‏نمایش پست‌ها با برچسب داریوش سجادی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب داریوش سجادی. نمایش همه پست‌ها

یکشنبه، بهمن ۱۲، ۱۴۰۴

مهدی خزعلی به میرحسین: دیگر از تو بریدم

«مهدی خزعلی» در نامه‌ای خطاب به «میرحسین» به بیانیه او درباره حوادث دی‌ماه ۱۴۰۴ واکنش تندی نشان داد.

به گزارش الف، متن نامه مهدی خزعلی بدین شرح است:

بسم الله القاصم الجبارین
جناب آقای میرحسین موسوی
«هذا فِراقُ بَیْنِی وَ بَیْنِکَ» این فصل جدایی ماست، بسیار صبوری کردیم و تندی‌ها، عبور از اصول و ساختارشکنی شما را پای عصبانیت و حصر گذاشتیم، در جنبش سبز با «یاحسین» همراهیت کردیم و چون شعار ساختارشکن سردادند، نامه اعتراض نوشتم و همان روز به تحریریه کلمه رفتی و بیانیه دادی که این شعارها از ما نیست! 

آن روز از اجرای بلاتنازل قانون اساسی و احیای دوران طلایی حرف می‌زدی و ما با اما و اگرهای‌ِمان در مقابل عنصری نفوذی تو را برگزیدیم!

اما امروز به همه اصول و ارزش‌ها پشت‌پا زده‌ای، هم‌صدای استعمار عریان آمریکا، رژیم کودک‌کش و نژاد‍پرست صهیونی و همراه منافق، تجزیه‌طلب و خاندان مزدور و نوکرصفت پهلوی شده‌ای.

 امروز به خون شهیدان خیانت کرده‌ای و وارد اردوگاهی شده‌ای که «الله‌اکبر»، «یاحسین»، «یازهرا» نمی‌شناسند! هم‌جبهه کسانی شده‌ای که پرچم عزای حسین سلام‌الله علیه را به‌آتش می‌کشند.

 مسجد و امام‌زاده را می‌سوزند، چادر از سر دختران زینب می‌کشند و جز هتاکی و فحاشی و خشونت چیزی نمی‌دانند! 


این جماعت مزدور در خشونت، روی داعش را سفید کرده‌اند. به هزار مرکز نظامی و انتظامی حمله کرده‌اند و ۳۵۰ مسجد به آتش کشیده‌اند.

 بانوی پرستار در آتش سوزانده‌ و آمبولانس‌ها به‌آتش کشیده‌اند! با اسم رمز کشته‌سازی ترامپ و نتانیاهو و با فراخوان غلام حلقه‌به‌گوش اسرائیل، به میدان آمده و از کشته پشته ساختند!


جناب میرحسین! اگر تو در حصر بودی، این بسیجی خیبر و زندانی جنبش سبز و عضو جبهه اصلاحات، در صحنه بوده‌ام، دو ساعت اول خیابان از نیروی پلیس و امنیتی خالی بود و شهر ناامن بود.

 بانوی محجبه امنیت نداشت، کسی که ظاهر مذهبی داشت، محکوم به مرگ بود و خودروی عزیزی از دوستان که خود منتقد حاکمیت بود، در مسیر پمپ بنزین به جرم داشتن ریش مورد تعرض واقع شد!

شهر دست داعش بود! نقش پیکر مطهر دانشجوی پزشکی بر شبستان مسجد سوخته در تاریخ این سرزمین ماندگار شد! و من به چشم خویش حجم خشونت ویران‌گر تروریست‌های مزدور اجنبی را دیدم و چه بسیار جوانان بی‌گناه این مرز و بوم را به خاک و خون کشیده و مردمان را داغ‌دار کردند!


جناب موسوی! سوای از جهل مسئولان، ما در طول تاریخ مورد هجمه غرب متوحش بوده‌ایم و همیشه خائنین و ساده‌لوحان فریب‌خورده‌ و موجبات تفرقه، شکست و تجزیه ایران را فراهم نموده‌اند!

انتظار از شما این بود که در جهت وحدت و انسجام ملی در برابر استعمار برهنه بیانیه دهید، نه این که بر زخم مردم داغ‌دار نمک بپاشید.


جناب موسوی! اگر بریده‌اید، ما با برادران شهیدمان میثاق بسته‌ایم و پرچم شهدا را به دست صاحب‌الزمان ارواحنا فداه می‌رسانیم و بر پیمان خویش استواریم و این فصل فراق ماست و از امروز شما را در جبهه دشمنان ایران عزیز می‌بینیم.

شما حتی از خاتمی که شال سبز بر گردن شما انداخت و به نفع شما کنار رفت، هم عبور کرده‌اید. شما از اصلاحات هم عبور کرده‌اید، شما از شهدا هم عبور کرده‌اید، شما عوض شده‌اید!
والسلام علی من اتبع الهدی

▪️
این شاید دست‌کم دهمین چرخ موضع فرزند ناراضی
ابوالقاسم خزعلی از سفره انقلاب است. 

۱. مهدی خزعلی با رانت پدر و بدون سواد لازم وارد دانشگاه پزشکی شده و به شهادت هم‌دوره‌ای‌های دانشگاهش عموم کلاس‌ها را به دلیل حضور در «ستاد» یا پشت خط جبهه، غایب بوده‌است. بنابراین مدرک او فاقد تخصص پزشکی در حدی یک دکتری عمومی است حال آن‌که مدرک فوق‌تخصص چشم‌پزشکی دارد. 

۲. به دلیل همین عدم تخصص در تشخیص و تجویز و درمان، ترجیح‌داده به‌جای پرداختن به کار پزشکی، به‌کار انتشار کتب پزشکی آن‌هم انحصاری و با رانت بزند که ثروتی هنگفت را برای او به ارمغان آورده‌است. انتشارات حیان.

۳. خزعلی تنها به این یک انحصار در حوزه چاپ و نشر راضی نشده و مجوز یک موسسه انتشاراتی دیگر را نیز از
میرسلیم وزیر وقت ارشاد گرفته و با ترس از این‌که احتمالا با روی کار آمدن دولت اصلاحات، جلو رانت‌های او گرفته شود، در سال‌های منتهی به پایان دوره سیاه سازندگی با تن‌دادن به معامله‌ای کثیف محتوای برنامه مخرب «هویت» سیمای لاریجانی را در قبال گرفتن تعداد قابل توجه مجوز خارج از نوبت و عرف و قاعده به چاپ رسانده و در کمال وقاحت بر آن کتاب مقدمه‌ٔ کوتاهی در تایید هم نوشته‌است. 

مستند این ادعای بنده فایل صوتی خود ایشان است که در وبلاگ باران منتشر شده بود و بعدا کل محتوای آن وبلاگ از اینترنت پاک شد. ایشان ادعا می‌کند در زمان زندان پاک‌شده چون دامنه و هاست تمدید نشده‌است. ادعایی که به سختی قابل راست‌آزمایی است. 

۴. ایشان نه
«اصلاح‌طلب» بوده، نه هست و نه خواهد بود. ایشان همیشه ـ مثل پدر مرحومش ـ در جناح تمامیت‌خواهی بوده، از رانت آن بهره برده، در زمانی که رانت بیش‌تری می‌خواسته کمی بزرگ‌تر از سایزش سخن گفته، گوش‌مالی مختصری شده و سپس به «اصل خویش» بازگشته است. 

۵. ایشان هنگام ریاست‌جمهوری مرحوم
ابراهیم رئیسی در فضایی وسیع و عمومی علیه «کبری خزعلی» خواهر و فرزند او ادعاهایی مطرح کرد و پس از آن‌که آن ادعاهای کذب به اندازه کافی در ذهن مخاطب نشست، در فضایی محدود و در شرایطی که بخش عمده‌ای از مخاطبان ادعای اول حضور نداشتند، ادعای خود را پس گرفته و از خواهرش عذرخواهی کرد.

اما کسانی که ادعای آقای خزعلی را بازنشر کرده‌بودند، بعدها تاوان داده و مجازات شدند. از جمله خود بنده که در تنها اتهام بازجویی‌ام در ۲۷ تیرماه ۱۴۰۲ به گفته‌های ایشان با ذکر نام استناد کردم و بازپرس هم در پاسخ به بنده با خنده گفت: «عجب آدم علیه‌السلامی!»

۶. اتهام‌زنی‌های ایشان به خانواده، تنها محدود به همین یک مورد نمی‌شود. ایشان به برادر دیگرش که با کمک
«داریوش سجادی» مهره مذبذب اپوزوسیون یک شبکهٔ ماهواره‌ای را اداره می‌کردند  اتهاماتی زد که بعدا داریوش سجادی در متنی با عنوان «تذبذب» پاسخ ایشان را داد. 

۷. مهدی خزعلی همیشه و در همه زمان‌های با استناد به شهادت برادر عزیزش در دفاع مقدس، کل دفاع مقدس و ایثار و خانواده شهیدی و متعلقات به آن‌را صرفا در انحصار خود می‌داند. مثل پدر احمدی‌روشن که تنها خودش را پدر شهید می‌داند و برای خانواده ۸۰ میلیونی ایرانی ارزشی قائل نیست. 

جهت استحضار ایشان عرض می‌کنم که داماد بزرگ میر سلیم‌النفس «جنبش سبز» ـ و نه اصلاحات ـ دایی دو شهید است و داماد بزرگ‌اش برادر سه شهید. و خودش نه مثل یک فرمانده ستادی، که همچون یک رزمنده خاکی، در زمان نخست‌وزیری از نزدیک جان ارزش‌مند خود را تا نزدیک‌ترین حادثه‌ها به شهادت برده و به فضل خدا سالم بازگشته است. 

جدای از این سابقه، بزرگ‌ترین افسران رشید و ایثارگر دفاع مقدس و خانواده‌های عزیزشان همیشه در کنار میر سلیم‌النفس جنبش سبز و تاکید می‌کنم ـ نه اصلاحات ـ بوده و بر سر آن تاوان هم داده‌اند. از جمله خانواده شریف شهیدان باکری که یک‌بار هم به خطا پیامی را به ایشان دادند تا به خامنه‌ای برساند. 

۸. اصلا اسرائیل نسل‌کش، آمریکا استکبار، دشمن در فکر تجزیه و هرچه شما می‌فرمایید. آیا همه این‌ها به استناد کتاب خدا و روایات شیعه نیست؟ آیا شما روایات شیعه را قبول دارید؟ آیا در روایات شیعه با مفهوم یا به قول فرنگی‌ها کانسپتی به‌عنوان «عاقّ‌ والدین» آشنا هستید؟ آیا می‌دانید کسی که عاقّ والدین شد، چه‌قدر بی‌ارزش است؟‌ آقای خزعلی! مرحوم «ابوالقاسم خزعلی» ـ که خدا از سر تقصیراتش بگذرد ـ در زمان حیات و در علن اعلام کرد: «از فرزندم مهدی اعلام برائت می‌کنم». این موضع علنی و عمومی را هیچ‌گاه در علن پس نگرفت تا از دنیا رفت.
 


۹. آقای خزعلی که زمانی «کاسه داغ‌تر از آش»ِ حقوق مردم بود و  قاسم سلیمانی را به مناظره عمومی می‌طلبید، به محض این‌که آن بنده خدا در خاک عراق از دنیا رفت، گرفتار خطای شناختی «توسل به مظلومیت» شده و فی‌الفور خود را به نماز میتی که آقای خامنه‌ای بر پیکر آن مرحوم ادا می‌کرد رساند تا از مزایای باد جدیدی که وزیدن گرفته محروم نماند.

۱۰. اخبار زیادی در مورد «اعتصاب غذا»های مکرر مهدی خزعلی در زندان‌های ایران منتشرشده‌است. این یعنی ایشان به روند دادرسی یا شرایط خود در زندان معترض بوده‌است. بر فرض صحت ادعا ـ مطابق این فایل صوتی فیک اعلام شده ـ اساسا چرا کسی که مدافع نظام موجود است باید زندان بیفتد؟

یا بدتر از آن، اگر شما ابزاری برای رساندن اعتراض خود به قوه‌ قضاییه ندارید که مجبور به «اعتصاب غذا» می‌شوید و حتی درصدد رفع وجود شُبهه «خودکشی» با مرگ در اثر اعتصاب غذا برمی‌آیید، پس تصویر خندان شما در کنار
«علی رازینی» از برجسته‌ترین و شاخص‌ترین قضات این کشور چه می‌کند؟


به‌تر نیست شما که در تذبذب و در توسل به مذهب و سیاست و خبر و نقل، همیشه «نومن ببعض و نکفر ببعض» هستید و این تذبذب تا بدان حد شدید است که زمانی «نکفر ببعض»ی می‌شوید که پیش‌تر «نومن» بدان بوده‌اید و بالعکس، اندکی سکوت اختیار کنید تا این تتمه آبرو برای روزی و روزگاری به‌کارتان آید؟

و ختم کلام این‌که نه فقط میرسلیم‌النفس ما، که همه ما هواداران جنبش سبز از این‌که زمانی در دام «اصلاح‌نمایی» شما افتادیم، امروز از این‌که شما از میر ما بریده‌اید، بسیار خوشحالیم و از این هدیه شما بسیار سپاس‌گذار. 
امیدوار بود آدمی به خیر کسان
مرا به خیر تو امید نیست، شر مرسان

شنبه، مهر ۱۲، ۱۴۰۴

گاف‌گرفتن از گاف

سوم دی‌ماه ۱۴۰۰ «علی‌اصغر محرم‌زاده» یک کاربر ارزشی، توییتی در اکانت X خود منتشرکرد که مضمون آن نقد سلاح هسته‌ای بود و این‌که سلاح هسته‌ای نه امینت می‌آورد، نه قدرت سیاسی. و نه‌تنها که این‌ها نیست، بلکه تهدید هم برای هردوی این‌ها هست. شاهد مثالش را هم شوروی سابق معرفی کرد که با وجود داشتن مقادیر قابل توجهی «بمب هسته‌ای» فروپاشید.


این حرف یا توییت، به مذاق کاربران ارزشی و انقلابی که پیدا و پنهان مدافع «سلاح هسته‌ای» بودند اصلا خوش نیامد. چه آن‌ها که بارها در توجیه صلح‌آمیز‌بودن فعالیت‌های هسته‌ای ایران، با استناد به فتوای رهبری از «انرژی هسته‌ای» و نه «بمب هسته‌ای» دفاع کرده‌بودند، چه آن‌ها که فقه را پویا خوانده و با شواهد متعدد از جمله حلّیت شطرنج از سوی آیت‌الله خمینی با توجه به ضروریات زمانه و زمینه، برای عوض‌شدن فتوای حرمت «بمب هسته‌ای» زمینه‌سازی می‌کردند و توجیه می‌تراشیدند که اگر زمینه و زمانه ایجاب کند، فتوا می‌تواند تغییر کند و نه‌تنها می‌تواند که تکلیف هم برای مفتی تعیین کرده و تاکید می‌کردند که «باید تغییر کند».

بحث دانش هسته‌ای ایران ـ چه صلح‌آمیز چه صلاح‌آمیزش ـ و توان علمی مراکز علمی ایران اصلا موضوع این نوشته نیست، بنابراین از آن می‌گذریم و اصلا وارد محتوای آن یا محتوای خود توییت نمی‌شویم.


اما این توییت واکنش‌های قابل‌توجه و عموما تحقیر و توهین‌آمیز نسبت به نویسنده توییت، حتی از طرف دوستان نزدیکی که او را سال‌ها به‌عنوان یک کاربر ارزشی و انقلابی می‌دانستند، داشت.


مثلا کاربر «لیلا آبنوس» نوشت: «مثل اینه که بگیم پلیس اسلحه و ضدگلوله نمی‌خواد، چون اینا جلوی سکته‌اش رو نمی‌گیره هر چیزی جای خودش. شوروی اگه هسته‌ای نداشت بازم سقوط می‌کرد😐»


یا کاربری با آیدی GHasem373 نوشت: «وقتی جنگ تمام‌عیار دربگیره، طرف یه اتمی بزنه وسط تهران نصف ملت پودر بشن، اون موقع می‌فهمید سلاح هسته‌ای چیه و چرا باید داشت. دشمنت اتمیه، اون وقت تو اتمی نباشی؟»


کاربر دیگری با نام z esmaeili نوشت: در این مورد
فصل‌الخطاب نظر حضرت آقاست و این دست نظرات خوارج فاقد اهمیته.

این چند نمونه تقریبا واکنش‌های مودبانه کاربران ارزشی و انقلابی به این توییت بود. بسیاری از کاربرای ارزشی و غیرارزشی اما ملی‌گرای مدافع «بمب اتمی» واکنش‌های همراه با توهین و کلمات رکیک زیادی به این توییت داشتند.


یک روز بعد آقای محرم‌زاده بعد از فحش‌خوردن‌های کافی، لینک سخنان رهبری که توییت او عینا از روی آن کپی شده‌بود را زیر توییت خود منشن (نام‌یاد)کرد.


تازه ارزشی‌ و انقلابی‌ها متوجه شدند به کجای‌ِشان خورده و در قالب دفاع از به‌اصطلاح «امنیت و اقتدار سیاسی» چه توهین و تحقیرها که غیرمستقیم متوجه رهبری نکرده‌اند.

حالا نوبت مخالفان بود که بیایند و زیر منشن‌ یا «نام‌یاد»های قبلی، عقده‌های خودشان را خالی کرده و هرچه از دهن‌شان درمی‌آید ـ که اشاره به آن‌ها مایه شرم قلم است ـ را بر قلم آورده و نثار مخالفان کنند.


از آن داستان نزدیک به ۴ سال می‌گذرد. رهبری خود طی این ۴ سال حرف‌هایی زده یا مواضعی اتخاذ کرده که ۱۸۰ درجه با مواضع قبلی او نه فقط در تضاد، که در تناقض آشکار هم بوده‌است.


از جمله این‌که در سخن‌رانی‌های مکرر به سران عربستان سعودی حمله و آن‌ها را «بی‌ارزش»، «نالایق» و «پست» می‌نامید، اما وقتی به سنبه پر زور چین، مجبور به ارتباط دوباره با همین عربستان و بازگشایی سفارت‌ها شد، همین گشایش ارتباط مجدد را از ابتکارات دولت سیزدهم خواند.


کشوری را دو سال پیش بی‌ارزش، نالایق، پست، و در آستانه اضمحلال بنامی، و ناگهان خواب‌نما شده و ارتباط مجدد با او را ابتکار بدانی و بخوانی.


به‌تازگی در یک گفت‌وگوی تلوزیونی میان «محمدجواد اکبرین» و «داریوش سجادی» در تلوزیون اینترنشنال، مناطره‌ای بر سر مواضع آقای خامنه‌ای درگرفت.

آقای اکبرین، حسب قواعد اخلاقی حفظ امنیت طرف گفت‌وگو، ابتدا تاکیدکرد که از گفتن برخی حرف‌ها به این دلیل معذورم، اما وقتی سجادی اجازه داد و گفت منعی ندارد، سخنانی از رهبری را با عنوان
«سخنان یکی از خطبای نمازجمعه» خواند که کاملا غیرقابل توجیه بود و نظر آقای سجادی را درباره این سخنان پرسید.

آقای سجادی یادآور شد که خیلی از ائمه‌جمعه حرف‌های بی‌مربوط می‌زنند و از این به‌اصطلاح او «گاف»‌ها می‌دهند و اتفاقا ستاد اقامه نماز جمعه هم به آن‌ها تذکر می‌دهد.
و با این مقدمه، تاکید کرد که این «گاف»‌ها ربطی به رهبری ندارد.


اکبرین در ادامه ضمن این‌ اشاره که آقای سجادی قبول دارد این سخنان به‌اصطلاح او «گاف» است و غیرقابل توجیه ـ و بعد از این‌که این تایید را از دهان آقای سجادی بیرون کشید ـ حالا اشاره کرد که آن خطیب جمعه شخص علی خامنه‌ای بوده و این سخنان ـ که  از نظر آقای سجادی ربطی به آقای خامنه‌ای ندارد ـ سخنان خطیب دیگری نیست و سخنان خود رهبر است.


در این
مناظرهِ سقراطی، هیچ رفتار غیراخلاقی در کار نبود. اکبرین اصلا دروغ نگفت. اما بخشی از حقیقیت را نگه داشت تا پس از واکنش آقای سجادی و سجادی‌ها بیان کند که اشکال بزرگ آن‌ها و همه آنان که دفاع تمام‌قد از هر انسانی را وظیفه خود می‌دانند، و فاقد پرنسیب یا قواعد اخلاقی تعریف‌شده‌ای هستند، این است که برخلاف توصیه‌های موکد اخلاقی و از جمله توصیه مشهور مولی علی (ع) که: «اُنْظُرْ إلَی ما قالَ وَ لا تَنْظُرْ إِلَی مَنْ قالَ» به «گفته» نگاه نمی‌کنند، صبر می‌کنند ببینید «چه کسی» این را گفته، و بعد درصدد توجیه آن برمی‌آیند.

این تذبذب شخصیتی، متاسفانه شاخصه برجسته جوامع دیکتاتوری است. برای «حق» ارزشی قائل نیستند. افراد را با «حق» نمی‌سنجند، «حق» را با افراد می‌سنجند.


نقل است که
استالین گفته‌بود: اگر واقعیت با نظریه‌های ما سازگار نباشد، پس وای به حال واقعیت.