برای بدیهیات نیاز به مدرک نیست
آقا صبح من داشتم به یک اتاقی در «کلابهاوس» گوش میکردم که به این آقای «علیرضا نامورحقیقی» تعلق داشت. نکته بامزه ای که رخ داد این بود که Hقای نامور خب تاکید کرد که هر نوع تهاجم خارجی ای فارغ از نتیجه اش فاجعه به بار می آورد، کمااینکه در عراق دیدیم چنین شد.
یکی از حاضران که مخاطب آقای نامور بود هم برگشت گفت: من شنیدم شما زیاد اینرا میگویید، لطفا نگویید! من خودم سالها در عراق زندگی کردهام. همسرم و خانوادهاش همه عراقی هستند.
جامعه عراق را در طول دهههای گذشته از نزدیک میشناسم. «ابدا» اینطور نیست. عراقیهایی که عصر صدام حسین را تجربه کردهاند، بهشدت از آن تهاجم آمریکا و نتیجه نهاییاش راضی و شاد بوده و هستند، و اگر آن حمله رخ نمیداد بسا تا به امروز شاهد ادامه حکومت خاندان صدام میبودیم و ...».
چیزی که میخواهم به آن برسم، اینجای بحث رخ میدهد: تقریبا نیم ساعت بعد آقای نامور داشت با این آقا که خودش از نزدیک شاهد وضعیت عراق بود بحث میکرد. سر چی؟ سر اینکه «همه» راضی نبودهاند.
آخر آقایی که مخاطب بود پاسخ خوبی داد گفت: بله «همه» راضی نبودهاند. مثلا اعضای حزب بعث قطعا ناراضی بوده و هستند. همینطور سنّیمذهبها شاید ترجیح میدادند صدام در قدرت بماند. ولی «وضعیت از همه جهت بهتر شده است».
این مورد را من بارها در کلابهاوس دیدهام و بهشدت مورد "...." و همینطور کلیشه دستمالی شدهای است. همیشه وقتی کسی گزارهای در مورد مشاهدهاش از اراده عمومی میگوید، طرف مقابل به دمدستترین و شکل مغالطه متمسک میشود. اینکه: از طرف ملت حرف نزن. مگه تو میدانی که "همه" اینطور هستند؟ خب معلوم است که "همه" مثل هم فکر نمیکنند. نه در یک جامعه صد میلیون نفره، بلکه حتی در یک اجتماع ۱۰ نفره هم احتمالا همه مثل هم فکر نمیکنند.
این چه حرف احمقانهای است دیگر؟ ما وقتی از «مردم» میگوییم، نه ادعایِمان این است که تکتک شهروندان را رصد کردهایم نه حتی ادعایمان این است که اکثریت مطلق را مورد نظرسنجی قرار دادهایم.
ولی «مشاهده» میتواند بهشکلی معقول ما را به نتیجه برساند. برای مثال امروز در وضعیت سیاسی و اقتصادی ایران، نیازی نیست دست به پیمایش بزنیم تا بفهمیم «به احتمال قریب به یقین» اکثریت مردم از وضعیت ناراضی هستند.
آیا معنایاش ایناست که «همه» ناراضی هستند؟ نه! آیا معنایاش این است که از همه نظر پرسیده و بعد اکثریت ناراضی را شمردهایم؟ باز هم نه!
این آنجایی است که افراد وقتی در تنگ کلاغپر بحث گیر میکنند، شروع میکنند به زیر سوال بردن تلویحی «عقل سلیم» و سازوکارهای مشاهداتی متعارفی که همه انسانها کم یا بیش از آن در قضاوتهای خود استفاده میکنند.
کمی بیشتر به بحث ادامه بدهید، ممکن است عزیزان مثلا مقولات فاهمه را هم زیر سوال ببرند. مثلا بگویند: فلاسفهای هستند که علیت را زیر سؤال بردهاند! تو از کجا مطمئنی علت خیسی زمین این است که باران باریده؟ نمیتوانی مطمئن باشی. تو همه کوچههای خیس شهر را که ندیدهای!
خلاصه پناه بر خدا از بعضی اعضای ملت ما!
پ.ن: اینم بگم که من از آقای نامور خیلی خوشم میآید. این متن اساسا حملهای به ایشان نبود. آدمِ عموما «منطقی»ای است، ولی خب همه ما وقتی اراده کنیم به اثبات موضع خود، معمولا به دمدستیترین ابزارهای مجادله اتکا میکنیم.
©️ فیسبوک Soroosh Agoraphilic
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر