در عصمت ائمه و شمولیت آیه تطهیر
در ادامه و پیوست با پست «گناه و بیگناهی، اراده و اختیار» اگر پیامبر درباره مصداق و شمولیت آیه ۳۳ احزاب گفت: «من، دختر، دامادم و دو نوه ذکور او» پس مستند عصمت «علی اوسط» یعنی تنها فرزند ذکور بازمانده علیبن حسین چیست؟
اگر امامزادگان ذکور بعد از حسین مشمول «آیه تطهیر» و عصمت هستند، چرا محمد باقر معصوم است، اما برادرش زید نه؟
اگر شرط با فرزند ارشد است، چرا «حسنبننفسزکیه» نه و «حسینبنعلی» فرزند دوم بله؟ اگر «حسین» مصداق زنده «آیه تطهیر» است و به این دلیل بعد از حسن او لیاقت امامت و عصمت داشته و فرزندان حسن نداشتهاند، چرا «اسماعیل» و «عبدالله»بن جعفر نه و «موسی» بله؟
اگر «اسماعیل» معصوم و جانشین جعفر نبود، چرا در زمان حیاتِ پدر، رئیسدفتر پدر و امورات قائممقامی بر عهده ایشان بود؟ اگر معصوم بود و زود مرد، چرا شیعه ۱۵ معصوم نیست و ۱۴ معصوم است؟
اگر «عبداللهبنجعفر» بهخاطر مجردبودن نمیتوانست امام شود، چرا امامین جواد و هادی و حسن عسکری هم که مجرد بودند، امام و معصوم شدند؟
اگر امام حسن عسکری، در قلعه محصور بود، چهطور میتوانست با کنیزان مختلف مجامعت داشته باشد؟ ولی این کنیزان اجازه خروج از عسکر را داشتند؟
اگر نداشتند، چرا لازم شد که یک کنیز که نام او مشخص نیست را مشکوک به بارداری در قرنطینه نگه دارند، تا زمان بارداری سرآید و با نمایاننشدن علائم بارداری، از قرنطینه و حصر آزاد، و سهمی از ارث امام حسن عسکری بهدلیل نداشتن فرزند به برادرش «جعفر» رسید؟
اگر شکایتبردن به خلفای عباسی که از نظر شیعه «حاکمان جور» تلقی میشدند، گناه بود ـ که جعفر مرتکب شد و از عصمت افتاد ـ اما امام رضا ولایتعهدی مامون خلیفه عباسی را برعهده گرفت و خدشهای به عصمت و امامتاش وارد نشد؟
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر