‏نمایش پست‌ها با برچسب شبکه‌های اجتماعی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب شبکه‌های اجتماعی. نمایش همه پست‌ها

دوشنبه، فروردین ۳۱، ۱۴۰۵

زیرساخت فقط برنامه «شاد» نیست

زیرساخت آموزش مجازی، طراحی و ساختن برنامه «شاد» نیست. ساختارهایی به‌مراتب به‌تر از شاد، پیش‌تر طراحی شده و به‌رایگان در دست‌رس است. اما بالاخره وقتی «کار‌های بزرگ» را به «آدم‌های کوچک» سپرده‌اند، باید هم یکی باشد که از قِبل «شادنویسی» نان بخورد و شادمان باشد.

آموزش و پرورش که آموزش را از دور و مجازی می‌کند، به‌جای هزینه کلاس، تخته، میز، نیمکت، مدرسه و کادر حاشیه آموزشی، می‌تواند و باید برای تمام دانش‌آموزان زیر ۱۸ سال یک دستگاه تبلت اختصاصی کودک به‌رایگان تهیه کند، تا کودکان مجبور نباشند برنامه ناشادِ «شاد» را روی گوشی‌های پدر یا مادرشان اجرا و وقتی کلاس دارند، گوشی پدر یا مادرشان هم گرو کلاس آن‌ها باشد.

امهات
امنیت شبکه توصیه موکد می‌کند گوشی تلفن هم‌راه هر شخص، مثل مسواک و برس و نخ‌دندان و ... کاملا شخصی است و نباید در اختیار کس دیگری قرار بگیرد ولو هم‌سر و هم‌سنگ و فرزند و خواهر و برادر و یار و ...

فحش‌های رکیک زیادی کامنت زیر پست‌های توییتر، اینستاگرام، وبلاگ، یا هر جای دیگری که روی گوشی هم در دست‌رس هست نثار من شده که در
شبکه‌های اجتماعی، به محض دیدن پاک می‌کنم، و در دایرکت یا کامنت‌های پرایوت اجازه انتشار نمی‌دهم.

این ناسزاهای جنسیتی مرا آزار نمی‌دهد. خودم اهل بر زبان‌راندن این‌گونه سخن‌ها نیستم و به ناسزا، دعا، بددعا یا نفرین و لعن و ... باوری ندارم.

اما بازنشر آن یا دیده‌شدن از سوی دیگران را هم اشاعه فحشا می‌دانم، و هم معتقدم روح و روان ناموس‌پرستان یا کودکان را به‌شدت پریشان می‌کند، و می‌تواند توابع و تبعات ناجور و ناخواسته‌ای به‌هم‌راه داشته باشد. 

با این وصف، گوشی که مدام در معرض احتمال دریافت این‌گونه کامنت‌ یا پیام و پیامک‌ها باشد، نباید در دست کسی غیر از صاحب آن باشد.

اما سوگ‌وارانه ۱۰ برابر پول خرید یک دستگاه تبلت معمولی برای دانش‌آموزان را به یک کاسْت شادنویس می‌دهند تا خدای ناکرده کسی در بیش از ده‌ها برنامه بسیار حرفه‌ای برگزاری کلاس و دوره آنلاین؛ مثلا
گوگل‌میت یا اسکای روم یا نرم‌افزارها و برنامه‌های وبینار، کلاس برگزار نکند که مبادا اسرار نظام رصد شود.

وقتی هم پسر
«میرسلیم» که از قِبَل «شاد» به سرمایه‌های آن‌چنانی رسیده‌اند، و بازهم ناراضی‌اند و برای بیش‌تر اسرار می‌فروشند، مورد عفو ملوکانه قرار می‌گیرند و به‌جای‌اش نرگس محمدی باید برود زندان، امنیت و اسرار نظام یعنی کشک.

دوشنبه، مهر ۲۱، ۱۴۰۴

افشاگری ناکام هاآتص

دویچه‌وله فارسی گفت‌وگویی کرده با یکی از تنظیم‌کنندگان گزارش روزنامه «‌هاآرتص» اسرائیل با عنوان «پشت‌پرده افشاگری هاآرتص از حمایت دولت نتانیاهو از رضا پهلوی؛ روزنامه‌نگار اسرائيلی چه می‌گوید؟»

در آغاز، تیتر با استخدام کلمه «پشت‌پرده»، بی‌طرفی خود را نقض، و خواسته یا ناخواسته علیه گزارش موضع و سوگیری نموده‌است. کلمه «پشت‌پرده» عموما برای «افشای یک عملیات پنهان و عموما منفی» به‌کار گرفته‌می‌شود. 


در این گفت‌وگو که با
«گور مگیدو» یکی از تنظیم‌کنندگان گزارش هاآرتص انجام‌شده‌، ابتدای پاراگراف نخست پس از لید آمده: «در این گزارش ادعا شده بود که بخشی از حمایت‌های آنلاین از رضا پهلوی، فرزند آخرین شاه ایران، در جریان جنگ میان ایران و اسرائیل، ساختگی بوده و از سوی شبکه‌ای از حساب‌های جعلی فارسی‌زبان مستقر در اسرائیل هدایت می‌شده‌است؛ شبکه‌ای که بنا بر یافته‌های هاآرتص با بودجه‌ نهادهایی وابسته به دولت بنیامین نتانیاهو فعالیت می‌کرده است.»

در این پاراگراف ابتدا نوشته
«ادعاشده» و در انتها نوشته «بنابر یافته‌های هاآرتص». این گزاره‌ها متضاد است. اگر ادعا است، باید تا انتها «ادعا» بماند، اگر «یافته»‌است، باید از ابتدا نوشته می‌شد «بنابر یافته‌های هاآرتص». تنظیم‌کننده این گفت‌وگو خواسته با این «یکی به نعل و یکی به میخ‌زدن» نوعی «میان‌داری» میان موافقان و مخالفان اتخاذ کند. در حالی‌که «روزنامه‌نگار» نه «باید قضاوت کند» و نه «باید نگران قضاوت دیگران باشد.»

در ادامه
«مگیدو» به دویچه‌وله می‌گوید: «نکته اصلی برای من این نیست که حمایت از رضا پهلوی واقعی است یا جعلی، بلکه این است که چرا اسرائیل باید در کارزاری مشارکت کند که هدفش احیای سلطنت در ایران است.» او در عین حال تاکید دارد که جایگزین جمهوری اسلامی باید «از سوی مردم ایران و بر پایه اصول دموکراتیک» تعیین شود.

در این پاراگراف میگیدو شفاف به جانب‌داری و داوری خود اعتراف و رسما اعتراف می‌کند که اولا کاری به واقعی یا واقعی‌نمایی حمایت‌ها ندارد، در حالی که ادعای اصلی گزارش هاآرتص چنین است، دوم از سوگیری دیگر خود که «چرا اسرائیل باید در کارزاری مشارکت کند که هدفش احیای سلطنت در ایران است» پرده‌ برمی‌دارد. 


ناگفته پیداست وقتی خبرنگار با پیش‌فرض تاییدی دنبال پژوهشی می‌رود، خواسته یا ناخواسته، گرفتار
خطای شناختی «سوگیری تاییدی» می‌شود و ذهنش او را به سمتی هدایت می‌کند که بیشتر روی شواهدی که پیش‌فرض او را تایید می‌کند تمرکز کند، و شواهد نقض‌کننده پیش‌فرض خود را نادیده بگیرد. 

با این وصف اصل گزارش نمی‌تواند مصؤن از خطا و با پرهیز از هر گونه داوری، پیش‌فرض یا سوگیری جانب‌دارنه‌ای باشد. اگرچه می‌تواند اتفاقی کاملا هم درست و صحیح و دقیق باشد. 

سوم حکم صادرکردن روزنامه‌نگار است: «جایگزین جمهوری اسلامی باید از سوی مردم ایران و بر پایه اصول دموکراتیک تعیین شود.» کدام شیوه‌نامه روزنامه‌نگاری به روزنامه‌نگار حق داده برای سرنوشت مردم کشوری تکلیف تعیین کند؟


این حکم را یک کنش‌گر سیاسی یا فعال فرهنگی و اجتماعی می‌تواند با تکیه بر شواهدی ـ مثلا تجربه موفق سال‌های متمادی جوامع دموکراتیک ـ نشان‌داده و صادر و برای مردم کشور خودش تجویز کند، اما روزنامه‌نگار چنین حقی ندارد. 


مگیدو در ادامه به اختلافی (دلیل) اشاره و تصریح می‌کند:«اگر این اختلاف وجود نداشت، شاید امکان انتشار چنین گزارشی هم فراهم نمی‌شد». به همان دلیل هیچ استبعادی ندارد که این گزارش باید این‌گونه تنظیم و منتشر می‌شد.


درواقع وقتی از محدودیتی پنهانی پرده می‌داری، ناخواسته ذهن مخاطب می‌تواند به این سمت هدایت شود که اگر جریان‌هایی در هسته اصلی قدرت مخالف انتشار این گزارش بوده‌اند، به همان شکل گروهی دیگر پشتیبان انتشار گزارش بوده و وقتی گزارش وام‌دار هرگونه کمکی باشد، نمی‌تواند مطلقا پاکیزه از بی‌طرفی باشد. 

 
مگیدو در ادامه ادعا می‌کند: «معمولا وقتی به ما دستور می‌دهند چیزی را منتشر نکنیم، همان‌جاست که می‌فهمیم به نقطه‌ای رسیده‌ایم. چون آن‌ها اختیار جلوگیری از انتشار مطالب نادرست را ندارند و فقط انتشار مطالب درستی را که به‌زعم آن‌ها منافع ملی اسرائيل را به خطر می‌اندازند، می‌توانند متوقف کنند.»


این ادعا دیگر از آن ادعاهاست که الف: «آن‌ها اختیار جلوگیری از انتشار مطالب نادرست را ندارند» و ب: «فقط انتشار مطالب درستی را که به‌زعم آن‌ها منافع ملی اسرائيل را به خطر می‌اندازند، می‌توانند متوقف کنند.» اگر چنین است اساسا چرا مانع از ادامه کار کل روزنامه نمی‌شوند؟ این ادعا بسیار پرتناقض است. 


در جای دیگری ایشان برای اثبات ادعای انتشار گزارش زیر تیغ فشار و سانسور نامی را بیان می‌کند که با دستور از بالا نام او به‌عنوان حامی مالی کارگزار مورد ادعا، از گزارش حذف‌شده، اما در این گفت‌وگو بدون هراس و مانع آن نام بیان، و در گفت‌وگو ثبت می‌شود.


بقیه موارد ادعاها هم تقریبا چیزی در همین حد است و بیشتر از آن نیست و از ۵ شاهدی که ادعا می‌شود گزارش را پشتیبانی می‌کند، هر ۵ قرینه ادعاهای منابع نقلی است و هیچ روش تاییدی دیگری گزارش را پشتیبانی نمی‌کند. 


با این وصف فارغ از داوری در مورد اصالت یا غیر واقعی بودن اصل ادعا، می‌توان چنین نتیجه گرفت که دست‌کم این گزارش در اثبات ادعای خود ناتوان بوده و نتوانسته آن‌چنان که باید شواهد، قرائن و اسناد محکمه‌پسندی برای مخاطب ارائه کند.

شنبه، خرداد ۱۷، ۱۴۰۴

به متجاوزان تریبون و توجه ندهیم

روزهایی که خبرهای مربوط به تجاوز، خشونت جنسی و دفاع از آن‌ها توسط چند چهره‌ جنجالی در فضای عمومی منتشر می‌شود، واکنش طبیعی بسیاری، بازنشر تصاویر، ویدئوها و گفته‌های این افراد است؛ به این امید که آن‌ها را «رسوا» کنند.

اما آیا این بازنشرها واقعاً به رسوایی منجر می‌شود؟ یا دقیقاً در همان سازوکار رسانه‌ای می‌افتد که متجاوز را تقویت و قربانی را فراموش می‌کند؟

در دنیای
شبکه‌های اجتماعی، «توجه» ارزش‌مندترین سرمایه است. الگوریتم‌ها به کلیک، کامنت، بازنشر و بازدید پاداش می‌دهند.

بنابراین، وقتی تصویری از یک متجاوز یا مدافع خشونت میلیون‌ها بار دیده می‌شود، در عمل به دیده‌شدن و تثبیت قدرت او کمک شده است.

در این ساختار، بازنشر هر تصویر و هر نام، به معنای پمپاژ بیشتر
«توجه» به فردی است که نباید «تریبون» داشته باشد.

رسواکردنِ متجاوز یا مدافع تجاوز، با
«تبلیغ» چهره‌ی او متفاوت است. افشاگری یعنی تحلیل و نقد دقیق مواضع، بدون آن‌که از چهره‌ی او یک «برند رسانه‌ای» ساخت.

تبلیغ ناخواسته، وقتی اتفاق می‌افتد که چهره‌ی متجاوز با سرعت، هیجان و بدون درنگ در میلیون‌ها صفحه دست‌به‌دست می‌شود؛ حتی وقتی همه دارند علیه‌اش می‌نویسند.

مردم ممکن است به‌ظاهر منتقد باشند، اما زیر پوست این بازی، سیستم تشویقِ خشونت و نرینه‌سالاری در حال کار است.

تکرار چهره‌ی متجاوز ـ فارغ از نیت بازنشرکننده ـ باعث عادت‌پذیری ذهنی می‌شود. وقتی چهره‌ی یک متجاوز یا طرف‌دار تجاوز مرتب در تایم‌لاین صفحات مجازی تکرار می‌شود، ذهن به آن عادت می‌کند.

کم‌کم از «متجاوز و جنایت‌کار» تبدیل می‌شود به «آدم آشنا». 
نرمال‌سازی خشونت دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود: از لحظه‌ای که چهره‌ی جنایت‌کار، بخشی از روایت روزمره می‌شود.

رسوا کردن واقعی یعنی سلب مشروعیت، 
و سلب مشروعیت، یعنی گرفتن نورافکن از چهره‌ی متجاوز. باید به‌جای تمرکز بر متجاوزان و طرفداران‌ِشان، صدای قربانی را تقویت کرد.

روزی که قربانی فراموش می‌شود اما متجاوز، حتی به‌عنوان «شخص جنجالی»، در حافظه‌ی جمعی باقی می‌ماند، آن روز بازنده‌ایم.
©️فیس‌بوک مینا اکبری

پنجشنبه، مهر ۱۴، ۱۴۰۱

هشدار مدیر تلگرام نسبت به نا‌امن‌بودن واتس‌اپ: از واتس‌اپ دوری کنید

 مدیر تلگرام  با یادآوری موارد مکرر باگ‌های پیدا شده در پیام‌رسان واتس‌اپ، به کاربران توصیه کرد از هر پیام‌رسانی دوست دارند استفاده کنند، اما از واتس‌اپ دوری کنند.

 پاول دورف در آخرین پست کانالش، نوشت: «هکرها می‌توانند به همه چیز در گوشی‌های کاربران واتساپ دسترسی کامل (!) داشته باشند.

  وی با اشاره به جدیدترین مشکل امنیتی این پیام‌رسان که از سوی خود واتس‌اپ در هفته گذشته فاش شد  بیان کرد: تنها کاری که یک هکر برای کنترل گوشی شما باید انجام می‌داد این بود که یک ویدیوی مخرب برای شما بفرستد، یا با شما در واتس‌اپ تماس تصویری برقرار کند.

 دورف با تاکید بر این‌که اگر واتس‌اپ را به آخرین نسخه به‌روز کنیم هم در امان نیستم، به وجود موارد دیگری از این باگ‌های امنیتی در سال‌های ۲۰۱۸، ۲۰۱۹، ۲۰۲۰ اشاره و اعلام کرد: پیام‌های ردوبدل‌شده در واتس‌آپ تا قبل از ۲۰۱۷ اصلاً رمزگذاری نداشت.

مدیر تلگرام خاطرنشان کرد: مهم نیست که شما ثروتمندترین فرد روی زمین هستید - همانطور که «جف بزوس» در سال ۲۰۲۰ متوجه شد ــ  اگر واتس‌اپ را روی تلفن خود نصب کرده باشید، تمام اطلاعات شما از هر برنامه روی دستگاه شما قابل دسترسی است، چنانکه تلفن رئیس آمازون توسط ولیعهد سعودی هک شد. 

دورف در پایان با بیان این‌که سال‌ها پیش واتس‌اپ را از دستگاه‌هایم حذف کردم تاکید کرد: با نصب آن دری برای ورود به گوشی شما ایجاد می‌شود.

 وی یادآور شد: من اینجا به مردم فشار نمی‌آورم که به تلگرام بروند. ما با بیش از ۷۰۰ میلیون کاربر فعال و بیش از ۲ میلیون ثبت‌نام روزانه، نیازی به تبلیغات اضافی نداریم. 

این برنامه‌نویس شیکه‌های اجتماعی توصیه‌کرد: می‌توانید از هر برنامه پیام‌رسانی که دوست دارید استفاده کنید، اما از واتس‌اپ دوری کنید – اکنون ۱۳ سال است که یک ابزار نظارتی است.

#امنیت_شبکه #شبکه_های_اجتماعی #پیام_رسان

©️ https://t.me/durov/196


شنبه، مرداد ۱۶، ۱۴۰۰

کدام نام کاربری در همه شبکه‌های اجتماعی قابل ثبت است؟


شاید زمانی کار برندسازی آنلاین ساده‌تر بود. الان یک بخش بزرگ این کار، فعالیت در شبکه‌های اجتماعی برای برند است. شبکه‌های اجتماعی هم هر کدام اتمسفر و ویژگی‌های خاص خود را دارند و مثلا شما نمی‌توانید در توییتر با همان محتوای اینستاگرام، مورد توجه قرار بگیرید.

اما یک بخش ابتدایی کار این است که نام کاربری مناسب برای برند خود انتخاب کنید و در شبکه‌های اجتماعی‌ای که بیشتر مورد توجه هستند، حساب باز کنید.

وقتی شروع به این کار کنید، متوجه می‌شوید که بسیاری از نام‌های کاربری قبلا ثبت شده‌اند. گاهی پیش می‌آید که مثلا یک نام کاربری در توییتر قبلا ثبت نشده و ما در ابتدای کار، کلی خوشحال می‌شویم و کار را در توییتر به اتمام می‌رسانیم، اما وقتی می‌خواهیم همین نام را در مثلا اینستاگرام ثبت کنیم، متوجه می‌شیوم قبلا ثبت شده.

به گمان من اصلا هم زیبا نیست که نام کاربری شما در هر شبکه اجتماعی یک چیز باشد یا دارای پیشوند و پسوندهایی باشد. نام کاربری باید زیبا باشد، تایپ آن ساده باشد و بیش از حد کاراکتر نداشته باشد و راحت در خاطر بماند.

اما برای اینکه مرحله چک‌کردن نام کاربری در انبوه شبکه‌های اجتماعی و حتی در میان دامین‌های اینترنتی برایتان ساده شود و برق‌آسا بتوانید این مرحله کنترلی را انجام دهید، من سایت Namechk را به شما پیشنهاد می‌کنم.

کار با این سایت ساده است، نام کاربری مورد نظر را می‌نویسید و جست‌وجو می‌کنید، همین!

یکشنبه، مهر ۲۵، ۱۳۹۵

حلالیت‌طلبی، فضیلت فراموش‌شده

 در روانشناسی از فاکتور و متغییری تحت عنوان «اثر جمع» صحبت می‌شود که بر مبنای آن، اکثر رفتارها متاثر از تاثیر کنش‌ها و رفتار غالب است، و رفتار غالب هم عموما رفتاری است که یک شخص انجام می‌دهد و راه را باز می‌کند و بقیه هم همان را راه ادامه می‌دهند و آن رفتار می‌شود غالب، و بقیه افراد ناخودآگاه بر اساس همان رفتار غالب تصمیم می‌گیرند و رفتار می‌کنند.

به عنوان مثال، اگر در یک جمع خودمانی از همه بخواهند خاطره تعریف کنند، عموما خاطره‌ها به سمت شباهت با خاطره‌ای می‌رود که نفر اول تعریف می‌کند. یعنی به‌محض این‌که نفر اول خاطره‌‌اش را تعریف کرد، بقیه در ذهن‌ِشان دنبال خاطره‌ای با مختصات مشابه همین خاطره می‌گردند و در نوبت خودشان همان خاطره مشابه را تعریف می‌کنند.

این قاعده قابل تعمیم به اعلب تصمیم و رفتارهای اجتماعی است و حتی می‌تواند قاعده‌ای برای موج‌سازی‌های اجتماعی باشد. 

دقت کنیم! وقتی در
شبکه‌های اجتماعی، عکس یا گزارشی از یک کودک‌آزاری منتشر می‌شود، نخست این‌که این عکس یا گزارش به خاطر بار هیجانی و احساسی آن، بلافاصله در تیراژ وسیع منتشر، و در ادامه موجی از از تنفر از کودک‌آزاری همه جامعه را فرا می‌گیرد، و در سایه آن برخی مشکلات دیگر اجتماع که شاید برجسته‌تر و دارای اولویت بیشتری باشد، به حاشیه رانده‌شده  و نادیده می‌ماند.

همین قاعده در جوامع استبدادی، ابزار
مهندسی افکار عمومی است. یعنی مثلا وقتی جامعه استبددای می‌خواهد توجه افکار عمومی را از ظلمی منحرف کند، موضوعی هیجانی که قابلیت جذب افکار عمومی را دارد، جعل و طراحی‌می‌کند، و به محض این‌که توجه افکار عمومی، به سمت موضوع جعلی جلب شد، حالا در سایه آن، هدف غیرانسانی و ظالمانه خود را، بدون مانع پیش می‌برند.

همه این مقدمه را گفتم برای پرداختن به خبر خیر و ارزش‌مند و بسیار مهم
«طلب حلالیت آیت‌الله محی‌الدین حائری شیرازی» از «سیدمحمد خاتمی.» 

 می‌خواهم بگویم آن‌چه امروز برجسته و درشت و مهم است، این وجه از شخصیت این استاد اخلاق حوزه است، که باید به آن بها، و آن‌را شایسته و برجسته مورد توجه و عنایت قرارداد و از نتایج خیر بسیار عالی آن بهره فراوان برد.

بسیار مهم است در شرایطی که اقلیتی ذی‌نفوذ در کشور در تلاش برای ایجاد محدودیت و دمیدن در طبل توخالی خطاهای «خاتمی» هستند، ناگهان استاد اخلاق حوزه، از «خاتمی» طلب حلالیت می‌کند.
 
در این فقره، صرف شخصیت «خاتمی» مهم نیست. البته شخصیت کسی که از ایشان طلب حلالیت کرده، با توجه به وزن و جایگاه شخصیتی ایشان، و از طرفی کسی که ایرادهای بسیاری را متوجه شخص خاتمی و دوره ریاست جمهوری وی کرده، قابل اعتنا و توجه است.

مهم‌تر از شخصیت‌ها، توجه به
فضیلت اخلاقی کم‌رنگ یا فراموش‌شده، طلب حلالیت‌کردن و خود را خیرمطلق نپنداشتن و ندیدن است. فضیلتی که اگر اندکی مورد توجه و عنایت جامعه قرار بگیرد، بدون تردید، خیلی از سوء‌تفاهم‌ها و به‌دنبال آن کدورت و کینه‌ها که هزینه‌ها بر دوش نظام و کشور می‌گذارد، مرتفع خواهد شد.
  
گام نخست و خشت اول عمارت زیبای کدورت‌زدایی و حلالیت‌طلبی را آیت‌الله «محی‌الدین حائری شیرازی» برداشته. حالا نوبت دیگران است که به استقبال آن رفته و این کار را برجسته و ارزشمند معرفی، و ضمن تقدیر از اقدام مومنانه آیت‌الله «حائری»، فضایی به‌وجود آورند، تا «طلب حلالیت» و مهربانی رفتار غالب شود و نامهربانی و ترس از قضاوت جامعه و هراس از برخی واکنش‌ها، به حاشیه برود.

بدون شک خیلی از آدم‌ها در سطح آیت‌الله «حائری»، و بالاتر یا پایین‌تر هستند، که مرور زمان به آن‌ها ثابت کرده که؛ برخی اخبار در مورد خیلی‌ها، صحیح نبود و کذب بوده است. همین اخبار کذب هم باعث و بانی واکنش و رفتار خطایی شده است که اغلب بر خطا‌بودن آن واقفند. اما
«جو روانی» غالب، جو روانی عکس رفتار آیت‌الله حائری است.

حالا که آیت‌الله «حائری» گام نخست را برداشته و خاطره تلخ نخستین را به شیرینی تعریف کرده، راه برای گسترش حلالیت و بخشش و در سایه آن گسترش وسیع آرامش و سکینه و اعتماد و ترمیم خطاها باز شده است.
 
آیا «سید محمد خاتمی» چراغ دوم این راه را روشن خواهد کرد و نفر دومی خواهد بود که در تکمیل راه گشوده استاد اخلاق، از یک نفر حلالیت بطلبد؟
منتشرشده در پایگاه تحلیلی زیتون