‏نمایش پست‌ها با برچسب جذابیت. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب جذابیت. نمایش همه پست‌ها

یکشنبه، اسفند ۰۳، ۱۴۰۴

گوش‌دادن فعال؛ شنیدن منفعل

در دبیرستان‌ها و دانش‌گاه‌های معتبر، مدرن و به‌روز دنیا، چند واحد «تفکر نقاد» به‌عنوان پیش‌نیاز هر رشته‌ای، برای پرسش‌گر بارآوردن دانش‌آموزِ دیروز، دانشجوی امروز، و معلم، استاد و شهروندِ مسئول فردا تدریس می‌کنند. 

یکی از پیش‌نیازهای تفکر نقاد،
«گوش‌دادن فعال»، به‌جای «شنیدن منفعل» است. در گوش‌دادن فعال، توصیه می‌شود به سخنان طرف مقابل به‌دقت گوش بدهیم. با محتوی یا پیامی که منتقل می‌شود ارتباط بگیریم. محتوی را درک و فهم کنیم. اگر پیام نارسا و گُنگ بود، یادداشت کنیم، و در فرصت مناسب از طرف مقابل بخواهیم پیام یا محتوی را دوباره توضیح داده و کمی شفاف کند.

بعد از این‌که احساس کردیم بالای ۹۰٪ منظور طرف را درک کرده و متوجه شده‌ایم. آن‌گاه اقدام به پاسخ‌دادن نماییم.


توصیه می‌شود هنگام گوش‌دادن، غیر از گوش، چشم‌ها، صورت، دست‌ها و درکل بدن‌ِمان هم با گوش هماهنگ باشند.
ارتباط چشمی با گوینده را قطع نکنیم، در عین این‌که خیره هم نگاه نکنیم. نگاه‌ِمان به دهان و چشم‌های گوینده، مهربان؛ و هر از گاهی با تغییر «زاویه دید» همراه باشد.

گاهی با حرکت پلک و مژه و چشم، سخنان گوینده را تأیید، و گاهی سر را به علامت تأیید تکان دهیم. زمانی هم با طرح پرسش‌های بسیار کوتاه، این پیام را به گوینده منتقل کنیم که تمام حواس‌ِمان به محتوای سخن ایشان هست.

 گاهی هم با «هم‌زبانی» یا «هم‌راهی» سخن گوینده را تأیید کنیم. مثل هم‌خوانی برخی از ردیف و قافیه‌ها در شعرخوانی یک شاعر. مثلا تحسینی که آقای خامنه‌ای در هم‌خوانی بخشی پایانی مصرع «تل‌آویو است تهران نه» با شاعرِ جوانی در حضورش کرد.


نکته بسیار مهم، کاریزماتیک و مؤدبانه، وسط سخنان طرف مقابل نپریدن است. چه با دم‌پایی چه با پای برهنه! درست است که توصیه شده زبان بدن‌ِمان طوری تنظیم شود که طرف احساس نکند «دارد گِل لگد می‌کند بلکه حرف می‌زند»، اما این تنظیمات باید طوری باشد که در زمان مناسب، و هنگامی که سخن گوینده به پایان رسید، یا به قول منطقیون «کلام منعقد شد» به‌پاسخ درآییم، نه بی‌مقدمه و در زمان اوج یا شور سخنان طرف مقابل.

کسی که دارد سخن می‌گوید، برای زمان حرف‌زدن‌اش، و این‌که در این زمان با چه سامانی، و چگونه سخن بگوید تا در کم‌ترین زمان، بیش‌ترین محتوی یا پیام را منتقل کند، برنامه‌ریزی «ذهنی» کرده.

یعنی ذهن‌اش را خودکار تنظیم کرده‌است که از کجا شروع کند، کدام مطلب را بیان کند، چه زمانی به مطلب بعدی منتقل شود، چه‌قدر روی آن وقت بگذارد، و کی تغییر فاز داده، و به نتیجه‌گیری و جمع‌بندی برسد و آرام سخن خود را پایان دهد. 

هرگونه واکنش نابه‌جا، نامناسب و بدموقع میان سخنان گوینده، این سامان و تنظیمات را به‌هم می‌ریزد، و خیلی هنر می‌خواهد تا در زمانی سریع، ذهن خود را دوباره آپدیت کند.

پریشان می‌شود، اضطراب می‌گیرد و یادش می‌رود که چه می‌خواست بگوید، چگونه می‌خواست بگوید و چه نتیجه‌ای از آن می‌خواست بگیرد.


این‌ها و خیلی از این مدل رفتارها، توصیه‌های زیسته متفکران و متکلّمان مدرن است.

«دیل کارنگی»
مدیر بنیاد فرهنگی کارنگی، طی یک قرن گذشته نقش مهمی در جمع‌آوری، تدوین و تنظیم این نکات هوش‌مندانه برای جذابیت، سخن‌وری خوب، شخصیت خوب، محبوبیت و مقبولیت عمومی و اجتماعی، و در نهایت «تأثیر»گذاری بیش‌تر و به‌تر داشته است.

دو کتاب ارزش‌مند «آیین سخن‌وری» و «آیین دوست‌یابی» او که تقریبا یک قرن از تألیف‌شان می‌گذرد، هنوز برای آموختن این آموزه‌ها منابع سودمندی است.

به موازاتِ کار این بنیاد و بعد از آن، هزاران بنیاد و موسسه آموزشی در دنیا و ایران راه‌افتاده، که این اصول را به‌صورت کارگاهی و تعلیماتی به داوطلبان آموزش می‌دهند.


جدای از این آموزه‌ها، روایتی از پیامبر اسلام هست که با تاکید، پریدن وسط سخنان گوینده را مانند «چنگ‌زدن به صورت او» توصیف کرده‌است. 

با این وصف چرا جامعه کاربران ایرانی در شبکه اجتماعی کلاب‌هاوس که عموما استاد در دانشگاه‌های معتبر دنیا هستند، این یکی دو واحد احترام به گوینده و «گوش‌دادن فعال» و نه «شنونده منفعل» را یا پاس نکرده‌اند، یا پاس کرده ولی نیاموخته‌اند، یا از همه این‌ها بدتر متوجه نمی‌شوند و نمی‌خواهند متوجه شوند که حرف و سخن و محتوی و پیام‌ِشان اگر ۱۰۰٪ مطابق حق هم باشد، اما وقتی به شیوه‌ای «باطل» ادا می‌شود نتیجه و تأثیر معکوس دارد.

البته حواس‌ام هست که در کلاب‌هاوس و تقریبا اکثر شبکه‌های اجتماعی خیلی از فاکتورهای «گوش‌دهنده فعال»بودن ـ مثل زبان بدن ـ به‌دلیل محدودیت‌ها امکان بروز و ظهور ندارد. 

اما وقتی در یک پارامتر محدویت داریم، و ضمنا همه در این محدویت برابر هستیم، برنده آن است که روی دیگر پارامتر، فاکتور و امکانات تمرکز کند تا از وقتی که می‌گذارد، نتیجه و عایدی بیش‌تری برداشت کند.