آقای پزشکیان! شما اسلام را با نهجالبلاغه بر زمین زدید
من نمیدانم در جمهوری اسلامی چهکسی تصمیم میگیرد؛ ولی مسئولیت اتفاقات اینروزها با «پزشکیان» است. او از مردم رأی گرفت و قول داد که اگر نگذاشتند، با مردم سخن بگوید. چون نمیگوید مسئول اوست.
آقای پزشکیان! برای نخستینبار در تاریخ جمهوری اسلامی و بعد از انقلاب ۵۷ یک دولت رسما اعلام کرد «اعتراضات» مردم را بهرسمیت میشناسد.
تا پیش از این، تمام اعتراضات ـ چه همراه با خشونت چه بدون خشونت ـ از سوی هر گروهی به «اعتشاش» تعبیر، و با اشد وجه سرکوب میشد.
از اعتراضات ابتدای انقلاب به ردصلاحیت یا نتیجه انتخابات اوایل انقلاب و قبل از جنگ بگیرید، تا جنبوجوشهای احتمالی آخر جنگ و حوالی عملیات مرصاد، تا اعتراضاتی که استانشدن شهرستان قزوین بهدنبال داشت. (در پرانتز عرض کنم برای نخستینبار در همان زمان و در زمان صدارت «عبدالله نوری» بر وزارت کشور، پیشنهاد خرید تجهیزات مدرن ضدشورش و سرکوب برای اعتراضات احتمالی مشابه داده و تصویب و اجرایی شد) و از آن اعتراض بگیرید تا کوی دانشگاه در ۷۸ و از آنجا تا اعتراضات سکوت ۲۵ خرداد ۸۸ و بعدا از آن تا حصر رهبران ناراضی به نتایج انتخابات و تا ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۰ همه ذیل: از سوی «اراذل و اوباش و فریبخوردهها» و «جمعیتی قلیل» و ... و در نگاه کلان ذیل «اغتشاش» طبقهبندی و سرکوب میشد، و پس از آرامشدن فضا، نوبت به دستگیری نویسندگان و رونامهنگاران و تحلیلگران یا اساتید دانشگاهی میرسید که احیانا نیمچه یادآوری به حاکمیت کردهبودند که نیم نگاهی به صداقت و بهحق بودن بخشی از اعتراضات داشته باشید و همه را در ساید «اغتشاش» و «ناحق» فایلبندی نکنید.
اما اعتراضات اخیر از نگاه همه تحلیلگران پیشبینی و هشدارهایی در بالاترین میزان و از سطوح مختلف نسبت به وقوع آن و پیشنهاد «علاج واقعه (فاجعه) پیش از وقوع» به کرات داده و سوگوارانه شنیده نشد تا بهقوع پیوست.
حتی بهتعبیر هوادارن شخص حضرتعالی، شاهزاده رضا پهلوی چون وقوع این اعتراضات را قطعنا مسلم میدانست، تلاش کرد با اعلام حمایت و درخواست از مردم، روی این موج سوار و آنرا مصادره هم بکند.
این ادعای این قلم نیست، ادعای هواداران بسیار نزدیک به شماست. هم تشویقکننده به رایدادن به شما بوده، هم از شما خط سفید پاداش گرفته، و هم همیشه تلاش کرده موضعی وسطبازانه بگیرد،و وسط لحاف بماند، اما شوربختی خیلی از آنها این بود که یک بهروزرسانی در «شبکه اجتماعی ایکس» مشت خیلی از اینها را بهقولی واکرد.
اما حضرتِعالی بهجای چارهگشایی و تلاش برای گشودن گرهای که بهدست امکان داشت، آنرا بهگشودن با دندان موکول کردید، و وقتی صداها بلندشد، بلافاصله برای نخستینبار آنرا به رسمیت شناختید.
عدهای هم بیاطلاع از مناسبات قدرت در ایران، یا بااطلاع اما به عمد، با مانوردادن روی این رسمیتدادن دولت شما، تلاش کردند به مردم بیگناه بقبولانند که چون دولت اعتراضات را بهرسمیت شناخته، پس سرکوبی درکار نیست و «خونی از دماغ کسی ریخته نخواهد شد» و چون در جبهه پادشاهیخواهی از دور دستی بر آتش داشتند، روی این آتش شعلهورشده بنزین ریختند و مردم نگونبخت را تشویق به حضور بیخطر خیابانی کردند.
عده دیگری از هواداران ناآگاه شما هم با انتشار توییت و محتواهایی برای تعیین نرخ خود از این آشفتهبازار، از شما تشکر کردند که اینترنت را قطع نکرده و آنها را از رأیی که بهشما دادند پشیمان نکردید.
آن اعتراضات با شدیدترین وجه به خشونت کشیدهشد. قطعنکردن اینترنت در روزهای نخست و رسمیتدادن دولت شما هم حکم خندقی را یافت که نگونبختان بیشتری توهم برشان دارد که علیآبادِ پزشکیان شهری است، و خود را بهآتش بسپارند.
اما نمک بهزخم همه مردم معترض از پادشاهیخواه و خارجنشین بگیر، تا اصلاحچی و اصولی و عهدشکن و باورمند و ناباور و ... این بود که در اوج توحش «جمهوری اسلامی ایران» اینبار نه فقط اینترنت، که حتی سیستم پیام کوتاه یا پیامک و بهدنبال آن ارتباط تلفنی بر بستر اپراتورهای تلفن همراه هم قطع شد.
این نامه در این بنبست نوشته میشود، به امید انتشار در زمان خروج از بنبست.
آقای پزشکیان! این بار مردم نه فقط به شما، که دیگر به قرآن و نهجالبلاغه هم اعتقادی ندارند و دیگر نخواهند داشت. شما «مارتین لوتر» رنسانس ایران معاصر شدید.
از این بابت این فقیر ـ که عمری در حوزه قرآن و کلام اسلامی تتبع کرده ـ بسیاربسیار بهرغم همه دردها و سوگواریها، خوشحال است.
مولی علی در خطبه ۱۳۶ میفرمایند: «إِنِّي أُرِيدُكُمْ لِلَّهِ وَ أَنْتُمْ تُرِيدُونَنِي لِأَنْفُسِكُمْ» من شما را برای خدا میخواهم، و شما من را برای خودتان میخواهید.
آقای پزشکیان! شما بهجای آنکه دست مردم ایران را به نهجالبلاغه بدهید و آسمانیشان کنید، به پای «نهجالبلاغه» چسبیدید و نهجالبلاغه و اسلام را بر زمین زدید و این کار را ۱۴۰۰ سال خیلیها خواستند بکنند و موفق نشدهبودند.
دستمریزاد.
در همین رابطه:
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر