نمایش پستها با برچسب نوری همدانی. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب نوری همدانی. نمایش همه پستها
یکشنبه، فروردین ۳۰، ۱۴۰۵
افکار عمومی و افکار خصوصی
در آمریکا «افکار عمومی» مهم است. مقامات سیاسی از رئیسجمهور تا سناتورهای ایالات در مجلس سنا، فرمانداران ایالات، نمایندگان ایالات در کنگره، و حتی شهرداران تلاش میکنند بین تصمیات شخصی خود، و رضایت افکار عمومی و شهروندان تعادل و بالانس ایجاد کنند.
پنجشنبه، آبان ۱۵، ۱۴۰۴
نوری به طناب و زنجیر نیاز ندارد
یکی از شاگردان «شیخ انصاری» شیطان را خواب دید که طنابهای متعدد در دست دارد. از او پرسید: این بندها برای چیست؟
شیطان گقت: اینها را بهگردن مردم میاندازم و بهسوی خویش میکشم.
شاگرد میگوید گفتم: طناب مرا نشان بده. لبخندی زد و گفت: امثال تو نیازی به طناب ندارد و خودشان بهدنبال من میدوند!
نوری همدانی در ابتدائیات «فقه» پیاده است. «اصول» که دیگر جای خود دارد. نه مثل اغلب فقها که «فقه» را از سیاست جدا میدانند و قائل به تحریم تشکیل حکومت در زمان غیبت معصوم هستند، از سیاست کنارهگیری کرده، نه آنطور که باید سیاست به او میدان داده است.
در این سردرگمی از نبوغ کافی هم برای تفقه برخوردار نبوده که برای خودش مکتبی و مَدرسی و پایگاه اجتماعی ویژهای ولو توخالی مثل «محمدتقی بهجت» جور کند، و نه سری میان فلاسفه غرب برده تا چند نام چون کانت و هگل و مارکس و نیچه بداند و مثل «محمدتقی مصباح» حوزه کلاسیک دائر کند و بودجههای کلان بگیرد، و نه بلد بوده به هنرنمایی «کاظم صدیقی» خوب گریه کند تا زمینی و حوزهای چندین هکتاری در شمال تهران اشتباهی بهنام او بزنند، رئیس نهاد امر به معروف و نهی از منکرش کنند، امام جمعه تهرانش کنند و ….
خلاصه از اینجا مانده و از آنجا رانده، تلاش کرده همهچی باشد و هیچ نشدهاست. اکنون در کهنسالی که باید قوای نفسانی و هواهای دنیایی، اندکی از او فاصله گرفته باشند، و پای خود را بر لب گور حس و از خطاهایش برائت بجوید و تالیف قلوب کند تا بهخدا نزدیک شود، اتفاقا به تعبیر حضرت صائب «آدمی پیر که شد حرص جوان میگردد» خواب او نیز در وقت سحر سخت گران شده و به راهی میرود که نه به ترکستان میرسد و نه به دهی میبرد. دستگیر او خود شیطان است.
سالها پیش زمانی که هنوز قوای دماغیاش برقرارتر از امروز بود، مدح حکومت ظلم گفت و «عبدالکریم سروش» در پاسخ به مناظرهطلبی او اشتباهی کرد و به تحقیر و تخفیف او گفت «خبط دماغ» دارد. اما درست میگفت اگرچه توهینآمیز بود و نباید میگفت، اما درست میگفت و عین حقیقت بود.
نوری همدانی از روایت و صدق و کذب آنها و اصول بدیهی تشخیص روایت یا حدیث جعلی از حدیث صحیح، یا نزدیک به صحت، چیزی نمیداند. پیرو و مقلد صرف و اخباری است. هرچه در بحار نقل شدهباشد از نظر او حدیث است و ارزشمند و قدسی. مگر یک استثنا و آن اینکه حدیث و روایت، شخصیت شخص «علی خامنهای» را نقض کند.
اما در اینجا نیز کاسه چهکنم چهکنم در دست دارد. «خامنهای» استاندارد نیست. یک روز ولایت فقیه را صاحب اختیارات محدود میداند، وقتی خودش ولیفقیه شد، این اختیارات را نامحدود میخواهد.
روزی کسی برایش هاشمی نمیشود، روزی دیگر به تلمیح او را «شیطان اکبر» میداند و به این اشاره اکبر که همه عمر اتوبوس نویسندگان به دره هدایت میکرد، استخرگیر میشود و اتفاقا اجازه نمیدهد کس دیگری نماز بر پیکر او بگذارد و عمدا سطری از اذکار نماز که «لانعلم الا خیرا» را برای او نمیخواند. این در حالی است که انگشتر عقیق «قاسم سلیمانی» فرمانده محبوب علی خامنهای به تحبیب و تبرک در کفن هاشمی قرار دارد.
روزی نظرش به نظر احمدینژاد نزدیک است، روز دیگر نزدیکترین حلقه یاران او راهی زندان و «جریان انحرافی» خوانده میشوند.
روزی سعودیهای را پست و نالایق و در آستانه اضمحلال میداند، روز دیگر بازگشایی سفارت آنها را ابتکار میخواند.
بر این سیاهه از تناقضها و شخصیت مذبذب و غیراستاندارد «علی خامنهای» مثنوی ۷۰ من کاغذ میتوان نوشت.
حالا نوری همدانی کدام حدیث را صحیح بداند و کدام را فیک و جعلی؟ این است که شیطان او را راه میبرد و الحق خبط دماغ میانسالی در کهنسالی هم سختتر گریبانگیر و خسرالدنیا و الآخرتش کردهاست.
با این مقدمه دیگر نیازی نیست که به شواهدی از تاریخ اسلام که در مورد میزان بالای تحمل و رأفت و بخشش رسول خدا گواهی میدهد اشاره کنیم که بلافاصله با مهر «ابطال» و جعلیبودن روبهرو میشود، چون با کینهخویی، خشم غیرقابل مهار خونخواری سفاکانه علی خامنهای جور در نمیآید. قبای رأفت به تن علی خامنهای گشاد نیست، زشت است. آنقدر که زشت که او را لخت مینماید.
و اگر به کتب اربعه شیعه و روایاتی در باب مدرا و مدیریت ائمه استناد کنیم، بازهم «نوری همدانیها» استانداردپذیر نیستند که بپذیرند.
باور کنید نهجالبلاغه که ۴۰۰ سال بعد از زمان حضرت علی جمعآوری شده و ابنابیالحدید شافعی بر آن شرح نوشته و جرججرداق مسیحی هم آنرا آنقدر ارزشمند شناخته که بیش از ۲۰۰ بار خوانده و تحسین کرده هم اگر گزارشی داشته باشد که با شخصیت «علی خامنهای» همخوان نباشد، از نظر «نوری همدانیها» فاقد وجاهت است.
به همین علت است که وقتی در ۷ تیر ۱۴۰۴ جامعه وعاظ انقلابی کشور در استفتایی از او حکم توهین به علی خامنهای را تجاهلالعارفانه میپرسند و پاسخ مطلوب خود را میان سطور استفتا میگنجانند، بهجای اینکه بهیاد توصیه مولی در خطبه ۵۷ نهج البلاغه بیفتد که میفرماید:«آگاه باشید بهزودى معاویه شما را به بیزارى و بدگویى من وادار مىکند، بدگویى را به هنگام اجبار دشمن اجازه مىدهم که مایه بلندى درجات من و نجات شماست،» بیفتد، و یاد گفته دیگری از خود علی خامنهای که من خاک پای قنبر غلام علی هم نمیشوم بیفتد، تبخترها و انابکمالااعلی گفتنهای خامنهای در خاطرش میافتد و حکم به محاربه توهینکننده میدهد و به دست خود جایگاهی رفیع در جهنم میخرد، بدون اینکه مابهازایی در این دنیا مثل صدیقی و مصباح و مکارم و دیگر ثناگویان خامنهای نصیبش شود.
این خاسر دنیا و آخرت را فقط خود شیطان میتواند اینگونه بدون آنکه به زنجیری نیاز باشد دنبال خود بکشد.
سهشنبه، بهمن ۱۲، ۱۴۰۰
جوانترین کلاهبردار جهادی ایران
خبرگزاری مهر روز سهشنبه ۱۲ بهمن (۱ فوریه) از گفته رئیس حوزه قضایی بخش موسیان و دشتعباس در ایلام نوشت که مهرشاد سهیلی با همکاری ماموران وزارت اطلاعات، بازداشت و روانه زندان شده است.
عینالله نیازی گفت که این بازداشت بهنیابت قضائی از استان قم بوده و در نتیجه، از محتوای پرونده، مطلع نیست.
در سالهای اخیر، شماری از رسانههای حکومتی در ایران از مهرشاد سهیلی بهعنوان «جوانترین فرمانده کشور» و '«جوانترین فرمانده فرهنگی کشور» یاد کردند.
در این گزارشها، اغلب تصاویری از دیدار او با برخی از مقامهای نظامی، روحانیون شناختهشده و مراجع تقلید منتشر شده، که از جمله آنها میتوان به دیدار با مصباح یزدی، نوری همدانی و محسن قرائتی اشاره کرد.
بسیاری از دیدارها و روابط او بهبهانه تأمین مالی «تعزیهخوانی»، «هیئت» و «مناطق محروم» بوده است.
توزیع گسترده و رایگان نان، غذا و بستههای معیشتی، تامین جهیزیه برای زوجهای جوان و همچنین تعمیر ۵۰ هزار خانه برای محرومان شماری از ادعاهای رسانههای حکومتی درباره فعالیتهای سهیلی طی سالهای گذشته است.
او پیشتر، مدتی فرمانده «قرارگاه جهادی حضرت مهدی» وابسته به سپاه پاسداران بود.
در سالهای اخیر، شمار زیادی از این نوع گروهها توسط سپاه پاسداران با هدفهای گوناگون در استانهای مختلف راهاندازی شده است.
سهیلی پیشتر ادعا کرده بود که «قرارگاه حضرت مهدی» از سال ۱۳۹۸ با رویکرد کمک به محرومان در ۳۱ استان فعالیت میکند و یک هزار و ۵۰۰ نیرو در این قرارگاه مشغول بهکار هستند.
سهیلی در برخی گزارشها به فساد مالی، انتشار اخبار نادرست، رانتخواری و بزرگنمایی درباره فعالیتهایاش متهم شده است.
بهتازگی، روزنامه فرهیختگان در شماره روز ۲۲ دی خود در گزارشی مفصل به شرح فعالیتهای سهیلی پرداخته و با او مصاحبه کرده بود.
سهیلی در گفتوگو با فرهیختگان با اشاره به دیدارش با مدیرعامل «همراه اول» میگوید که در هر سری پیامک برای اعیاد و مناسبتهای مختلف، حدود ۲۰۰ میلیون تومان، و در مجموع طی ۲ سال ۳ میلیارد تومان از همراه اول دریافت کرده است.
او درباره نفوذ خود ادعا میکند که بعد از درخواست گفتوگو با مدیران «دیجی کالا»، مدیرعامل این شرکت «۵ دقیقه بعد» به او زنگ زد.
او گفته که برای انجام کارهای این قرارگاه و بهخاطر «ترددهای زیادی» که به خانهاش میشده، یک خانه در دهلران به مبلغ ۵۳۰ یا ۵۸۰ میلیون تومان خریداری کرد.
مهرشاد سهیلی گفت که در اسفند سال ۱۳۹۹ حساب قرارگاه تحت مدیریت او با ۳۰۰ میلیون تومان موجودی توسط سازمان بسیج مسدود شد. او درباره دلیل این اقدام میگوید: «ما آنجا [بسیج] کسی را نداشتیم که به ما کمک کند. کلاش را حسادت میدیدم. چون نتوانستند توجیه کنند. صاحب حساب بسیج سازندگی است و هر لحظه اراده کند، میتواند حساب را مسدود کند».
او سپس «موسسه امام صادق» را زیر نظر سازمان تبلیغات اسلامی راهاندازی کرد. سهیلی درباره موجودی حسابهای خود و این موسسه میگوید: «در حساب امام صادق یک میلیارد و خردهای و در حساب شخصی من هم یک میلیارد و خردهای بوده است».
سهیلی در جریان انتخابات ریاست جمهوری اخیر از «ابراهیم رئیسی» حمایت کرده است: «در انتخابات برای آقای رئیسی کار کردم. چون اصلح ایشان است. من تا الان آقای رئیسی را ندیدم. شاید او، من را بشناسد ولی من او را نمیشناسم».
گفتنی است سپاه پاسداران تاکنون گزارشی درباره دامنه فعالیت و گردش مالی این گروههای جهادی ارائه نکرده است.
اشتراک در:
پستها (Atom)

