‏نمایش پست‌ها با برچسب حائری‌شیرازی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب حائری‌شیرازی. نمایش همه پست‌ها

چهارشنبه، مرداد ۰۱، ۱۴۰۴

«توکلی» فسادستیز، یا مداح فاسد

 «احمد توکلی» «همه‌کاره هیچ‌کاره» در این مملکت، امروز چهارشنبه یکم مردادماه ۱۴۰۴ چشم بر جهان فانی بست. او فرصت طلایی «حلالیت‌طلبی» از شهروندان ایرانی که به‌خاطر قضاوت‌ها، وکالت‌ها، و نظرات مازوخیستی و حق‌پندارطلبانه او ظلم دیده‌بودند را استفاده نکرد. 

کاش وقتی در سال ۹۶ پسر جوان‌اش را به‌علت بیماری کلیوی از دست داد، یا تقریبا از حدود یک دهه پیش که به پارکینسون شدید مبتلا شد، در یک شجاعت خطیر، با حلالیت‌طلبی از مردم هم پرونده اعمال ناصواب خود را سبک‌تر می‌کرد و پرونده اعمال صواب را سنگین‌تر، و هم درس عبرتی به بقیه هم‌قطاران خود می‌داد که نکرد و نداد. 

توکلی، زاده ۱۳۳۰ بهشهر، تنها جوانی بود که در کنکور زمان خود موفق شد از بهشهر در رشته مهندسی برق دانشگاه پهلوی شیراز قبول شود. 

از ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۱ در این رشته ادامه تحصیل داد، اما قبل از پایان تحصیل، به‌خاطر فعالیت‌های انقلابی علیه سلطنت، از دانشگاه اخراج شد و تحصیلات او در مهندسی نیمه‌تمام ماند. 

بین ۵۱ تا ۵۷ که عموما در تهران سکونت داشت، هرازگاهی به‌خاطر فعالیت‌های سیاسی بازداشت و زندان قبل از انقلاب را مجموعا آن‌چه عنوان می‌شود حدود ۳ سال تجربه کرد. 

بعد از انقلاب بدون تخصصی خاص، یا سوادی مرتبط، در سال ۵۸ ابتدا 
رئیس شهربانی و مسئول کمیته انقلاب در بهشهر، و بعد دادیار و دادستان انقلاب این شهر شد.

سپس در دوره نخست مجلس شورای ملی از همین حوزه انتخاباتی
 به مجلس راه‌یافت (۷ آبان ۱۳۵۹ - ۱۳۶۰)، اما با پست وزارت کار و امور اجتماعی و سخن‌گوی دولت در کابینه اول نخست‌وزیر میرحسین موسوی ـ ۱۱ آبان ۱۳۶۰ـ مجلس را رها کرد. اما به‌دلیل اختلاف‌نظر بر سر تمرکزگرایی اقتصادی دولت موسوی، ۱۳۶۲ از این پست نیز استعفا داد.


 ۶۴
 روزنامهٔ رسالت را با پشتیبانی مالی موتلفه بنیان‌گذاشت. همان روزنامه‌ای که «خمینی» توصیه کرده‌بود به‌خاطر مطالب دلسرد‌کننده آن «در جبهه‌ها [و میان رزمندگان] توزیع نشود»

وی بعد از این‌ها تحصیل در رشته اقتصاد در 
دانشگاه شهید بهشتی را آغاز کرد و ۷۲ لیسانس گرفت، و در همان سال در انتخابات ریاست‌جمهوری با شعار «دولت پاک» و با نقد تند سیاست‌های دولت نخست سازندگی شرکت‌کرد، و با کسب ۲۴٪ آرا دوم شد. 
در همین‌رابطه:
آقای توکلی! شما دسته‌کلیدی از دروغ دارید

پس از آن در نامه‌ای از رهبر نظام درخواست کمک‌هزینه و مساعدت برای تحصیل در 
دانشگاه ناتینگهام انگلیس کرد. رهبری درخواست او را به دکتر «مصطفی معین» وزیر وقت فرهنگ و آموزش عالی ارجاع داد و معین که در دانشگاه شیراز با او هم‌دانشگاهی بود، بلافاصله مساعدت‌های لازم را برای او انجام داد.
ضمنا به او اعلام کرد؛ لازم نبود به رهبری مراجعه کند، چون خودشان کسانی که احساس می‌کردند استعدادی دارند را بورسیه می‌کردند مثل مرحوم دکتر دادمان، محسن میردامادی و ... .


بورسیه‌های غیرقانونی
فقط مال دوران «احمدی‌نژاد» نبود، خشت اول آن را معمار دیگری کج گذاشته بود.  

در حالی که مرحوم توکلی هنوز فوق‌لیسانس نداشت و قطعنا تحصیلات او در انگلستان و مدرک دانشگاهی دکتری او هم بی‌حرف و حدیث نمی‌تواند باشد، او ۱۳۷۵ از رساله 
دکتری اقتصاد خود با عنوان «علل تورم در اقتصاد ایران در سال‌های ۱۳۵۱ تا ۱۳۶۹» دفاع کرد. 

توکلی در انتخابات ریاست‌جمهوری ۸۰ هم شرکت کرد و انتقادات تندی را متوجه سیاست‌‎های اقتصادی دولت خاتمی کرد، اما در این انتخابات هم پس از خاتمی که بیش از ۲۱ میلیون رای آورد، با حدود ۵ میلیون رای نفر دوم شد.

وی نماینده ادوار هفتم (۱۳۸۷-۱۳۸۳)، هشتم (۱۳۹۱-۱۳۸۷)، نهم (۱۳۹۵-۱۳۹۱) مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابیه تهران و عضو ادوار هشتم (۱۳۹۶ تا ۱۴۰۱) و نهم (۱۴۰۱ تا ۱۴۰۴) مجمع تشخیص مصلحت نظام بود.

 مرحوم توکلی در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۸۴ هم نامزد شد، اما به نفع «محمود احمدی‌نژاد» بر اساس میثاقی کناره‌گیری کرد. میثاقی که سایر نامزدهای دیگر به تعهد خود در آن میثاق وفادار نماندند. ۸۸ هم به «احمدی‌نژاد» رای داد، اما رای خود را از روی اضطرار و ناچاری اعلام کرد. 

توکلی هیچ سابقه حضوری در جبهه جنگ ایران و عراق نداشت، و در حالی‌که خود را آدمی فسادستیز معرفی می‌کرد، بارها به وزرا یا نمایندگان پاک‌دست (از جمله
میرحسین موسوی) حمله‌کرد و پس از آن با تاسیس سمن «دیده‌بان شفافیت و عدالت» علیه اغلب جبهه‌های داخلی نظام و گاهی اشخاص حقیقی بیانیه و نامه سرگشاده صادر کرد، که هیچ تاثیری در کاهش فساد نداشت که هیچ، فقط بهانه‌ای بود برای این ادعاها که ما «سوت‌زن» و آزادی بیان داریم، اما فقط «یاشار سلطانی» راهی زندان می‌شد. 

مرحوم توکلی بعد از تجربه
روزنامه رسالت، پس از بازگشت از تحصیل در بریتانیا، روزنامهٔ «فردا» را راه‌انداخت که موفق نبود و بیش از یک‌سال دوام نیاورد و بسته شد. سپس وب‌سایت جامعه خبری «الف» را در ۸۴ راه‌اندازی کرد که بیشتر منعکس‌کننده بیانیه‌های «سازمان دیده‌بان شفافیت و عدالت» است. 

 توکلی از طریق مادر، پسرخالهٔ ناتنی
برادران لاریجانی بود و همسرش نیز نسبت دخترخاله با وی داشت. دختر احمد توکلی همسر شهاب‌الدین حائری شیرازی فرزند آیت‌الله محی‌الدین حائری شیرازی، امام جمعه سابق شیراز، و پسر او، زهیر توکلی، داماد صادق زیباکلام، است.

توکلی که پس از یک دوره رنج در اثر بیماری پارکینسون شدید، اما به علت سکته قلبی از چند روز پیش در بیمارستان بستری شده‌بود، یکم مردادماه ۱۴۰۴ دارفانی را وداع گفت.
فاعتبروا یا اولی‌الابصار 
منتشرشده در سایت زیتون

یکشنبه، مهر ۲۵، ۱۳۹۵

حلالیت‌طلبی، فضیلت فراموش‌شده

 در روانشناسی از فاکتور و متغییری تحت عنوان «اثر جمع» صحبت می‌شود که بر مبنای آن، اکثر رفتارها متاثر از تاثیر کنش‌ها و رفتار غالب است، و رفتار غالب هم عموما رفتاری است که یک شخص انجام می‌دهد و راه را باز می‌کند و بقیه هم همان را راه ادامه می‌دهند و آن رفتار می‌شود غالب، و بقیه افراد ناخودآگاه بر اساس همان رفتار غالب تصمیم می‌گیرند و رفتار می‌کنند.

به عنوان مثال، اگر در یک جمع خودمانی از همه بخواهند خاطره تعریف کنند، عموما خاطره‌ها به سمت شباهت با خاطره‌ای می‌رود که نفر اول تعریف می‌کند. یعنی به‌محض این‌که نفر اول خاطره‌‌اش را تعریف کرد، بقیه در ذهن‌ِشان دنبال خاطره‌ای با مختصات مشابه همین خاطره می‌گردند و در نوبت خودشان همان خاطره مشابه را تعریف می‌کنند.

این قاعده قابل تعمیم به اعلب تصمیم و رفتارهای اجتماعی است و حتی می‌تواند قاعده‌ای برای موج‌سازی‌های اجتماعی باشد. 

دقت کنیم! وقتی در
شبکه‌های اجتماعی، عکس یا گزارشی از یک کودک‌آزاری منتشر می‌شود، نخست این‌که این عکس یا گزارش به خاطر بار هیجانی و احساسی آن، بلافاصله در تیراژ وسیع منتشر، و در ادامه موجی از از تنفر از کودک‌آزاری همه جامعه را فرا می‌گیرد، و در سایه آن برخی مشکلات دیگر اجتماع که شاید برجسته‌تر و دارای اولویت بیشتری باشد، به حاشیه رانده‌شده  و نادیده می‌ماند.

همین قاعده در جوامع استبدادی، ابزار
مهندسی افکار عمومی است. یعنی مثلا وقتی جامعه استبددای می‌خواهد توجه افکار عمومی را از ظلمی منحرف کند، موضوعی هیجانی که قابلیت جذب افکار عمومی را دارد، جعل و طراحی‌می‌کند، و به محض این‌که توجه افکار عمومی، به سمت موضوع جعلی جلب شد، حالا در سایه آن، هدف غیرانسانی و ظالمانه خود را، بدون مانع پیش می‌برند.

همه این مقدمه را گفتم برای پرداختن به خبر خیر و ارزش‌مند و بسیار مهم
«طلب حلالیت آیت‌الله محی‌الدین حائری شیرازی» از «سیدمحمد خاتمی.» 

 می‌خواهم بگویم آن‌چه امروز برجسته و درشت و مهم است، این وجه از شخصیت این استاد اخلاق حوزه است، که باید به آن بها، و آن‌را شایسته و برجسته مورد توجه و عنایت قرارداد و از نتایج خیر بسیار عالی آن بهره فراوان برد.

بسیار مهم است در شرایطی که اقلیتی ذی‌نفوذ در کشور در تلاش برای ایجاد محدودیت و دمیدن در طبل توخالی خطاهای «خاتمی» هستند، ناگهان استاد اخلاق حوزه، از «خاتمی» طلب حلالیت می‌کند.
 
در این فقره، صرف شخصیت «خاتمی» مهم نیست. البته شخصیت کسی که از ایشان طلب حلالیت کرده، با توجه به وزن و جایگاه شخصیتی ایشان، و از طرفی کسی که ایرادهای بسیاری را متوجه شخص خاتمی و دوره ریاست جمهوری وی کرده، قابل اعتنا و توجه است.

مهم‌تر از شخصیت‌ها، توجه به
فضیلت اخلاقی کم‌رنگ یا فراموش‌شده، طلب حلالیت‌کردن و خود را خیرمطلق نپنداشتن و ندیدن است. فضیلتی که اگر اندکی مورد توجه و عنایت جامعه قرار بگیرد، بدون تردید، خیلی از سوء‌تفاهم‌ها و به‌دنبال آن کدورت و کینه‌ها که هزینه‌ها بر دوش نظام و کشور می‌گذارد، مرتفع خواهد شد.
  
گام نخست و خشت اول عمارت زیبای کدورت‌زدایی و حلالیت‌طلبی را آیت‌الله «محی‌الدین حائری شیرازی» برداشته. حالا نوبت دیگران است که به استقبال آن رفته و این کار را برجسته و ارزشمند معرفی، و ضمن تقدیر از اقدام مومنانه آیت‌الله «حائری»، فضایی به‌وجود آورند، تا «طلب حلالیت» و مهربانی رفتار غالب شود و نامهربانی و ترس از قضاوت جامعه و هراس از برخی واکنش‌ها، به حاشیه برود.

بدون شک خیلی از آدم‌ها در سطح آیت‌الله «حائری»، و بالاتر یا پایین‌تر هستند، که مرور زمان به آن‌ها ثابت کرده که؛ برخی اخبار در مورد خیلی‌ها، صحیح نبود و کذب بوده است. همین اخبار کذب هم باعث و بانی واکنش و رفتار خطایی شده است که اغلب بر خطا‌بودن آن واقفند. اما
«جو روانی» غالب، جو روانی عکس رفتار آیت‌الله حائری است.

حالا که آیت‌الله «حائری» گام نخست را برداشته و خاطره تلخ نخستین را به شیرینی تعریف کرده، راه برای گسترش حلالیت و بخشش و در سایه آن گسترش وسیع آرامش و سکینه و اعتماد و ترمیم خطاها باز شده است.
 
آیا «سید محمد خاتمی» چراغ دوم این راه را روشن خواهد کرد و نفر دومی خواهد بود که در تکمیل راه گشوده استاد اخلاق، از یک نفر حلالیت بطلبد؟
منتشرشده در پایگاه تحلیلی زیتون

یکشنبه، تیر ۲۰، ۱۳۸۹

خواب آشفته اصول گرایان

«اصولگرایان» اینروزها آرامش ندارند و هر لحظه خوابهای آشفته می بینند. هیچ منبعی برای آنها خبر خوبی ندارد. نه برای طیف تندرو نه برای محافظه کار. آسمان همه جا برای همه آنها ابری است. خبر بد قاتق نانشان شده و امنیتشان را نشانه رفته است.
در شیراز، استاندار جدید استان فارس با «پدرخوانده اصولگرایان» آیت الله «حائری شیرازی» شدیدا مشکل پیدا کرده و پس از شکایت بر علیه او و بازداشت فرزندش همچنین بر کناری فرماندار شیراز، به جدالهایی شدید بین خود و طرفداران آیت اله دامن زده است. ناگفته پیداست که استاندار فارس منصوب غیر مستقیم «احمدی نژاد» ریس جمهور مورد تایید و حمایت «اصول گرایان» است.
فرزند آیت الله «حائری» داماد ریس مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی و مسئول سایت «الف» می باشد. آثار این جدال و تنش وسیله او به تهران منتقل شده و باعث می شود که آقای «احمد توکلی» یار و همراه ریس جمهور کودتا در انتخابات نهم و دهم ریاست جمهوری، به رغم سکوت خائنانه در مقابل نگرانی و اخطارهای «میرحسین موسوی» نسبت به ظهور دیکتاتوری مدرن با وجود آقای «احمدی نژاد» و همچنین کودتای ننگین انتخاباتی و اتفاقات خونین بعد از آن، به یکباره کاسه داغ تر از آش شده و در نطق شدید اللحنی به ریس جمهور متذکر شود که؛ «درس گردنکشی ندهد» و برای تهدید، حقوق و اختیارات نمایندگان برای استیضاح ریس جمهور را به او یاد آوری کند.
این اتفاقات و خبرهای بد البته همه بعد از نطق مودبانه؟! «علی مطهری» در پی درگیری لفظی و فیزیکی با «کوچک زاده» و «حسینیان» و«رسایی» یک روز بعد از قائله بلوای طرفداران نامبردگان جلو مجلس، اتفاق می افتد.
نمایندگان جوان حرمت بزرگترها را نگاه نداشتند و کار خود را انجام دادند؛ ظاهرا بعد از آنها، حالا نوبت وعاظ جوان وتازه به دوران رسیده بود تا حرمت و تحمل شیوخ را فرو گذارده، با نام «جامعه وعاظ ولایی» از «جامعه وعاظ تهران» و تشکل مادر«جامعه روحانیت مبارز تهران» انشعاب نمایند تا آشفتگی و پریشانی به ستاد فرماندهی و لجستیک فکری «اصولگرایان» کشانده شود.
البته باید اشاره نمود که «چامعه وعاظ ولایی» تحت نظارت و مدیریت ریس دفتر ریس جمهور آقای «اسفندیار رحیم مشایی» اعلام موجودیت می نمایند.
«جامعتین» احساس خطر می کنند و سریعا اتاق فکر با حضور سران دو تشکل تشکیل می شود. «جامعه وعاظ ولایی» به رسمیت شناخته نمی شود. اما ظاهرا شیوخ فراموش کرده اند که «وعاظ جوان» برای اعلام حضور به رسمیت آنها نیاز ندارند و به پولهای آقای «رحیم مشایی» نیاز دارند که بدون رسمیت «جامعتین» پرداخت می شود.
در این گیر و دارها «هاشمی رفسنجانی» بدون توجه به تمام مناقشات شش ماه گذشته بر سر اداره «دانشگاه آزاد اسلامی» و بحث مصوبه مجلس و طرح خفت بار یک فوریتی برای پس گرفتن آن پس از یک روز، و درگیریهای سخیف نمایندگان بر سر آن و همچنین بحث ها و بدعتهای مضحک قضایی بر سر پرونده مربوط به این موضوع، که به شکلی آشکار پرده از عدم استقلال دستگاه قضایی در ایران بر می دارد، جلسه هیئت موسسان دانشگاه را با حضور نمایندگان مقام رهبری تشکیل می دهد. نمایندگان ریس جمهور که بر اساس مصوبه جدید «شورای عالی انقلاب فرهنگی» به ترکیب هیئت امنا اضافه شده اند نیز برای حضور در جلسه اقدام می نمایند، اما آقای «هاشمی » اجازه حضور در جلسه را به آنها نمی دهد . این مسئله در شرایطی اتفاق می افتد که «میرحسین موسوی» عضو هیئت موسس که بر اساس مصوبه جدید شورا عضویت او باطل شده در جلسه حضور دارد.
و در شرایطی که «احمدی نژاد» سعی می نماید به تشکیل جلسه هیئت موسس دانشگاه آزاد و راه نیافتن نمایندگانش به جلسه مذکور، با برگزاری جلسه ای مشابه، پاسخ بدهد، ناگهان نامه ای از دفتر رهبری دریافت می نماید که «اجازه دهد دانشگاه آزادفعلا به همان شکل قدیم مدیریت شود». «احمدی نژاد» البته وقتی از نگرانی خارج می شود که خبر دار می شود آقای «هاشمی» هم نامه ای با مضمونی مشابه از همان مرجع دریافت نموده است.اما با وجود رفع نگرانی ریس جمهور این نگرانی و سئوال به وجود می آید که ؛ چرا بر خلاف عرف و عادت معمول اینبار حکم حکومتی در دو نسخه و خطاب به دونفر صادر شده است؟ به راستی حکمت این تغییر عرف از طرف رهبری چیست؟
و بالاخره هنوز جوهر توافقات جدید جامتعین و قطعنامه تحریم های جدید سازمان ملل بر علیه ایران خشک نشده که از پایگاه بزرگ و معتبر و پشتوانه اصلی اقتصادی اصولگرایان؛ بازار تهران شعار «مرگ بر دیکتاتور» به گوش می رسد. همان شعاری که معترضین به نتایج انتخابات ریاست جمهوری دهم و معتقدین وفاردار به پیروزی «میرحسین موسوی» در انتخابات خرداد سال گذشته یک سال است بر علیه دیکاتوری «احمدی نژاد» سر می دهند. حالا دیگرهیچ جایی برای «اصولگرایان» امن نیست.
و البته ناگفته پیداست که باعث و بانی همه این اتفاقات مستقیما آقای «محمود احمدی نژاد» است. همانکه نظرش به نظر رهبری نظام بر اساس خطبه های نماز جمعه 29 خرداد سال گذشته نزدیک تر است.
این نوشته در خبرنگاران سبز اینجا
در جرس اینجا
لینک در بالاترین