سه‌شنبه، دی ۱۶، ۱۴۰۴

رسانه در ایران امروز، آگاهی رسان یا زیان‌رسان

 خبرگزاری فارس ـ وابسته به سپاه ـ امروز در گزارشی با عنوان «تقابل ادعای نرجس سلیمانی با اسناد رسمی در مورد وضعیت مالی مؤسسه همشهری» رسما سمت هواداران زاکانی ایستاد و جناح مخالف زاکانی در شورای شهر تهران با این پشتیبانی رسانه‌ای با بحران کاهش اعتبار روبه‌رو شدند.

اصول‌گرایان که با وجود خالی‌کردن عرصه انتخابات از سمت اصلاح‌طلبان، اساسا رقیب جدی غیر از خود نداشتند، همه تلاش خود را برای مشارکت بالا به‌کار گرفته و سعی کردند با معرفی چهره‌هایی که فارغ از نگاه سیاسی نوعی مقبولیت اجتماعی دارند را در فهرست‌های انتخاباتی قرار دهند تا «رای بیش‌تر» جمع کنند، و خلاء انتخاب با «رای کم» و «بحران مشروعیت» را اندکی پوشش دهند.

از جمله این چهره‌ها،
«نرجس سلیمانی» فرزند فرمانده سابق سپاه قدس بود که ـ به‌درست یا غلط ـ مقبولیت عمومی، و پایگاه رأی داشت. 

اصول‌گرایان باور نمی‌کردند که این پایگاه رأی، بعد از ورود به صحن شورا، دختر «حرف گوش‌نکنی» باشد و خلاف سناریو بازی کند. اما گوش نکرد و خلاف سناریو، رسما به مدیریت زاکانی انتقادهای جدی وارد کرد.

همین وزنه و پایگاه رأی، کفه جناح میانه‌رو و مخالف زاکانی را در شورا سنگین‌تر کرده بود. 


اما سکوت در برابر مخالف‌خوانی‌های او خلاف سناریو، البته «آستانه»‌ای داشت و ظاهرا دیگر به سقف رسیده و جایز نیست در برابر انتقادهای او سکوت پیشه کنند، پس رسما خبرگزاری سپاه از نام
«نرجس سلیمانی» در گزارش خود استفاده می‌کند تا هم القا کند که برای جایگاه پدرش اعتبار قائل‌اند، و هم اعلام کنند که آن جایگاه با نظرات دخترش هم‌خوانی ندارد و اعتبار آن‌را به‌شدت به چالش کشیده‌اند. چالشی که کفه جناح مقابل زاکانی را به‌شدت به حاشیه و گوشه رینگ می‌برد. 

باید منتظر ماند که آیا این جناح برای بازسازی اعتبار خود چیزی در چنته یا حرفی که در افکار عمومی خریدار معتبرتری از گزارش فارس داشته‌باشد، دارند یا نه؟
 ▪️
 فارس ضمن یادآوری این ادعا که «این نخستین‌بار نیست که اظهارات این عضو شورای شهر دربارۀ همشهری با واقعیت‌های اسنادی هم‌خوانی ندارد.»، از قول منابعی نزدیک به پرسنل شهرداری تهران، تلویحا نقش همسر نرجس سلیمانی، که از پیمان‌کاران سابق شهرداری در ادوار گذشته بوده، را در موضع‌گیری‌های این عضو شورا پررنگ نشان داد. 
▪️
واقعیت میدانی، شواهد و به‌قول «رئیسی» علی‌الارض، نشان می‌دهد که حق با خانم سلیمانی است و نه‌تنها
موسسه همشهری، که هیچ رسانه‌ای در این کشور «سودده» نیست و بدون یارانه دولتی نمی‌تواند سرپا بماند.

روزنامه هم‌شهری که در دوران شهرداری
کرباسچی به‌غلط تأسیس  و به‌مرور در دوره‌های بعد به یک کارتل رسانه‌ای تبدیل شد، اوایل با بودجه شهرداری تهران اداره می‌شد و خبرنگارانی که در این روزنامه کار می‌کردند، بسیار «برابرتر» از سایر خبرنگاران بودند. حقوق، مزایا، امکانات، بیمه و امتیازات انحصاری که از بودجه کلان شهرداری تأمین می‌شد، نردبان ترقی کارکنان و خبرنگاران این جریده به رسانه‌های خارجی و دیگر هم شد.

مدتی بعد همین روزنامه برخلاف قانون «روزنامه» که بیش از یک سوم ظرفیت حق جذب و نشر آگهی ندارد، یک ویژه‌نامه آگهی چند برابر اصل روزنامه در قطع کوچک‌تر و در صفحات لایی روزنامه منتشر می‌کرد، که پیش از شبکه‌های اجتماعی و تبلیغات آنلاین، بزرگ‌ترین منبع درآمد همشهری بود، تا جایی که مردم روزنامه را فقط برای صفحات آگهی میانی آن می‌خریدند و کاری به اصل روزنامه نداشتند.

این نابرابری ساحت کار خبری و رسانه‌ای را با چالش جدی مواجه کرد، و بعد جریده‌روی در کار رسانه به‌مرور بیش‌تر شد و در دوره شهرداری آقای
احمدی‌نژاد این «نذر بودجه» برای رسانه‌های به‌اصطلاح مستقل، هم‌رأی با احمدی‌نژاد، بیش‌تر شد تا رسانه‌های مستقل کم‌کم با رسانه خداحافظی کردند.

این باصطلاح «سودده نبودن» و در اصل «زیان‌ده بودن» رسانه در ایران ابلغ‌من‌التصریح، و بی‌نیاز از سند شفاف و ادعای خانم سلیمانی مطابق با حقیقت است.

اما خبرگزاری فارس که بسیاری از
هزینه‌های روزنامه را نمی‌پردازد، اما از همه منافع آن کامل برخوردار است، احساس خطری برای خود کرده که اگر در قبال زیان‌ده‌بودن یک شبکه رسانه‌ای سکوت کنند، این دومینوی پاسخ‌گویی به خود این رسانه هم خواهد رسید و دیگر کسی حاضر نخواهد بود، نه یارانه مجانی از جیب مردم به این رسانه‌ها بدهد، و نه موسسات زیاده‌ده مالی و بانکی و بازرگانی را مجبور به دادن آگهی‌های گران‌قیمت تبلیغاتی به این رسانه‌ها بکند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر