شنبه، مهر ۱۰، ۱۳۸۹
پرکاری و پرمغزی در سفر به نیویورک
آقای «خامنهای» در جمع ائمهجمعه سراسر کشور، سفر اخیر آقای «احمدینژاد» به نیویورک را «پرمغز و پرکار» نامید.
سفر به نيويورك يك سفر«پركار و پرمغز»
آقاي «خامنهاي» در جمع ائمه جمعه سراسر كشور، سفر اخير آقاي «احمدينژاد» به نيويورك را «پرمغز و پركار» ناميد.
ازجمله اتفاقاتي كه در اين سفر «پرمغز و پركار» افتاد و بيدقتي و بيسوادي مسئولين رسانهملي آنها را به دردسر انداخت، گاف مضحك پخش چندين باره مصاحبه اين رسانه با يك خانم و دفاع جانانه اين خانم از كشور ايران و آروزي زيستن در ايران بود.
خيلي ساده و در زماني بسيار كم، كاشف به عمل آمد كه اين خانم محترم سركار «شوكتغضنفري» معروف به «غزلاميد» و نويسنده كتاب معروف «زندگيدرجهنم» است و منظور او از جهنم كشور ايران است.
نكته بسيار جالب آنست كه بيش و پيش از آنكه كسي در ايران متوجه اين افتضاح رسانهاي بشود و نسبت به آن معترض باشد؛ تعداد قابل توجهي از كنشگران سياسي در فضاي مجازي به خانم «اميد» براي حضور در ضيافت شام دولت ايران، به علت سوابق تبليغي ضد ايراني و حضور در رسانههاي معتبر و معروف اسراييلي و سياست يك بام و دوهوا اعتراض نمودند، كه مي توانيد نمونههاي ْآن را در اينجا و اينجا و اينجا و پس از آنها در يك وبلاگ ارزشي در اينجا بخوانيد.
بعد از آن اگر دوستي به زبان انگليسي آشنايي دارد من سپاسگزار خواهم بود كه اين متن را كه من مستقيما از روي سايت شخصي خانم غزل اميد برداشتهام و اينجا قرار دادهام را براي من و مخاطبين اين وبلاگ ترجمه نمايد.
Iran
Khamenei, stop the killing!
The cost of Freedom for the Iranian people. Khamenei, stop the killing!
As the world watches on national television, Iranians on the streets of Iran are protesting against the supreme leader, Ali Khamenei, and his order to shoot to kill people of Iran.
.
ازجمله اتفاقاتي كه در اين سفر «پرمغز و پركار» افتاد و بيدقتي و بيسوادي مسئولين رسانهملي آنها را به دردسر انداخت، گاف مضحك پخش چندين باره مصاحبه اين رسانه با يك خانم و دفاع جانانه اين خانم از كشور ايران و آروزي زيستن در ايران بود.
خيلي ساده و در زماني بسيار كم، كاشف به عمل آمد كه اين خانم محترم سركار «شوكتغضنفري» معروف به «غزلاميد» و نويسنده كتاب معروف «زندگيدرجهنم» است و منظور او از جهنم كشور ايران است.
نكته بسيار جالب آنست كه بيش و پيش از آنكه كسي در ايران متوجه اين افتضاح رسانهاي بشود و نسبت به آن معترض باشد؛ تعداد قابل توجهي از كنشگران سياسي در فضاي مجازي به خانم «اميد» براي حضور در ضيافت شام دولت ايران، به علت سوابق تبليغي ضد ايراني و حضور در رسانههاي معتبر و معروف اسراييلي و سياست يك بام و دوهوا اعتراض نمودند، كه مي توانيد نمونههاي ْآن را در اينجا و اينجا و اينجا و پس از آنها در يك وبلاگ ارزشي در اينجا بخوانيد.
بعد از آن اگر دوستي به زبان انگليسي آشنايي دارد من سپاسگزار خواهم بود كه اين متن را كه من مستقيما از روي سايت شخصي خانم غزل اميد برداشتهام و اينجا قرار دادهام را براي من و مخاطبين اين وبلاگ ترجمه نمايد.
Iran
Khamenei, stop the killing!
The cost of Freedom for the Iranian people. Khamenei, stop the killing!
As the world watches on national television, Iranians on the streets of Iran are protesting against the supreme leader, Ali Khamenei, and his order to shoot to kill people of Iran.
.
نشان عالی جمهوری اسلامی به «بشار اسد» اعطا شد
محمود احمدینژاد نشان عالی جمهوری اسلامی ایران را به «بشار اسد» رئیس جمهور سوریه اعطا کرد.
به گزارش مهر در این مراسم که عصر شنبه ۱۰ مهر ۸۹ در محل وزارت خارجه برگزار شد، محمد محمدی گلپایگانی رئیسدفتر مقام معظم رهبری، سرلشگر بسیجی دکتر محمدحسن فیروزآبادی رئیسستاد کل نیروهای مسلح، سید شهابالدین صدر نایبرئیس دوم مجلس شورای اسلامی، محمدرضا رحیمی معاون رئیسجمهور، اسفندیار رحیممشایی رئیسدفتر رئیسجمهور، نیکراد وزیر مسکن، کامران دانشجو وزیر علوم، علی آقامحمدی عضو تشخیص مصلحت نظام، حجتالاسلام سید احمد موسوی سفیر ایران در سوریه، صادق خلیلیان وزیر کشاورزی، علیاکبر محرابیان وزیر صنایع و معادن، محمد حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، حمید بهبهانی وزیر راه و ترابری و جمعی از سفرای کشورهای خارجی مقیم تهران و نمایندگان مجلس شورای اسلامی و مسئولان لشکری و کشوری حضور داشتند.
هدف از سفر رئیسجمهوری ۴۵ ساله سوریه به تهران، توسعه مناسبات و روابط اقتصادی دو جانبه و تبادل نظر در خصوص مسائل منطقهای و بینالمللی است.
سفر اسد به تهران، در پاسخ به سفر رسمی هشتم اسفند سال گذشته «محمود احمدینژاد» رئیسجمهوری کشورمان به سوریه انجام شدهاست که در آن توافقنامه لغو روادید میان دو کشور به امضا رسید.
این پنجمین سفر رئیسجمهور سوریه به ایران در دوران ریاستجمهوری محمود احمدینژاد است.
چهارشنبه، شهریور ۳۱، ۱۳۸۹
بي حرمتي به ساحت خوبان قشنگ نيست
بيحرمتي نيروهايي كه در عرف و ادبيات حاكميت از آنها به «خودسر» تعبير ميشود تا مسئوليت ناتواني، يا توانايي ناخواسته و تعمدي مسئولين امنيتي و اطلاعاتي كشور عنداللزوم براي فرار از پاسخگويي و قبول مسوليت بر عهده آنها گذاشته شده تا بواسطه آن انجام اقدامات خلاف عرف و قانون و اخلاق در جامعه تسهيل شود كار را به جاهايي ميكشاند كه قلم ازشرم نوشتن آن عاجز است.
عصر امروز از ملاقات خانوادههاي سرداران سرفراز و عالي رتبه شهيد دفاع مقدس كه در آستانه هفته بزرگداشت اين ايام قصد ملاقات با حجةالاسلاموالمسلمين «كروبي» را داشتند؛ با توسل به اقدامات نيروهاي ياد شده همراه با توهين؛ حتاكي و خشونت جلوگيري به عمل آمد.
بنا به گزارش پايگاه اينترتي جنبش راه سبز«جرس»؛ خانواده شهیدان «باکری» و «همت» هنگامی که قصد ملاقات با «مهدی کروبی» را داشتند با اسپری گاز اشک آور مورد حمله نیروهای لباس شخصی قرار گرفتند و در جریان این حمله «احسانباكري» پسر شهید «باکری» بازداشت شد.
بنا بر اين گزارش، پس از آنکه یکی از نیروهای مستقر به هسر شهيد «باكري» می گوید؛ اسلحه را می گذارم روی شقیقهات و راحتت می کنم ، درگیری شروع می شود.
بی حرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست
باور کنید پاسخ آیینه سنگ نیست
سوگند می خورم به مرام پرندگان
در عرف ما سزای پریدن تفنگ نیست
در کارگاه رنگرزان دیار ما
رنگی برای پوشش آثار ننگ نیست
از بردگی مقام بلالی گرفته اند
در مکتبی که عزت انسان به رنگ نیست
دارد بهار می گذرد با شتاب عمر
فکری کنید که فرصت پلکی درنگ نیست
وقتی که عاشقانه بنوشی پیاله را
فرقی میان طعم شراب و شرنگ نیست
تنها یکی به قله ی تاریخ می رسد
هر مرد پاشکسته که تیمور لنگ نیست
اين گزارش در خبرنگاران سبز
عصر امروز از ملاقات خانوادههاي سرداران سرفراز و عالي رتبه شهيد دفاع مقدس كه در آستانه هفته بزرگداشت اين ايام قصد ملاقات با حجةالاسلاموالمسلمين «كروبي» را داشتند؛ با توسل به اقدامات نيروهاي ياد شده همراه با توهين؛ حتاكي و خشونت جلوگيري به عمل آمد.
بنا به گزارش پايگاه اينترتي جنبش راه سبز«جرس»؛ خانواده شهیدان «باکری» و «همت» هنگامی که قصد ملاقات با «مهدی کروبی» را داشتند با اسپری گاز اشک آور مورد حمله نیروهای لباس شخصی قرار گرفتند و در جریان این حمله «احسانباكري» پسر شهید «باکری» بازداشت شد.
بنا بر اين گزارش، پس از آنکه یکی از نیروهای مستقر به هسر شهيد «باكري» می گوید؛ اسلحه را می گذارم روی شقیقهات و راحتت می کنم ، درگیری شروع می شود.
بی حرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست
باور کنید پاسخ آیینه سنگ نیست
سوگند می خورم به مرام پرندگان
در عرف ما سزای پریدن تفنگ نیست
در کارگاه رنگرزان دیار ما
رنگی برای پوشش آثار ننگ نیست
از بردگی مقام بلالی گرفته اند
در مکتبی که عزت انسان به رنگ نیست
دارد بهار می گذرد با شتاب عمر
فکری کنید که فرصت پلکی درنگ نیست
وقتی که عاشقانه بنوشی پیاله را
فرقی میان طعم شراب و شرنگ نیست
تنها یکی به قله ی تاریخ می رسد
هر مرد پاشکسته که تیمور لنگ نیست
اين گزارش در خبرنگاران سبز
دوشنبه، شهریور ۲۹، ۱۳۸۹
وقتي دمخروس تقلب از سرمقاله «كيهان» بيرون ميزند
در شرايطي كه انتخاب ريس دفتر ريس جمهور و ساير مناصب دولتي اقاي «مشايي» به هيچ عنوان نياز به راي و انتخاب مستقيم مردم ندارد و حتي بدون راي اعتماد و دخالت نمايندگان مجلس و با نظر مستقيم ريس جمهور صورت مي گيرد؛ روزنامه «كيهان» در سرمقاله امروز خود به قلم «حسينشريعتمداري»(+) ريس دفتر ريسجمهور را به عنوان كسي كه «بدون رأي ملت، اين روزها صاحب رأي ملت شده است» معرفي و به انتقاد شديد و بي سابقه از «محموداحمدي نژاد» پرداخته است.
سرمقاله نويس «كيهان» كه مصاحبه جمعه شب ريس جمهور با شبكه خبر(+) و اظهارات افنخارآميز ايشان درباره «منشوركورش» را دستمايه اعتراض خود قرار بود، بدون توجه به واكنش شادمانه و پيشنهاد كودكانه؛ عودت ندادن منشور به موزه و كشور فرستنده، توسط همين روزنامه هنگام ورود منشور به كشور(+)، ريسجمهور را مورد سئوال قرار داد كه : «جناب آقاي احمدي نژاد با كدام منطق علمي و اسلامي آنهم از جايگاه رئيس جمهور ايران اسلامي مي فرمايند اگر دنيا از ما درباره مديريت ايراني سؤال كند در پاسخ آنها «منشور كوروش» را ارائه مي كنيم؟!»
نويسنده در ادامه پس از ارائه تصويري سياه از وضعيت كشور ايران در زمان رژيم پهلوي تقصير همه آنها را به گردن «منشور كورش» انداخته و سئوال مي كنند: «جناب احمدي نژاد از منشور كوروش انتظار چه معجزه اي دارند كه آن را به جاي اسلام عزيز ميگذارند و عرق شرم بر پيشاني ملت پاكباخته و ايران دوست مي نشانند؟!»
وي همچنين پس از اعلام اينكه كشور ايران هم اكنون مقتدرترين؟؟ كشور منطقه ميباشد و علت اصلي اين اقتدار حضور اسلام ناب محمدي(ص) بر كرسي اداره كشور است، سئوال مي كند: «چرا بايد جاي آن با منشور كوروش عوض شود؟!...آيا اظهارات برادر عزيزمان آقاي احمدي نژاد، نگاهي معكوس به واقعيات ملموس و مصداق شكستن نردبان بعد از صعود به بام نيست؟!»
اما قسمت مهم، برجسته و در عين حال جالب توجه نوشته امروز «شريعتمداري»(+) قسمتي بود كه ايشان به قول منبريها گوشه را به كربلا زد تا به برخلاف ادعاي اصلي نوشته كه سعي مي كرد بهانه نوشتن را اظهارات ريس جمهور در مصاحبه با شبكه خبر نشان دهد، پاسخ حمله شديد آقاي «احمدينژاد» به «كيهان» در مصاحبه با روزنامه ايران(+) را بدهد، و به آقاي «احمدينژاد» متذكر شود كه اسناد موثقي از «صاحب راي نبودن او» در دست دارد كه در صورت لزوم افشا خواهد شد. ايشان متذكر ميشود: «جناب احمدي نژاد- و رئيس دفتر ايشان كه بدون رأي ملت، اين روزها صاحب رأي ملت شده است» اما چه كسي و كدام ناظر آگاه است كه نداند ريس دفتر ريس جمهور به راي مردم نياز ندارد و آنكسي كه به راي مردم نياز دارد و بدون آن راي بر كرسي غصبي رياست جمهوري تكيه زده شخص آقاي «احمدينژاد» است. نكتهاي كه آقاي «شريعتمداري» بهتر از هركس ديگري بدان اشراف و از آن اطلاع دارد. و اسناد آن را براي روز مبادا نزد خود حفظ كرده است.
روز مبادا آيا نزديك مي شود؟ بايد منتظر ماند.
اين نوشته در خبرنگاران سبز
سرمقاله نويس «كيهان» كه مصاحبه جمعه شب ريس جمهور با شبكه خبر(+) و اظهارات افنخارآميز ايشان درباره «منشوركورش» را دستمايه اعتراض خود قرار بود، بدون توجه به واكنش شادمانه و پيشنهاد كودكانه؛ عودت ندادن منشور به موزه و كشور فرستنده، توسط همين روزنامه هنگام ورود منشور به كشور(+)، ريسجمهور را مورد سئوال قرار داد كه : «جناب آقاي احمدي نژاد با كدام منطق علمي و اسلامي آنهم از جايگاه رئيس جمهور ايران اسلامي مي فرمايند اگر دنيا از ما درباره مديريت ايراني سؤال كند در پاسخ آنها «منشور كوروش» را ارائه مي كنيم؟!»
نويسنده در ادامه پس از ارائه تصويري سياه از وضعيت كشور ايران در زمان رژيم پهلوي تقصير همه آنها را به گردن «منشور كورش» انداخته و سئوال مي كنند: «جناب احمدي نژاد از منشور كوروش انتظار چه معجزه اي دارند كه آن را به جاي اسلام عزيز ميگذارند و عرق شرم بر پيشاني ملت پاكباخته و ايران دوست مي نشانند؟!»
وي همچنين پس از اعلام اينكه كشور ايران هم اكنون مقتدرترين؟؟ كشور منطقه ميباشد و علت اصلي اين اقتدار حضور اسلام ناب محمدي(ص) بر كرسي اداره كشور است، سئوال مي كند: «چرا بايد جاي آن با منشور كوروش عوض شود؟!...آيا اظهارات برادر عزيزمان آقاي احمدي نژاد، نگاهي معكوس به واقعيات ملموس و مصداق شكستن نردبان بعد از صعود به بام نيست؟!»
اما قسمت مهم، برجسته و در عين حال جالب توجه نوشته امروز «شريعتمداري»(+) قسمتي بود كه ايشان به قول منبريها گوشه را به كربلا زد تا به برخلاف ادعاي اصلي نوشته كه سعي مي كرد بهانه نوشتن را اظهارات ريس جمهور در مصاحبه با شبكه خبر نشان دهد، پاسخ حمله شديد آقاي «احمدينژاد» به «كيهان» در مصاحبه با روزنامه ايران(+) را بدهد، و به آقاي «احمدينژاد» متذكر شود كه اسناد موثقي از «صاحب راي نبودن او» در دست دارد كه در صورت لزوم افشا خواهد شد. ايشان متذكر ميشود: «جناب احمدي نژاد- و رئيس دفتر ايشان كه بدون رأي ملت، اين روزها صاحب رأي ملت شده است» اما چه كسي و كدام ناظر آگاه است كه نداند ريس دفتر ريس جمهور به راي مردم نياز ندارد و آنكسي كه به راي مردم نياز دارد و بدون آن راي بر كرسي غصبي رياست جمهوري تكيه زده شخص آقاي «احمدينژاد» است. نكتهاي كه آقاي «شريعتمداري» بهتر از هركس ديگري بدان اشراف و از آن اطلاع دارد. و اسناد آن را براي روز مبادا نزد خود حفظ كرده است.
روز مبادا آيا نزديك مي شود؟ بايد منتظر ماند.
اين نوشته در خبرنگاران سبز
یکشنبه، شهریور ۲۸، ۱۳۸۹
حمله شديد «احمدينژاد» به «كيهان»
تنها سه روز پس از حمايت آشكار و تمام قد رهبري نظام از «محموداحمدينژاد»(+) و دولت متبوعش، كه تيتر يك روزنامه «كيهان» را به خود اختصاص داد، رییس جمهور در مصاحبه با روزنامه «ایران» از روزنامه «کیهان» به شدت انتقاد کرد(+) و صریحا خواستار محاکمه رسانه هایی شد که با تهمت زدن و بی آبرو کردن افراد اخلاق اسلامی را زیر پا می گذارند.
رییس جمهوری با اشاره به مواضع برخی رسانه ها که خود را طرفدار دولت می دانند؛ گفت: «برخي اتفاقات در رسانههاي ما ميافتد كه من از اساس به آنها اعتقاد ندارم، آنهايي كه راجع به خود من است، من شخصاً گذشت ميكنم، اما آيا مثلاً يك رسانه ميتواند به زن يك رئيسجمهور اروپايي نسبتي بدهد؟ اين با كدام اسلام ميخواند؟ ممكن است مخالف ما باشد ولي آيا من ميتوانم نسبتي به او بدهم. حتي اگر فردي انحراف اخلاقي دارد، يك رسانه نميتواند اين را بنويسد. چرا كه خلاف شرع است»
روزنامه «كيهان» كه به نظر قاطع آگاهان سياسي يكي از نردبانهاي اصلي صعود «احمدينژاد» به جايگاه رياست جمهوري بوده است، و همواره مشي همراهي و همفكري همراه با حمايت از دولت را در دستور خود داشته طي چند ماه گذشته و به دنبال گسترش اعتراضات عمومي بر عليه اقدامات و اظهارات عجيب و غريب ريسدفتر ريس جمهور عملا به تريبون اصلي و پايگاه اجتماعي سامان دهنده اين حملات تبديل، و اين اعتراضات را در جريان همايش «ايرانيان خارج از كشور» كه با مديريت ريس دفتر ريس جمهور برگزار مي شد به اوج خود رساند.
«شريعتمداري» در اين مرحله در چند شماره پياپي حجم زيادي از مطالب «كيهان»(+) را به مطالبي در اين خصوص اختصاص داد و كار را به تهديد هم كشاند(+) و به جوابيهها و فركانسهاي نارضايتي ارسال شده از طرف ريس جمهور و هوادارانش از موضعي بالا برخورد نموده و هيچ توجهي نكرد. « كيهان» اگرچه تلاش مي كرد در تمام مطالب دامن آقاي «احمدينژاد» را از اتهامات مطرح شده پاك نگاه دارد، و فاصله بين ايشان و ريس دفترش را بيشتر نمايد اما حواسش به نوع رابطه آنها و جايگاه والاي آقاي «مشايي» در نظر ريس جمهور نبود.صبر ريس دفتر زيرك ريس جمهور هم بسيار بيشتر از اينها بود و هست.
بايد صبر كرد و منتظر واكنش «كيهان» ماند كه با توجه به ظرافتها و حساسيتهاي خاص موجود در روابط آنها بعيد به نظر ميرسد به اين سرعت اتفاق بيفتد؛ اما «شريعتمداري» آدمي نيست كه چنين حملهاي را بدون پاسخ بگذارد.
از طرفي طي ساليان گذشته كمتر سابقه داشته است كه «شريعتمداري» به روابط و بازيهاي پشت پرده تن داده و از جواب دادن به چنين خفت آشكاري منصرف شود.
بدون شك اگر طي روزها يا هفتههاي آينده سايتهاي منتسب به جنبش سبز به شكل واحد اقدام به انتشار يك سند جديد از «شوراي عالي امنيت ملي(+)» يا نوار سخنراني محرمانه يك «سردارمشفق» ديگر نمودند؛ مطمئن باشيد كه اين اطلاعات توسط شخص آقاي «شريعتمداري» و با ظرافت خاصي در اختيار اين سايتها قرار گرفته است.
اين نوشته در خبرنگاران سبز
رییس جمهوری با اشاره به مواضع برخی رسانه ها که خود را طرفدار دولت می دانند؛ گفت: «برخي اتفاقات در رسانههاي ما ميافتد كه من از اساس به آنها اعتقاد ندارم، آنهايي كه راجع به خود من است، من شخصاً گذشت ميكنم، اما آيا مثلاً يك رسانه ميتواند به زن يك رئيسجمهور اروپايي نسبتي بدهد؟ اين با كدام اسلام ميخواند؟ ممكن است مخالف ما باشد ولي آيا من ميتوانم نسبتي به او بدهم. حتي اگر فردي انحراف اخلاقي دارد، يك رسانه نميتواند اين را بنويسد. چرا كه خلاف شرع است»
روزنامه «كيهان» كه به نظر قاطع آگاهان سياسي يكي از نردبانهاي اصلي صعود «احمدينژاد» به جايگاه رياست جمهوري بوده است، و همواره مشي همراهي و همفكري همراه با حمايت از دولت را در دستور خود داشته طي چند ماه گذشته و به دنبال گسترش اعتراضات عمومي بر عليه اقدامات و اظهارات عجيب و غريب ريسدفتر ريس جمهور عملا به تريبون اصلي و پايگاه اجتماعي سامان دهنده اين حملات تبديل، و اين اعتراضات را در جريان همايش «ايرانيان خارج از كشور» كه با مديريت ريس دفتر ريس جمهور برگزار مي شد به اوج خود رساند.
«شريعتمداري» در اين مرحله در چند شماره پياپي حجم زيادي از مطالب «كيهان»(+) را به مطالبي در اين خصوص اختصاص داد و كار را به تهديد هم كشاند(+) و به جوابيهها و فركانسهاي نارضايتي ارسال شده از طرف ريس جمهور و هوادارانش از موضعي بالا برخورد نموده و هيچ توجهي نكرد. « كيهان» اگرچه تلاش مي كرد در تمام مطالب دامن آقاي «احمدينژاد» را از اتهامات مطرح شده پاك نگاه دارد، و فاصله بين ايشان و ريس دفترش را بيشتر نمايد اما حواسش به نوع رابطه آنها و جايگاه والاي آقاي «مشايي» در نظر ريس جمهور نبود.صبر ريس دفتر زيرك ريس جمهور هم بسيار بيشتر از اينها بود و هست.
بايد صبر كرد و منتظر واكنش «كيهان» ماند كه با توجه به ظرافتها و حساسيتهاي خاص موجود در روابط آنها بعيد به نظر ميرسد به اين سرعت اتفاق بيفتد؛ اما «شريعتمداري» آدمي نيست كه چنين حملهاي را بدون پاسخ بگذارد.
از طرفي طي ساليان گذشته كمتر سابقه داشته است كه «شريعتمداري» به روابط و بازيهاي پشت پرده تن داده و از جواب دادن به چنين خفت آشكاري منصرف شود.
بدون شك اگر طي روزها يا هفتههاي آينده سايتهاي منتسب به جنبش سبز به شكل واحد اقدام به انتشار يك سند جديد از «شوراي عالي امنيت ملي(+)» يا نوار سخنراني محرمانه يك «سردارمشفق» ديگر نمودند؛ مطمئن باشيد كه اين اطلاعات توسط شخص آقاي «شريعتمداري» و با ظرافت خاصي در اختيار اين سايتها قرار گرفته است.
اين نوشته در خبرنگاران سبز
«فقيه» و «شيخ» شجاع و نامههايي براي مردم
اخبار ضد و نقيضي از بعضي سايتها نقل مي شود درباره مثلا اتفاقات پشت پرده اجلاسيه اخير خبرگان رهبري، درباره اعتراض رهبري به نطق افتتاحيه «هاشمي» و همچنين قهر «هاشمي» در پي تلاش عدهاي براي رد صلاحيت آيتالله «دستغيب» و گنجاندن نام «كروبي» و «موسوي» به عنوان «سران فتنه» در بيانيه پاياني و... كه پيش از آنكه خبر خوش باشد جداي از صحت و سقم، براي دلخوش كردن عوام است و بايد آنرا خبر بد دانست به فرض صحت.
آن خبرگاني كه صلاحيت بعضيها را تاييد مي كنند بهتر است كه صلاحيت آيتالله «دستغيب» را رد كنند و نام «موسوي» و «كروبي» چه در بيانيه پاياني اجلاس بيايد چه نيايد در زمره پر افتخار «سران فتنه» يك سال و اندي است كه ثبت شده. اما آنها كه نامشان نه به درخواست نمايندگان «مجلسخبرگان» بلكه به خاطر قدرناشناسي خودشان از ليست مورد احترام مردم يعني همان ليست معروف «سرانفتنه» خط خورد و دارد كاملا حذف مي شود بايد از آيندة نزديكي كه تاييد و نظر مردم، كارساز و چاره ساز خواهد بود انديشه كنند.
رسانههاي معتبر عمومي ايران و جهان طي روزهاي گذشته به شكل وسيع دو نامه را منتشر نمودند كه يكي خطاب به نمايندگان «مجلسخبرگان» توسط فقيه شجاع معاصر حضرت آيتالله «دستغيب» و ديگري خطاب به ريس آن مجلس توسط شيخ شجاع معاصر آقاي «مهدي كروبي» نوشته شده بود. بر خورد با هردو نامه به يك شكل بود. همان بر خوردي كه يك سال و نيم پيش رهبري نظام نسبت به نامه سرگشاده «اكبر هاشمي رفسنجاني» داشت، حالا «اكبرهاشميرفسنجاني» نسبت به نامه شيخ شجاع داشت و نمايندگان«مجلسخبرگانرهبري» هم همان بي اعتنايي را نسبت به نامه همراه و همشان سابقشان آيتالله «دستغيب». به واقع اگر ايشان اعتنايي به نامه ها مي كردند بايد شگفت زده مي شديم و نويسندگان نامه هم بيش و پيش از هر كس ديگري مي دانستند كه جواب نامههايشان چه خواهد بود ما آنها نامههايشان را براي مردم نوشتند ضمن آنكه اين نامهها از زمره همان نامههاياست كه در روز رستاخيز به دست راست انسانها مي دهند و از معصوم نقل است كه نويسنده آن نامهها خود صاحب نامهها هستند. از اين روست كه شيخ و فقيه شجاع نامه عمل و وظيفه خود رامينگارند كه وظيفهاشان نامهنگاري است و وظيفه ديگراني را متذكر ميشوند، تا بر وظيفه تذكر در روز حساب سرافكنده و روسياه نباشند. همان روزي كه بسياري ديگر بر وظيفه انجام نداده خود شرمنده و سر بزير خواهند بود.
اين نوشته در خبرنگاران سبز
رسانههاي معتبر عمومي ايران و جهان طي روزهاي گذشته به شكل وسيع دو نامه را منتشر نمودند كه يكي خطاب به نمايندگان «مجلسخبرگان» توسط فقيه شجاع معاصر حضرت آيتالله «دستغيب» و ديگري خطاب به ريس آن مجلس توسط شيخ شجاع معاصر آقاي «مهدي كروبي» نوشته شده بود. بر خورد با هردو نامه به يك شكل بود. همان بر خوردي كه يك سال و نيم پيش رهبري نظام نسبت به نامه سرگشاده «اكبر هاشمي رفسنجاني» داشت، حالا «اكبرهاشميرفسنجاني» نسبت به نامه شيخ شجاع داشت و نمايندگان«مجلسخبرگانرهبري» هم همان بي اعتنايي را نسبت به نامه همراه و همشان سابقشان آيتالله «دستغيب». به واقع اگر ايشان اعتنايي به نامه ها مي كردند بايد شگفت زده مي شديم و نويسندگان نامه هم بيش و پيش از هر كس ديگري مي دانستند كه جواب نامههايشان چه خواهد بود ما آنها نامههايشان را براي مردم نوشتند ضمن آنكه اين نامهها از زمره همان نامههاياست كه در روز رستاخيز به دست راست انسانها مي دهند و از معصوم نقل است كه نويسنده آن نامهها خود صاحب نامهها هستند. از اين روست كه شيخ و فقيه شجاع نامه عمل و وظيفه خود رامينگارند كه وظيفهاشان نامهنگاري است و وظيفه ديگراني را متذكر ميشوند، تا بر وظيفه تذكر در روز حساب سرافكنده و روسياه نباشند. همان روزي كه بسياري ديگر بر وظيفه انجام نداده خود شرمنده و سر بزير خواهند بود.اين نوشته در خبرنگاران سبز
اشتراک در:
پستها (Atom)
