ۴۰ روز برای یک فقید در هر جایگاهی باشد، یک بدعت در دین اسلام است.
در سیره و سنت پیامبر چه در منابع اهل تسنن (که خیلی اهل سوگواری مثل شیعه نیستند) و چه منابع شیعه، برای پیامبر اسلام هم اینهمه سوگواری نمیکردهاند.
در سیره مولی علی و بقیه ائمه هم این همه طولانی سوگوار ماندن بر هیچ عزیزی مرسوم و مقبول نبوده است.
آیتالله خمینی تا پیش از درگذشت وجیهالملّه بود. اما افراط در آیینهای متناوبی که پس از فقدان او صورت گرفت از آیین وداع با پیکر او برای چند روز و بعد دشواریهای مراسم خاکسپاری که به پارهشدن کفن و نمایانشدن بدن آن مرحوم انجامید و ... تا ۴۰ روز عزای عمومی و بعد هزینههای نجومی برای برساختن حرمی برای او باعث شد مردم در باورهایشان نسبت به شخصی که در حسینهای حقیر زندگی میکرد و «پیرجماران» خوانده میشد دچار تردید شوند.
این تردید بهمرور به سایر شئون و شخصیت او هم تسری پیدا کرد و حتی نقد برخی از حوزویان برجسته را بهدنبال داشت.
همه اینها در کنار آن بود که ولادت آن مرحوم را مطابق با گاهشمار قمری و مصادف با ولادت حضرت صدیقه طاهره گرامی میداشتنند که مطابق روایات شیعه نه تشییعجنازه عمومی داشته و نه اساسا قبری از ایشان مشهود است.
ضمن اینکه در خاطرات مرحوم هاشمی آمده که تولد آن مرحوم منطبق با ولادت حضرت زهرا هم نبوده و چند روزی اختلاف داشته اما رویه مقدسسازیهایی که بعد از انقلاب متداول شد باعث شد این بدعت هم به بدایع پیشین اضافه شود.
مومنان با دیدن این هزینههای گزاف برای فونداسیون ابتدایی حرم شگفتزده بودند و از خودشان میپرسیدند این همه هزینه چه نسبتی با شخصیتی دارد که تولدش همزمان با تولد صدیقه طاهره گرامی داشته میشده و اساسا نامجایی ندارد؟ اما با دیدن تزئینات بعدی دیگر نقد و پرسششان به نوعی تأثر و دلزدگی هم انجامید.
اما ظاهرا قرار نیست آنهمه نقد که به بودجه حرم و موسسه نشر آثار و ... در رسانههای رسمی ایران از جمله روزنامه جمهوری اسلامی که دست بر قضا صاحبامتیاز اولیه آن کسی بوده که اکنون برایاش سوگ ۴۰ روزه برپا داشتهاند، عبرتی بشود که بزرگترین سرمایه یک انسان، یک مدیر، یک حکومت و یک حاکمیت «مردم»اند و وقتی مردم راضی نباشند عموما رضایت خدای مردم هم کمی سخت میشود.
اما دنبال اصل خبری که تیتر مدعی آن بود تا پایان خبر را خواندم و در میانه خبر عکس نشست را که دیدم، متوجه شدم این عکس رئیسجمهور آرشیوی است و پزشکیان در نشست امروز پیراهن مشکی به تن داشتهاست.
قاعده در رسانه این است که اگر عکس مربوط به خبر نباشد، زیر آن یادآوری میکنند که عکس آرشیوی است که مخاطب برداشت نادرستی از عکس نداشته باشد.
جدای از این ایراد رسانهای که در خبرگزاری رسمی کشور _ که از بودجه عمومی اداره و چندین سردبیر و دبیر سرویس کهنهکار قاعدتا باید داشته باشد و یا دارد و دل بهکار نمیدهند و یا ندارد و پولی برای استخدام آنها ندارد _ این آیین عزا نگهداشتن آنهم تا ۴۰ روز برای یک فقید در هر جایگاهی باشد، یک بدعت در دین اسلام است.
در سیره و سنت پیامبر چه در منابع اهل تسنن (که خیلی اهل سوگواری مثل شیعه نیستند) و چه منابع شیعه، برای پیامبر اسلام هم اینهمه سوگواری نمیکردهاند.
در سیره مولی علی و بقیه ائمه هم این همه طولانی سوگوار ماندن بر هیچ عزیزی مرسوم و مقبول نبوده است.
آیتالله خمینی تا پیش از درگذشت وجیهالملّه بود. اما افراط در آیینهای متناوبی که پس از فقدان او صورت گرفت از آیین وداع با پیکر او برای چند روز و بعد دشواریهای مراسم خاکسپاری که به پارهشدن کفن و نمایانشدن بدن آن مرحوم انجامید و ... تا ۴۰ روز عزای عمومی و بعد هزینههای نجومی برای برساختن حرمی برای او باعث شد مردم در باورهایشان نسبت به شخصی که در حسینهای حقیر زندگی میکرد و «پیرجماران» خوانده میشد دچار تردید شوند.
این تردید بهمرور به سایر شئون و شخصیت او هم تسری پیدا کرد و حتی نقد برخی از حوزویان برجسته را بهدنبال داشت.
همه اینها در کنار آن بود که ولادت آن مرحوم را مطابق با گاهشمار قمری و مصادف با ولادت حضرت صدیقه طاهره گرامی میداشتنند که مطابق روایات شیعه نه تشییعجنازه عمومی داشته و نه اساسا قبری از ایشان مشهود است.
ضمن اینکه در خاطرات مرحوم هاشمی آمده که تولد آن مرحوم منطبق با ولادت حضرت زهرا هم نبوده و چند روزی اختلاف داشته اما رویه مقدسسازیهایی که بعد از انقلاب متداول شد باعث شد این بدعت هم به بدایع پیشین اضافه شود.
مومنان با دیدن این هزینههای گزاف برای فونداسیون ابتدایی حرم شگفتزده بودند و از خودشان میپرسیدند این همه هزینه چه نسبتی با شخصیتی دارد که تولدش همزمان با تولد صدیقه طاهره گرامی داشته میشده و اساسا نامجایی ندارد؟ اما با دیدن تزئینات بعدی دیگر نقد و پرسششان به نوعی تأثر و دلزدگی هم انجامید.
اما ظاهرا قرار نیست آنهمه نقد که به بودجه حرم و موسسه نشر آثار و ... در رسانههای رسمی ایران از جمله روزنامه جمهوری اسلامی که دست بر قضا صاحبامتیاز اولیه آن کسی بوده که اکنون برایاش سوگ ۴۰ روزه برپا داشتهاند، عبرتی بشود که بزرگترین سرمایه یک انسان، یک مدیر، یک حکومت و یک حاکمیت «مردم»اند و وقتی مردم راضی نباشند عموما رضایت خدای مردم هم کمی سخت میشود.
یکشنبه، فروردین ۰۹، ۱۴۰۵
فرزند تنگستان، سرباز ایران و پاسدار اسلام
به این خبر میگویند خبری که بهقاعده «وارونه هرم» تحریر شدهاست. یعنی چون فونتها درشت بوده و خبرهای مهمتر جاهای اصلی را گرفتهاند، این خبر را یک گوشه جا دادهاند. و چون جا کمآورندهاند اول «پیشینه خبر» یعنی بخشی که به معرفی سوژه و سوابق و لواحق خبر میپردازد ـ که مثلا این فرد کی و کجا بهدنیا آمد، کی و کجا، و تا چه مقطعی درس خواند، بعد از پایان تحصیل کجا و مشغول چه کاری شد، یا مثلا کی ازدواج کرد و حاصل آن ازدواج چند فرزند بود، و ... و خلاصه کی و چه وقتی از شبانهروز، و کجا و به چه شکلی از دنیا رفت ـ را حذف کردهاند.بعد هم آنقدر جا کمآمده که حروفچینِ تحریریه با تدبیر ویژه، در خط آخر عبارت «صدور پیامهای جداگانه» را نه فقط با یک «با» که با دو «با» حروفچینی و ثبت کردهاست.
سیستم خبرنویسی رسانههای ایران خودش چندین تاریخ، درس و واحد و ترم و دانشکده و دانشگاه و ورکشاپ آموزشی در بر دارد. دنیا باید از جمهوری اسلامی یاد بگیرد و آن همه شایعات بدون فکت و اویدنس و ریفرنس به خورد مخاطب نگونبخت دنیا ندهد.
در این خبر بهویژه به فاکتور «دقت» در تنظیم خبر بسیار بسیار بسیار بیشتر از «سرعت» توجه داشتهاند، مبادا که «دقت» فدای «سرعت» در انتشار خبر نشود.
عوضاش در جمهوری اسلامی هرچهقدر جا برای حروفچینی یک خبر در زمان مناسب، کم است، تا دلتان بخواهد جا برای قبر سربازان آمریکایی زیاد است.
جمعه، فروردین ۰۷، ۱۴۰۵
افتادن از این ور بوم تا اون ور بوم
مهمترین دغدغه ارباب رسانههای امروز جهان، این است که اگر جمهوری اسلامی همینطور زخمخورده رها شود، «بهسرعت» خود را بازسازی و احیا میکند، اما ترمیم خسارتها و زیانهای ناشی از بستن تنگه هرمز برای بازار انرژی جهان «تا سالها» زمان خواهد برد.
پنجشنبه، فروردین ۰۶، ۱۴۰۵
«مهدوی» آزاد نیست از هر کلمهای استفاده کند
«مهدوی مهدویآزاد» روزنامهنگاری نخواندهاست. تا آنجا که میدانم دانشجوی دانشگاه
کاشان بوده، و تا آنجا که من با این دانشگاه آشنا هستم و ارتباط داشتهام، در
زمان تحصیل ایشان در این دانشگاه رشته روزنامهنگاری آموزش داده نمیشدهاست.
البته نه تنها
استبعادی ندارد بلکه چین هست که بیشترین روزنامهنگاران ایرانی روزنامهنگاری
نخوانده، و بیشترین روزنامهنگاری خواندههای ایران& کار و شغل و حِرَف و کسبی غیر
از روزنامهنگاری دارند.
بنده هم که پیراهنام
با روزنامهنگاران در یک آفتاب خشک میشود، اساسا تحصیلات آکادمیک ندارم. اما
روزنامهنگاری را حرفهای خواندهام. یعنی اساتیدی داشتهام که برای همیشه خودم را
مدیون مرحمت و نکته و پندآموزیهای دقیق آنها میدانم. از جمله حسین نوشآذر، آسیه
امینی، مهرانگیز کار، مسعود بهنود، و مختاری مستقیم اگر به یک ساعت هم بوده در
کلاس درسشان تلمذ کردهام و بسیارانی که از قلم و قدمشان آموختهام.
با اینوصف میدانم
«فقهاللغه» در روزنامهنگاری بسیار مورد تأکید و دقت و سفارش است. در فاکتور «دقت» بسیار برای وسواس در استخدام کلمات برای آنکه بار عاطفی منفی یا بار عاطفی جانبدارانه
منتقل نکنند، توصیه و تأکید شده که چون از اصول ابتدایی و امهات مشهور و شایع اصول
روزنامهنگاری است از توضیح بیشتر آن در میگذرم.
مهدویآزاد چند
مورد در گزارشهای غیرحرفهای رسانهایاش در شبکه ایران اینترنشنال دیدهام که
از حدود اخلاق حرفهای روزنامهنگاری عدول کردهاست.
البته اساسا اینترنشنال رسانهای
مستقل و بیطرف و حرفهای تلقی نمیشود. اما مهدویآزاد شأن دوستی ارزشمندی برای
من دارد که امیدوارم این نقد من موجب رنجش ایشان نشود و بیشتر از باب مراةالمومن
به من نامومن بنگرد.
در ادبیات فارسی
کلمه «خر» دو معنای کاملا متفاوت و متضاد دارد. یکی نام جانواران و اشیا و اعضا و
... بزرگ است. مثل خرگوش، خرمهره، خرپا، خرچنگ، و... و دیگری نام جانوری که نماد
بلاهت و انکرالاصواتی و توهین است. مثل: «آن خر که کتاب بار دارد دگر است، یاران
خر ماه کتاب هم بارش نیست.»
یا مثلی هست که زارعی رفت زمینی بفروشد و حیوانی بخرد.
کسی که سواد این معامله را مینوشت، به طنز سجل کرده بود که زمین مال خر شد. یکی
از شاگران پرسیده بود استاد ضمیر به که برمیگردد؟ استاد جواب داده بود درست نوشتم
کسی که زمینی که به او جو میدهد را میفروشد و حیوانی میخرد که از او جو بخواهد
عقلاش بیشتر از خر نیست.
شواهد در استفاده
از این کلمه دوحرفی که به درازگوش بهعنوان نماد بلاهت و حماقت و انکری اشاره
دارد در زبان فارسی به نظم و نثر فراوان است، اما من همین چندبار که مجبور شدم از روی ناچاری به صراحت بدانها اشاره کنم، برایام
حکم جانکندن داشت. من بهشدت مبادی آداب و به کلمات با بار منفی حساسیت دارم.
مهدوی آزاد در یکی
از برنامههایاش مخاطبینی را به این حیوان تشبیه و ابتدا عذرخواهی کرد اما بعد
عذرخواهی خود را پس گرفت و در توضیح به همان بخش صدر این نوشته اشاره کرد که معنی آن
کلمه دو حرفی «بزرگ» است.
اما همه میدانند
که این سخن مهدوی آزاد بهقولی حرف «حق» یا درستی است که از آن اراده باطل شدهاست.
و روزنامهنگار باید بیش از هر چیز شأن صنفی و جایگاه رفیع حرفه خود را پاس داشته
و اجازه ندهد جار و جنجالهای سیاسی به ابتذال این حرفه منجر شود.
پنجشنبه، اسفند ۰۷، ۱۴۰۴
خبر اختصاصی جنگ قدرت است
استنادات پیاپی رسانههای بینالمللی به «منابع مطلع» بینام در داخل جمهوری اسلامی را، نباید بیش از حد جدی گرفت.
جریاناتِ حکومتیِ رقیب، آشکارا در حال پمپاژ رسانههای دنیا با داستانهایی هستند که مایلاند بهعنوان «خبر اختصاصی» منتشر شوند که میشوند.
آیا «تکتک» این خبرها غیر معتبرند؟ نه لزوما. ولی ردپای جنگ قدرت جریانهای حکومتی، در آنها کاملا برجسته است.
مثلا اغلبِشان در حال برجستهکردن چهرههای حکومتی خاص، بهعنوان «مردان قدرتمند آینده» هستند. فارغ از اینکه این کار را با تبلیغ مستقیم آن چهرهها انجام دهند، یا با تضعیف رقبای احتمالی آن چهرهها.
تا اطلاع ثانوی، احتمالا مهمترین خبر معتبری که از این «گزارشهای اختصاصی» میشود دریافت، شدتگرفتن جنگ قدرت میان «خودی»های نگران از «آینده» است.
©️ توییتر حسین باستانی
روحانی: گزارش فیگارو خیالی بود
روابط عمومی دفتر رئیس دولتهای یازدهم و دوازدهم در اطلاعیهای، گزارشهای رسانههای خارجی درباره حسن روحانی را تکذیب کرد.
به گزارش ایلنا، در این اطلاعیه آمده است: «در روزهای اخیر مطالبی سراسر کذب در دو نشریه آمریکایی و اروپایی منتشر و ادعاهایی بیاساس درباره حجتالاسلاموالمسلمین دکتر حسن روحانی، رئیسجمهور ایران در دورههای یازدهم و دوازدهم مطرح کردهاند که آن را بهجای یک گزارش رسانهای، به سناریوهای تخیلی تبدیل کرده است.
روزنامههای فیگارو و نیویورکتایمز با انتشار اخبار جعلی و با اتکا به منابع مجهول، اعتبار حرفهای خود را زیر سؤال برده و اعتماد به دیگر گزارشهایِشان را نیز مخدوش کردهاند.
خبرسازیهایی از این دست درباره آقایان دکتر روحانی، دکتر محمدجواد ظریف و دیگر چهرههای سیاسی و مسئولین کشور را باید در ادامه عملیات روانی منابع آمریکایی و اسرائیلی با هدف ایجاد تردید و نگرانی در افکار عمومی مردم ایران دید که فشار حداکثری از طریق تحریمهای اقتصادی و تهدیدهای نظامی را تکمیل میکند.
خیالیبودن سناریوهای فیگارو و نیویورکتایمز چنان عیان بود که جز در رسانههای دستاندرکار این عملیات روانی ضد ایرانی، هیچ بازخوردی پیدا نکرد؛ البته این مهم علاوه بر هوشیاری مردم و هوشمندی رسانههای داخلی، نشانه فاصله زیاد آن رسانهها از واقعیات جاری، سازوکارهای تصمیمگیری و مناسبات سیاسی و امنیتی در ایران است.»
چند روز پیش فرناز فصیحی خبرنگار ایرانیالاصل نیویورکتایمز در یادداشتی ادعا کرده بود که رهبری جمهوری اسلامی برای سناریوهای بحرانی احتمالی، به علی لاریجانی دبیر شعام اختیار تام برای هرگونه تصمیمگیری درباره سرنوشت کشور اعطا کردهاست.
گزارش نیویورکتایمز طبق معمول از قول «منبع مطلع» گنگ، و بدون اشاره به نام یا جایگاه منبع بود.
یک روز بعد روزنامه فرانسوی فیگارو در گزارشی باز هم از قول «دو منبع آگاه» گزارش داد که تلاش حسن روحانی طی ایام بحرانی دیماه گذشته برای به حاشیهراندن خامنهای با کمک مقامهایی در مرجعیت قم، مقامهایی در سپاه و با کمک محمدجواد ظریف به شکست انجامیده و در ادامه هم به گزارش نیویورکتایمز استناد کرده بود که پس از این اتفاق علی خامنهای به علی لاریجانی اختیار تام دادهاست.
در گزارش فیگارو نوشته شده بود که این اتفاقات دور از چشم و بدون اطلاع پزشکیان که مطابق قانون اساسی شخص دوم کشور محسوب میشود برای مخفیماندن هرچه بیشتر اقدامات انجام شدهبود.
محمد غضنفری یک نماینده تندرو مجلس که بارها خواستار اعدام روحانی شده، اظهاراتی شبیه به گزارش فیگارو را بارها در مصئونیت کامل تکرار کرده و اتفاقا ایشان و برخی جریانات همصدا با ایشان از گزارش فیگارو استقبال کردند.
یک اپوزوسیون ساکن آمریکا نیز این گزارش را دستآویز تحلیلهای توهمآمیز همیشگی خود کرد و ادعا نمود که فرزند آخرین شاه ایران نیز بخشی از این پازل بودهاست.
سهشنبه، دی ۲۳، ۱۴۰۴
خبرنویسی بودن ابتداییترین استانداردها
وزیران امور خارجه روسیه و بلاروس در تماسی تلفنی، مخالفت خود را با تلاشها برای مداخله خارجی در امور داخلی کشورها از جمله ایران اعلام کردند.
به گزارش ایرنا از وزارت امور خارجه بلاروس، سرگئی لاوروف و ماکسیم ریژنکوف امروز (سهشنبه) در این تماس تلفنی، نسبت به حلوفصل سریع اوضاع در جمهوری اسلامی ایران ابراز امیدواری کردند.
وزیران امور خارجه روسیه و بلاروس در این تماس تلفنی همچنین درباره وضعیت جمهوری بولیواری ونزوئلا پس از اقدام آمریکا در حمله به این کشور و ربایش رئیسجمهور آن گفتوگو کردند.
لاوروف و ریژنکوف در این تماس تلفنی همچنین در مورد مسائل جاری روابط دوجانبه، برنامه جلسات و رویدادهای آینده در سطوح عالی روسیه و بلاروس بحث و گفتوگو کردند.
پیش از این نیز دبیر شورای امنیت روسیه در گفتوگوی تلفنی با همتای ایرانی خود، تلاش نیروهای خارجی برای دخالت در امور داخلی ایران را بهشدت محکوم کرد.
سرگئی شویگو دوشنبه در تماس تلفنی با علی لاریجانی دبیر شورایعالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران، همچنین جانباختن شماری از ایرانیان در وقایع اخیر را تسلیت گفت.
▪️
در این خبر ایرنا بهنقل از خبرنگارش در مسکو، اصلا مشخص نشده که این تماسهای تلفنی در چه سطحی و بین چه کسانی صورت گرفتهاست.
یعنی بدیهیترین اصول ارزشهای خبری را که ندارد، از فقدان اغلب عناصر و صورتبندی استاندارد یک خبر هم رنج میبرد و رنج میدهد.
این مبتذلکردن خبرنویسی آنهم در شرایطی که هر تکحرف در رسانه، میلیاردها تومان هزینه میبرد، یعنی حیفومیل خزانه شهروندان.
این خبر که در حالی در خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی منتشرشده که دسترسی شهروندان به اینترنت و حتی پیامک کاملا از بین رفته و معلوم نیست این محدودیت تا کی ادامه خواهد داشت.
اصولا نظامها در زمان بحران تلاش میکنند با انتشار خبرها با محتوای جعلی، اما با استانداردهای درست خبرنویسی سر شهروندانش را گرم کند.
بدا بهحال نظامی که هم صورتش زشت است، هم ذات و ذهناش و هم مردهشور ترکیباش را ببرد هم تجزیهاش را.
چهارشنبه، دی ۱۰، ۱۴۰۴
«منوتو» یا تو و شاهزاده
مجتبی واحدی را ـ بهرغم رفاقتی قدیمی که باهم داشته و داریم ـ دیگر گوش نمیکنم. واحدی را پرستش «بت» شاهزاده، نابینا کردهاست. مثل کروبی که بت خمینی کورش کرده بود. مثل موسوی خویینیها که کوبیدن فقیه دلیر مرحوم منتظری را با تمامقوا کورش کرده بود.
در فرمایشات آقای واحدی تناقض زیادشده. بهخاطر این کوری ایدئولوژیک. بیش از یکسال پیش رسما در یک روم یا یکی از ویدیوهایی یوتیوبی اعلام کرد که عمومی الان اعلام میکنم و خصوصی هم به شاهزاده مشاوره دادهام که «تکلیف خود را با فحاشان مدعی پادشاهیخواهی مشخص کند.» شاهزاده چنان نکرد، نکرده و با احتمال زیاد نخواهد کرد.
یکی دو ماه پیش هم علنی در یوتیوباش اعلام کرد که تعارف را کنار بگذاریم و بپذیریم که شاهزاده نتوانست نظر جامعه جهانی را برای «آلترناتیو بودن» جلب کند، و باید دنبال یک آلترناتیو جدید باشیم. (نقل به مضمون)
بعد از این مواضع تند، اکنون تمام هموغم خود را گذاشته حمله به «ایران اینترنشنال» و دفاع تمامقد از امثال علی کریمی که در فحاشی و زنستیزی، گوی سبقت را از قاسمینژاد و شاهین نجفی ربودهاست.
ایران اینترنشنال رسانه تمامحرفهای نیست. اساسا رسانه تمامحرفهای مثل «آرمانشهر» قابل تصور هست، اما قابل تحقق نیست. اما میشود میزان وفاداری یک رسانه به اصول حرفهای و اخلاقی رسانه را معیاری برای «مرجعیت رسانهای» و میزان تاثیر آن در اطلاعرسانی شفاف تشخیص داد.
در دوره کنونی، هیچ رسانهای بهاندازه اینترنشنال فارسی «اقبال از سمت ایرانیان معترض» ندارد. این رسانه مجبور است هم نظرات پادشاهیخواهان را منعکس کند و هم نظرات مخالفین آنها را.
این ذات کار رسانه است. والا مخاطب خود را از دست میدهد. رسانه نمیتواند «پرسپولیسی» محض باشد، چون مخاطب «استقلالی» را از دست میدهد، و برای رسانه «مخاطب» رکن اصلی است.
«منوتو» ـ که آقای واحدی خیلی تلاش میکرد آن را تبدیل به رسانهای ملی و مخاطب برایش فراهم کند ـ اساسا رسانه نیست. زمانی که به منبع درآمدی وصل بود و شبکهای داشت، «نمک به زخم مردم ایران» بود.
مجریان و استودیوییهای آن، طراحی شدهبودند برای تفاخر به اشرافیت و لوکسنمایی.
داشتن هر نوع سگ در منزل، چه سگ به منزله «تزیین» و تفاخر در منزل و حریم خصوصی، چه سگ نگهبان، چه سگ مراقب کودکان و کمککار ساکنین منزل و چه حتی بهعنوان یک «فیتیش» برای شیی اروتیک، مذموم که نیست شاید برخی موارد پسندیده و نیاز هم باشد.
اما آوردن یک توله ناز در سبد و بالباس تن آن کردن و گذاشتن آن روی میز و دکور اجرا، و هرازگاهی هم میان بحث نازکردن آن، نمک بهزخم مردم فقیر ایران است که بیش از نیمی از آنها قادر به تأمین یک وعده غذای کافی برای خودشان نیستند.
برنامههایی مدل «بفرمایید شام» به درد ساکنان شهرکهای شهید دقایقی و محلاتی و باستیهیلز و برجنشینان همجوار برج اختصاصی آقای شمخانی میخورد. با این مثالها این شبهرسانه به اولیات رسانه هم مقید و وفادار نیست.
کیوان عباسی وقتی دستاش از آن منبع نجومی کوتاه شد، «منوتو» را بست. بعدا با توسل به «وبال وحشتناک حیثیت و شرف» (۱) عدهای سینه جلو دادند که باید «رسانه ملی» داشتهباشیم که صدای مردم ایران را منعکس کند. بیبیسی و ایران اینترنشنال چون از انگلیس و عربستان تأمین مالی میشوند، منعکسکننده صدای ایرانی، و قابل اعتماد نیستند.
انگار رسانه ملی و فارس و کیهان و تسنیم و ... که از پول شهروند نگونبخت ایران اداره میشوند، مدافع «ملت ایران»اند.
این اصل را بپذیریم که در رسانه نباید دنبال «منبع درآمد» گشت، باید «منابع خبر» را جستوجو کرد.
منبعی که چندبار خبر دروغ منتشرکند، به منابع نجومی هم وصل باشد «مخاطب» یا «مشتری»اش را از دست میدهد. بودجه اینترنشنال و بیبیسی و امثالذالک، به گرد پای بودجه «صدا و سیمای جمهوری اسلامی» نمیرسد، اما آیا «مشتری» دارد؟ مخاطب دارد؟ مرجعیت خبری دارد؟
اگر اینها دارند، من و تو که میخواست با حق اشتراک ایرانیان وفادار در کل ـ و وفادار به سامانه پادشاهای اختصاصا ـ دوباره احیا شود، بزرگترین شاخص شکست سامانه پادشاهی بود. بهغیر از چند شکمسیر که سکه سیاهی هزینه کردند، کسی حاضر نشد و پروژه «رسانهای که با پول ایرانی اداره شود» تبدیل شد به یک کانال یوتیوبی با مشتی فالوور فحاش که «علی کریمی» و داماد سابق عبدالعلی بازرگانِ مفسر قرآن را حلواحلوا میکنند.
امیر طاهری با آنهمه سابقه اگرچه از این سامانه جدا شد، اما انکار بعد از اقرار او برای مخاطب فعلا مسموع نیست، و او برای بازسازی شخصیت آسیبدیده خود باید بسیار هزینه بدهد. آیا موفق خواهد شد یا نه بحث دیگری است.
«مراد ویسی» ـ سردبیر ایران اینترنشنال هم پادشاهیخواه است. [از نظر من از خطاهای ایشان است]
ویسی توانسته با تمرکز روی رعایت استاندارد، پرنسیب، اتیکیتهای رسانهای (شیکپوشی، آراستگی، مودب، مهربان و صمیمیبودن. لحن آرام داشتن. از همه مهمتر هیچ واکنش احساسی به انواع فحاشیها که به او میشود نشانندادن و ...) شبکه شخصی رسانهای خود را ساخته و ظرف دو سال دنبالکنندههای کانال یوتیوب خود را به ۱۲۰ هزار نفر برساند.
سردبیر ایران اینترنشنال در شبکه رسانهای غیرشخصی، همه صداها را منعکس میکند، اما در رسانه خودش تمامقد پشتیبان شاهزاده است. اما «علی کریمی» را بت نمیکند، «امیر طاهری» را تحقیر نمیکند. خامنهای و خمینی، یا ترامپ و پوتین و ... را هم محترمانه خطاب میکند.
با این قدرت رسانهسازی، او دیگر محتاج نیست خبری خلاف واقعیت را که به او دیکته شده، چون مزد میگیرد. حتما منتشر کند! اینجا دیگر این رسانه است که به اعتبار «مراد ویسی» نیاز دارد و ویسی میتواند استانداردهای خودش را به «رسانه» دیکته کند. و گرنه خداحافظ، همانطور که «ایلان ماسک» وقتی دید «ترامپ» مشاورهپذیر نیست، از او جدا شد و این به زیان «ماسک» نبود، به زیان «ترامپ» شد.
همین ماسک که جدای از سیاست یک بیزینسمن و از این منظر هم رقیب ترامپ است، بهتازگی از هیئتمدیره «اپل» یک پاداش نجومی دریافت کرده که «ترامپ»یستها حالاحالاها در خواب هم نمیتوانند خواب این ثروت را ببینند.
ترامپ هم همه توییتهایش را در «تروٍث» منتشر میکند و توهم دارد که «رسانه» است. کافی است صاحب «تروٍث» از اسب «قدرت» پیاده شود، تروث هم پیاده خواهد شد.
(۱) باربارا تاکمن. تاریخ بیخردی
در همین رابطه:
از دستبوسی قالیباف تا پابوسی پهلوی
شنبه، تیر ۰۳، ۱۳۹۶
منصف باشیم
تیتر؛ «انتقاد بیسابقه از کارنامه قبولی حجتی»، به هیچ عنوان مطالب گفتوگوی ایسنا با وزیر اسبق جهاد کشاورزی را نمایندگی نمیکند و براساس بدیهیترین اصول خبر و تیترنویسی غلط است.

تردیدی نیست که در وزارت جهاد کشاورزی کارهای غلط میشود. اصلا ایسنا بگوید کجا نمیشود؟ اما اینکه تیتر بهگونهای تنظیم شود که تمام اشتباهات تلنبارشده در یک وزارتخانه ـ که متغیرهای متعدد در دورههای مختلف در ایجاد آن دخیل بودهاند ـ را مستقیما متوجه شخص وزیر کند، هم میتواند ناشی از بیتجربگی در تنظیم تیتر باشد، هم ناشی از سوءنیت، که در مورد بالا بهرغم آنکه نباید اهل پیشداوری باشم، اما احتمال سوءنیت را در تنظیم این تیتر پررنگتر میبینم.
این پیشداوری را از آن جهت پررنگ مطرح میکنم، که مطالب بدنه گفتوگو آنقدر غلیظ که تیتر وزیر را زیر سئوال میبرد، علیه وزیر نیست و مصاحبهشونده با انصاف بسیار بیشتری، وزیر و دوران ۴ ساله او را نقد کرده و به عنوان راهکار هم گفته است که برای حل این مشکلات باید مسائل زیرساختی و بنیادین در وزارتخانه تغییر کند نه وزیر.
استفاده از صفت در تیتر هم مگر در موارد خاص مجاز نیست که در اینجا از صفت بیسابقه استفاده شده.
فارغ از اینها، «انصاف» یکی از اصول نخستین اخلاقی کار رسانه است، که در تنظیم این تیتر مورد بیاعتنایی جدی ایسنا قرارگرفته است.
یکشنبه، فروردین ۰۸، ۱۳۹۵
اقرار به خطا و عذرخواهی نشان اقتدار رسانه است
وبسایت خبری «نگام» چند صباحی است در فضای رسانهای مجازی و در قامت یک رسانه اپوزوسیون در خارج از کشور فعال شده است.
نگام بیش از آنکه خود تولیدکننده محتوی باشد، محتوای دیگر رسانهها با رویکرد نقد وضعیت موجود را رصد و بازنشر میکند.
در این حوزه خیلی هم فعال است و روزانه تعداد قابل توجهی از لینکهای این وبسایت در فضای مجازی و بیشتر در صفحه فیسبوک متعلق به آن سایت و همزمان در یکی دو صفحه مشابه که ظاهرا مدیریتی واحد آنها را اداره میکند منتشر میشود.
رسانه نسبتا خوبی است. نخست اینکه اقلیت ویژه و خاصی از اپوزیسیون را نمایندگی نمیکند و سعی دارد بلندگوی همه جناحها و گروهها باشد، و تلاش دارد نوعی همدلی با همه آنها را در پوشش اخبار بهنمایش بگذارد.
دیگر اینکه ادبیات محترمانه و تا اندازهای منصفانهای دارد و سعی میکند در نقد و تحلیل، جانب احتیاط را رعایت کند و به حد متعارفی از تقوای رسانهای پایبند باشد.
از طرفی رفتار این رسانه از شروع کار به این طرف، کمکم به سمت حرفهایتر شدن و توجه به استانداردهای کار رسانه و خبر نزدیک شده و در تنظیم تیتر، انتخاب مطلب، گرافیک ظاهری و توجه به سلیقه مخاطب تا اندازه نسبتا خوبی موفق بوده است.
با اینحال اما گاهی شلوغی کار و گستردگی حوزه فعالیت باعث میشود لغزشهایی از این رسانه نوپا سر بزند، که نه یک لغزش ساده، بلکه گاهی یک گاف رسانهای و خبری است و بهسادگی میتواند اعتبار حرفهای و قابلیتهای رسانههای آنرا قربانی کند.
نگام در روزهای نخست شروع فعالیت توجهی به حقمولف نشان نمیداد. اما بهمرور این مشکل تا حد قابلقبولی مرتفع شد.
روز گذشته اما این رسانه در بازنشر خبری از یک روزنامه افغانستانی مرتکب خطای فاحشی شد که بیتوجهی به اینگونه خطاها و تکرار آن میتواند اندکی برای آن رسانه مخاطرهآمیز باشد.
حدود ۷ سال پیش استاد «محمدرضا نیکفر» نویسنده و متفکر ایرانی ساکن خارج از کشور، در نوشتار مفصلی به وضعیت کشور ایران طی ۱۰ سال گذشته پرداخت.
در قسمتی از این نوشتار به احمدینژاد و تیپ شخصیتی وی نگاه دقیقی شده بود.
این نوشته مورد توجه اغلب رسانهها و الیت سیاسی معاصر قرار گرفت، و بارها اینطرف و آنطرف مورد بازنشر و مطالعه قرار گرفت. از این منظر تقریبا مطلب گمنامی محسوب نمیشد.
یک روزنامه افغانستانی در یک سرقت آشکار قسمتی از مطلب بلند استاد نیکفر در مورد احمدینژاد را بریده و بدون اشاره به نام نویسنده بهنام خود در روزنامهاش منتشر کرده است.
نگام همین مطلب را بهنقل از آن روزنامه، و با تیتر و رویکرد توجه به مطلب از منظر یک نویسنده و رسانهی افغانستانی بازنشر نموده است.
نگام علاوه بر آنکه متوجه سرقت این مطلب در روزنامه افغانستانی نشده، در یک خطای دیگر در تیتر خود برای اشاره به ملیت روزنامه از عبارت «افغانی» استفاده کرده که هم در افواه عمومی و هم در بین خود اهالی افغانستان حکم تحقیر دارد.
نکته جالب دیگر این است که روزنامه افغان برای مطلب سرقتی خود از تیتر «پدیده احمدینژاد» استفاده کرده که در نوشتار استاد نیکفر نیز میانتیتر انتخابی استاد برای همان بخش بود.
این گاف نگام بهسادگی قابل توجیه است. سردبیر و اعضای تحریریه این رسانه هیچکدام از سرقتیبودن نوشته روزنامه افغان خبر نداشتهاند. ایرادی نیست.
اما خطا زمانی قابل گذشت نیست و نخواهد بود که این رسانه به تذکرهایی که در این مورد داده میشود بیتوجهی کرده و از مخاطب خود از یکطرف و از استاد نیکفر بابت این خطا که حالا بر آنها مسجل شده عذرخواهی نکند.
این نوشته اینجا در نگام
یکشنبه، آذر ۲۲، ۱۳۹۴
به حقوق مولف احترام بگذاریم
«رادیو فردا» گزارشی در مورد خروج نیروهای سپاه پاسداران از سوریه به نقل از «بلومبرگ» تنظیم و منتشر کردهاست.
در این گزارش متن «بلومبرگ» که به زبان اصلی بوده، ترجمه و با حذف و اضافه اطلاعاتی که مفیدِ مخاطبان رادیوفردا باشد، و با ارجاع به بعضی از خبرهایی که خود این سایت پیش از این منتشر کرده، و با لینک منتشر شدهاست.
سایت خبری «نگام» که به تازهگی وارد دنیای رسانه و خبر شده، و هنوز شخصیت رسانهایاش قوام نگرفته و زمان برای شناختن و قضاوت درباره شخصیت حرفهای مدیران و گردادنندگانش زود است، عین گزارش رادیو فردا را کپی، و بدون ذکر منبع و بدون تغییری خاص بارنشر کرده است.
بیتوجهی کامل به «حق مولف» و قانون کپیرایت. کاری خلاف اخلاق بهمعنای عام کلمه، و خلاف اخلاق حرفهای و رسالت رسانه به معنای خاص.
نوشتن گزاره «به گزارش رادیو فردا» در ابتدای گزارش، هیچ هزینهای را بر دوش این سایت بار نمیکرد، اما به لحاظ حرفهای و اخلاقی تاثیر قابلتوجهی در افزایش مقبولیت و برد رسانهای این سایت در شروع کار داشت و دارد.
«نگام» تازهکار است و اینگونه خطا از آنها در صورتی که تکرار نشود پذیرفتنی و قابلبخشش است. اما شوربختانه دقیقا همین کار را روزنامه اینترنتی «روز آنلاین» انجام داده که در این حوزه پیشکسوت است و قدمتی قابل توجه دارد.
عذر بدتر از گناه اینکه روز آنلاین حتی فکتها و لینکهای گزارش رادیو فردا را پاک نکرده، و مطلب را از صفحه «رادیو فردا» کپی و مستقیم در صفحه خود پیست کرده است.
این خطا از «روز آنلاین» با آن سابقه و قدمت، انصافا بیسابقه، غیرموجه و با آنهمه استاد و همکار برجسته کمی دور از انتظار و نابخشودنی بود و هست.
جمعه، مرداد ۱۶، ۱۳۹۴
گاف مومیایی
در روزهای نخستین مردادماه، خبری مبنی بر کشف یک جسد مومیایی شده در همدان، در شبکههای اجتماعی منتشر شد.
دوشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۵ خبرگزاری مهر از قول مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان همدان، این خبر را تکذیب کرد.
یک روز بعد از این تکذیبیه، خبرگزاری صداوسیما سهشنبه ۵ مردادماه ۹۵ عین شایعه را با رویکرد تایید و با ادبیاتی سرشار از غلطهای ویرایشی و نگارشی به این شکل منتشر کرد: «طبق نسخه قدیمی بر روی پوست میش نقشه تونلی در وسط تپه باستانی هگمتانه را که با ساروج پلمپ شده بوده را باز کردند و در حفاری و کاوش باستانشناسی که سه روز بهطول انجامید جسد مومیاییشده از دوران مادها کشف شده که احتمالاً از نوادگان پادشاه دیاکو است.
نام این مومیایی «موبانا» است که احتمال میرود ملکه «ماندانا» مادر کوروش کبیر باشد.»
بلافاصله سایتها و رسانههای زیادی از جمله جامجم آنلاین، فردانیوز، آفتابنیوز، دانشجوآنلاین، خبرداغ، بروزترین، ملیون، آسماندیلی، کاسپین، پیکنت تا سایت سازمان مجاهدین خلق، این خبر را عینا از روی دست خبرگزاری صداوسیما رونویسی و با آبوتاب منتشر کردند.
این خبر آنقدر حساسیت داشت و آنقدر مهم بود و آنقدر هم منابع مورد وثوق و در دسترس پیرامون آن وجود داشت، که رسانههای فریبخورده بهسادگی میتوانستند اینگونه دستپاچه نشوند و اینقدر شتابزده چنین خبری را ـ آنهم با آن غلطهای ویرایشی فاحش ـ از روی دست هم رونویسی و بازنشر نکنند و در دام شایعه نیفتند.
این خبر برای آنکه بدیهیترین شاخصهای یک خبر صحیح را داشته باشد، حتما لازم بود از قول منابعی در محدوده جغرافیایی حادثه (مثلا استاندار همدان) یا منابعی مربوط به حوزه خبر (مثلا مدیرکل میراث فرهنگی استان) نقل و گزارش میشد.
وقتی منبع اولیه بدون توجه به این اصل اساسی، تنها به نقل خبرنگار خود اعتماد میکند، و خبری با آن سطح از حساسیت را بدون کمترین توجه و ویرایش منتشر میکند، و رسانههای بازنشرکننده نیز در عین بیتوجهی به این اصل، آنرا بازنشر میکنند، مسلم است که چنین «گاف» فاجعهای هم باید در انتظار این جامعه خبری و رسانهای باشد.
اما نکته متاثرکننده و خسارتبار برای خبر، رسانه و حوزه اطلاعرسانی آناست که، بهرغم آنکه خبرگزاری صداوسیما، یک روز پس از تکذبییه خبرگزاری مهر و بدون توجه و اطلاع از آن تکذبییه مرتکب گاف خبری و خطا شده، و خبر را منتشر، و رسانههای متعددی نیز از روی دست آن خبرگزاری خبر را رونویسی و بازنشر کردهاند، و در حالیکه ایرنا خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی مجددا مجبور به تکذیب خبر در چهارشنبه ۷ مردادماه شده، اما هیچیک از رسانههای منتشرکننده خبر دروغ، حاضر به پذیرش خطای خود، عذرخواهی از مخاطبین و جامعه خبری و توجه به تکذیبیههای متعدد نشدهاند و هیچکدام هیچ تکذیبیهای را منتشر نکردهاند.
کمترین سطح از رفتار حرفهای در قبال چنین خطاهایی، انتشار تکذیبیه خبر منتشرشده و عذرخواهی از مخاطبین، برای ترمیم اعتماد لطمه خورده است.
شنبه، دی ۰۹، ۱۳۹۱
گاف «بازتاب»، موجسواری باشگاه خبرنگاران
پذیرش اشتباه و تصحیح آن وظیفه اخلاقی یک رسانه است. یک رسانه، هر جا متوجه شد اشتباه کرده، باید بلافاصله به مخاطبان خود بگوید که اشتباه کرده و فورا اشتباه خود را تصحیح کند.
راه درست تصحیح اشتباه هم ایناست که گفته شود چه چیزی اشتباه بوده، و اکنون تصحیحشده.
حذف یک خبر اشتباه و درج خبر صحیح بهجای آن، بدون توضیح به مخاطبان، خصوصن در دنیای آنلاین، افزودن خطا بر خطای قبلی است.
باید اگر دستِکم خبر قبلی حذف میشود، به مخاطبین توضیح داده شود که یک خبر اشتباه بهدلیل فوریت و شتاب و فداشدن «صحت» بهخاطر «سرعت» به فلان شکل منتشرشده بود که اکنون به این شکل تصحیح میگردد.
با این توضیح مخاطب یک پیشینه از سیر درج خبر در اختیار دارد و گیج نمیشود. خصوصا که در دنیای آنلاین، در کمترین زمان ممکن، خبرها توسط شبکههای اجتماعی رصد و در تیراژی وسیع بازنشر میشود.
سایت «بازتاب» امروز شنبه ۹ دیماه در خبری کوتاه و فوری گزارش کرد که بانو «احترامالسادات نواب صفوی» مادر «زهرا رهنورد» درگذشت.
این خبر بلافاصله در شبکههای اجتماعی بازنشر، و چند رسانه دیگر نیز بهنقل از بازتاب آنرا منتشر نمودند. به فاصله کمتر از یکساعت و در حالی که لینکهای این خبر با همان اطلاعات روی شبکههای اجتماعی ارسال و منتشرشده بود، «بازتاب» بدون کمترین توضیحی خبر قبلی خود را به شکل «پدر زهرا رهنورد درگذشت» اصلاح و با حذف کامنتهای مربوط به خبر قبلی، خبر اصلاحشده را روی خروجی خود حفظ نمود و اصلا هم به روی خود نیاورد که تا کمتر از یکساعت قبل این خبر، تیتر، عکس و اطلاعاتی متفاوت و صددرصد غلط را به مخاطب ارائه مینموده است.
این رفتار، بیاحترامی آشکار به مخاطبین است. اما پیش از آنکه به زیان مخاطبین باشد، زیان رسانه را بهدنبال دارد.
یک توضیح و عذرخواهی کوتاه و معمولی میتواند اعتماد صدمهدیده مخاطب را بهسادگی ترمیم کند، اما این غفلت بهشدت به اعتماد مخاطب لطمهزده و او را بهسوی رسانههای دیگر متوجه مینماید.
«بازتاب» کمتر از یک هفته پیش نیز، یک خبر اشتباه دیگر را منتشر نموده و چند سایت دیگر نیز همان خبر را به نقل از بازتاب منتشر نموده بودند.
خبری که راستآزمایی آن به دلیل سهلالوصول و در دسترسبودن منابع کار بسیار آسانی بود، اما این راستآزمایی انجام نشده و کار دست «بازتاب» داده بود.
اشتباه امروز «بازتاب» بلافاصله سوژه خبری رسانههای رقیب این سایت شد تا با مانوردادن روی آن، با آبوتاب ارزشهای حرفهای و قابل توجه و شایسته این سایت را در حاشیه یک لغزش، کمرنگ نشان دهند.
در حالیکه یک تصحیح اشتباه حرفهای ضمن تضمین اعتبار سایت، چنین فرصت و بهانهای را هم به رسانه رقیبی نمیداد که خودش کارنامه قطوری از چنین خطاها را در پرونده دارد.
پینوشت: بازتاب ساعاتی پس از تصحیح بدون توضیح خبر، توضیح و عذرخواهی خود را به خبر اضافه نمود.
اشتراک در:
پستها (Atom)







