جمعه، بهمن ۰۳، ۱۴۰۴

بی‌داد در خرابه دادگستری

«غلامرضا محسنی اژه‌ای» و «ابراهیم رئیسی» به هیچ عنوان نمی‌توانند دامن خود را آلودگی و فساد و رانت‌ها در جمهوری اسلامی ـ خصوصا طی دوره رهبری علی خامنه‌ای ـ پاک نگه دارند.

رئیسی که سودای رهبری داشت، به‌قول شیخ نعمت‌الله ولی «شبانگه به‌سر قصد تاراج داشت/ سحرگه نه تن سر نه سر تاج داشت.» با این وصف، دست‌اش برای پاک‌کردن دامن‌اش کوتاه شد، اما بنگاه‌ها معظمی با هزینه‌های گزاف از بیت‌المال در حال این پاک‌سازی بی‌فرجام و در اصل افزایش آلودگی او هستند. 


اژه‌ای و رئیسی از ابتدای انقلاب در مناسب قضایی بوده و به‌سرعت پله‌های ترقی را تا رسیدن به عالی‌ترین جایگاه قضایی یعنی ریاست قوه پیموده‌اند.

قبل از ریاست قوه هم در عالی‌ترین سطوح و موثرترین جایگاه‌ها بوده‌اند. ریاست یا دادستانی دادگاه ویژه روحانیت، دادستانی کل کشور، قائم‌مقام قوه، وزیر اطلاعات و ...

با این پرونده و جایگاه‌ها، اگر فسادی در کشور بوده و این‌ها اصلاع نداشته‌اند، پس
جاهل قاصر بوده، و لیاقت آن جایگاه‌ها را نداشته‌اند.

اما اگر خبر داشته و اقدامی نکرده‌اند
آگاه مقصر بوده‌اند و دست و دامن و لقمه‌شان آلوده بوده‌است. 

 رئیسی
که دست‌اش از دنیا کوتاه است، آثار ماتأخر اقداماتی که در جایگاه‌های قضایی و اجرایی داشت و باید انجام می‌داد و انجام نداد، و اقداماتی که نباید انجام می‌داد و انجام داد، را تا قیام قیامت دریافت خواهد کرد.

فقط یک نمونه حضور در هیئتی موسوم به
هیئت مرگ است که هزاران بی‌گناه را در دهه نخست انقلاب به جوخه‌های اعدام فرستاد. در حالی‌که نه تحصیلات فقهی درخوری برای تشخیص و استنباط حکم داشت، نه تحصیلات کلاسیک دانشگاهی.

دکتر
سید مصطفی محقق‌داماد که استاد راهنمای رساله دکتری این بنده ظالم خدا و امضاکننده مدرک دکتری او بوده، به‌سهم خود در برخی جنایات او شریک است. 

رئیسی در نیمه دوم عمر خود هم از خواندن درست آیات قرآن یا حتی یک اذان درست نمایشی در گوش یک طفل ناتوان بود. از اداکردن یک سخن‌رانی بدون گاف و تپق و غلط و غلوط اداکردن برخی از واژه‌ها ناتوان بود. اما توهم تدبیر و تدبر و حتی تقوی هم داشت. 

تمام تلاش آن‌ها از بیت‌المال برای تصویری مقدس از شخصیت او به‌نتیجه عکس منجرشده و در آینده که پرده‌ها بیش‌تر برافتاد تساعدی هم خواهد شد.


محسنی‌اژه‌ای
اما کاریزمای برتری نسبت به خلف خود در قوه قضاییه دارد. فن بیان خوبی دارد، و تلاش هم نمی‌کند کلمات فرنگی که معنی‌اش را نمی‌داند به غلط «پرپکانی» و دست بی‌سوادی خود را رو کند. چهره مرتب و آرسته‌ای هم دارد. 

با این‌همه اما اتهامات فساد رانتی و مالی به او و خانواده‌اش راحت‌تر می‌چسبد. تقریبا همه مردم باور کرده‌اند که عامل خروج آسان «خاوری» مدیرعامل وقت بانک ملی از ایران و سکونت در کانادا «محسنی‌اژه‌ای» بوده است.

این درحالی است که محسنی‌اژه‌ای را همه در قامت ریاست نخستین دادگاه مبارزه با فساد ۱۲۳ میلیاردی و صدور حکم اعدام برای
فاضل خداداد و حبس ابد برای «مرتضی رفیقدوست» برادر رئیس بنیاد مستضعفان و بعد از آن دادگاه جنجالی شهرداران تهران می‌شناسند.

با وجود اتیکتی که امروز محسنی‌اژه‌ای برای خود قائل است، اما رفتارهای مبتذل او در پرت‌کردن قندان به‌سمت
عیسی سحرخیز و دندان‌گرفتن او در سر یک میز گفت‌وگو، و سوت بلبلی‌زدن در جایگاهی عالی و عمومی را هیچ‌گاه نه‌تنها مردم که حافظ تاریخ هم فراموش نخواهد کرد. 

عصبیت غیرقابل‌کنترلی که منجر به آن رفتار خارج از ادب و به‌نوعی متوحشانه اژه‌ای شد، می‌تواند دلیل کافی برای ساقط‌کردن او از مقام «قضا» برای همیشه باشد. اما وقتی همه‌چیزمان با هم جور درمی‌آید، در دستگاه قضا هم ناظری نیست که این رفتار را رصد و او را تنبیه و عزل کند. بنابراین جایگاه بالاتری کسب می‌کند. 

این همان دستگاه قضایی است که
هاشمی شاهرودی وقتی جایگزین محمدی یزدی شد گفت: «خرابه‌ای تحویل گرفتم» و همان است که دادستان شاخص‌اش فرق «ایمیل» و «ریمیل» و کارکرد آن‌‌ها را نمی‌دانست، نمازش جلو روی متهم قضا می‌شد و برایش مهم نبود و از جایگاه‌های قانونی خود برای گرفتن مچ‌ برادر دو رئیس قوه و گروگان‌کشی استفاده می‌کرد.

این همان قوه‌ای که رئیس‌اش همین دادستان برکنارشده را شب بازداشت می‌کند، و سحرگاه مجبور می‌شود با عذرخواهی آزاد کند.

همان قوه‌ای است که رئیس دادگاه انتظامی قضاتش، هزاران متر زمین در یکی از به‌ترین نقاط تهران اختلاس کرده تا حوزه علمیه بسازد و پسر و عروس‌اش در کار کارچاق‌کنی و فساد دستگیر و راهی زندان می‌شوند. 

همان قوه قضاییه‌ای که مشاور نخست دو رئیس آن رقم‌زننده بزرگ‌ترین فساد در ساختار قضایی ایران است و اکنون به‌جای زندان در یکی از ویلاهایی مجلل خود در لواسانات ساکن است. 

شرح روسیاهی این قوه قضاییه مثنوی هفتاد من کاغذ می‌شود و نیازی به بیان بیش‌تر آن از فرط عیان بودن نیست.

اما محسنی‌اژه‌ای که همیشه سعی کرده چهره‌ای میانه‌رو و مردمی از خود نشان دهد، بارها و در جایگاه‌های مختلف ادعا‌کرده «تا شبکه‌های اجتماعی در ایران فیلتر باشد، فعالیتی در این شبکه‌ها نخواهد داشت» و فعالیت خود را در سکوهای داخلی دنبال کرده‌است. 

به‌عنوان نمونه  سال ۱۴۰۰ و در زمانی که قائم‌مقام «ابراهیم رئیسی» رئیس قوه قضاییه بود، مرکز اطلاع‌رسانی قوه‌قضاییه بیانیه رسمی در رد انتساب یک حساب با عکس و نام و آیدی محسنی‌اژه‌ای به او را صادر کرد و تمام خبرگزاری‌ها هم آن‌را پوشش دادند.

اما این حساب کاربری از همان سال‌ها به فعالیت خود ادامه داده و هیچ‌گاه ر
وابط عمومی و امور بین‌الملل قوه، لازم ندید که در مکاتبه با این شبکه جهانی خواستار بستن آن حساب به‌دلیل سوء‌استفاده از نام و عکس یک شخصیت حقوقی معروف شود. 

محسنی‌اژه‌ای دوباره در ۱۴۰۳ و در جایگاه ریاست قوه قضاییه هم هرگونه فعالیت خود در شبکه‌های اجتماعی فیلترشده و انتساب هرگونه حسابی به‌خود در این شبکه‌ها خصوصا شبکه ایکس را رد کرد

حالا و در به‌روزرسانی جدید شبکه جهانی ایکس که امکان مشاهده لوکیشن کاربران در آن فعال شده، مشخص شد صاحب اکانت اژه‌ای در توییت سابق و ایکس امروز از «محرمان‌» و آشناهای نظام بوده و در پاداش به او خط سفید و اینترنت بدون فیلتر هم داده‌اند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر