چهارشنبه، دی ۱۰، ۱۴۰۴
جمعه، آذر ۱۴، ۱۴۰۴
دوگانهٔ پایانناپذیر سیستانی-ساچادینا
دکتر عبدالعزیز ساچادینا شاگرد نامدار علی شریعتی و استاد برجسته مطالعات اسلامی در دانشگاههای آمریکا در سن ۸۳ سالگی درگذشت.
او که از شیعیان هندیتبار متولد تانزانیا بود، در اواسط دهه ۶۰ میلادی، مدتی در دانشگاه فردوسی درس خواند و علی شریعتی و جلالالدین آشتیانی از استادانش بودند.
در دوران تدریس و پژوهش در غرب نیز او از مؤلفان پرکار در زمینه مطالعات اسلامی بود.
اما آنچه که نام او را بیشتر بر سر زبانها انداخت، بروز تنش میان او و آیتالله سیستانی بود که با چند دیدار جنجالی در نجف در سال ۱۹۹۸ آغاز شد، با نامه تند آیتالله علیه او اوج گرفت و با توبهنامه و عذرخواهی او در ۲۰۲۳ پایان یافت.
آقای سیستانی به رساله دکتری ساچادینا درباره مهدویت که با نام «مهدویت در اسلام» منتشر شدهبود، نقدهای جدی داشت و آنرا متاثر از آرای شرقشناسان غیر مسلمان میدانست.
او همچنین معتقد بود که سخنان ساچادینا در دفاع از پلورالیسم و پذیرش ادیان ابراهیمی، منجر به تضعیف اسلام در غرب میشود.
ساچادینا در گزارشی که از گفتوگوهای تنشآلود خود با آقای سیستانی در ۱۹۹۸ نوشته از انتقادهای مرجع بزرگ شیعه نسبت به رویکردهای لیبرالیستی دولت «محمد خاتمی» در ابتدای این دولت سخن گفته است.
او نوشته که حتی ترجمه کتاب آیتالله ابراهیم امینی درباره مهدویت نیز که با تقدیر آیتالله صافی گلپایگانی مواجه شد، موجب رضایت آیتالله سیستانی نشده و او معتقد بوده که این ترجمه یک اقدام سیاسی بوده است.
از نظر آقای سیستانی، تحلیل ساچادینا از مهدویت، همسانسازی امام دوازدهم با مسیح مورد نظر مسیحیان بوده و شیفتگی ساچادینا به همزیستی و تکثرگرایی موجب تضعیف اسلام نسبت به دو دین ابراهیمی دیگر میشود.
ساچادینا بعدها در گفتوگویی تاکید کرد مخاطب کتابش آکادمیسینهای غربی بوده و او قصد داشته نگاه منفی مستشرقان نسبت به مهدویت را اصلاح کند، و ناچار بوده که بیطرفانه نظر دهد تا مورد قبول مخاطبان خاص خود قرار گیرد.
یکی دیگر از نقدهای آقای سیستانی، درباره یک سخنرانی ساچادینا بوده که نظر آیتالله خوئی درباره بردهداری را بیان کرده بود. آقای سیستانی گفته که من هم منتقد برخی دیدگاههای استادم بودم، ولی احترام ایشان را حفظ کرده و نقدهایم را علنی نکردم، اما لحن شما نسبت به ایشان توهینآمیز بودهاست.
دکتر ساچادینا نیز پاسخداده که قصد داشته برای مخاطبان امروزی در غرب، موضع اسلام درباره بردهداری را توضیح دهد و قصد توهین نداشته است.
در این دیدارها آقای سیستانی از ساچادینا میخواهد که تعهد کتبی دهد که دیگر درباره مسائل مذهبی سخنرانی نخواهد کرد. شکست این مذاکرت منجر به موضعگیری علنی دفتر آیتالله شد و از خوجههای شیعه مقیم کانادا خواست دیگر از ساچادینا برای سخنرانی مذهبی دعوت نکنند و پاسخ سوالات اعتقادی خود را از او نخواهند، چراکه او برداشتهای نادرست و ناسازگار با موازین شرعی و علمی دارد و سخنانش موجب تشویش اذهان مؤمنین میشود.
ربع قرن پس از این تنش، در تابستان۲۰۲۳ ساچادینا که دچار بیماری لاعلاج شده بود، نامهای به دفتر آیتالله نوشت و از او عذرخواهی کرد و گفت که از مواضع خود پشیمان شده است.
دفتر آیتالله سیستانی هم از قول او پاسخ داد که امیدوار است ساچادینا پس از بهبودی، مواضع نادرست خود را جبران کند.
تجربه این دوگانه که در عالیترین سطوح حوزوی و دانشگاهی رخ داد، نشان میدهد که شیعیان بهعنوان یک اقلیت در جهان اسلام و غرب، راه دشواری برای ایجاد توازن داخلی و مواجهه با «دیگری»های خود در پیش رو دارد.
نگرانی عمده آقای سیستانی، استفاده از تریبون مجالس مذهبی برای ترویج تکثرگرایی و مدارای خطرساز برای هویت دینی بوده است.
شاید از همین روست که در سالهای اخیر، نگرانی نسبت به افزایش تعداد سخنرانان غیر روحانی در مجالس مذهبی بیشترشده است.
مدافعان تقویت هویت دینی معتقدند که سخنرانان غیر روحانی و غیر حوزوی به شکل ناخواستهای نسبت به تقویت هویتی دغدغهمند نیستند و جایگاه روحانیت را تضعیف میکنند.
البته این نگرانی در دهههای گذشته نیز سابقه داشته و امام خمینی و آیتالله یوسف صانعی نیز با امامت افراد غیر روحانی در نمازهای جماعت مخالف بودند.
آیتالله مکارم نیز چند سال پیش گفت سخنرانان غیر روحانی نباید به جایگاه روحانیون در منابر لطمه بزنند. یکی از دلایل خشم روحانیون و مداحان و طیف مذهبی هیئتی از مواضع دکتر عبدالرحیم سلیمانی نیز ادامه تلبس او به لباس روحانیت است و معتقدند این وضعیت به مشروعیتبخشی این لباس لطمه میزند.
در دو دهه اخیر نیز مدیریت حوزه علمیه قوانین سختگیرانهتری برای صدور اجازه استفاده از لباس روحانیت وضع کرده تا بر حساسیت تریبون منبر و لباس خاص روحانیت تأکید کند.
منبع: کانال تقریرات
دوشنبه، اردیبهشت ۰۱، ۱۴۰۴
پاپ فرانسیس رهبر مسیحیان کاتولیک جهان: جهنمی وجود ندارد
«پاپ فرانسیس» رهبر کاتولیکهای جهان، دوشنبه ۲۱ آوریل (اول اردیبهشت) در ۸۸ سالگی درگذشت.
واتیکان با انتشار بیانیهای دوشنبه ۲۱ آوریل پس از انتشار خبر درگذشت او نوشت: «امروز صبح در ساعت ۷:۳۵ اسقف رم، فرانسیس، به خانه پدر مقدس بازگشت.»
«پاپفرانسیس» نخستین پاپ غیراروپایی کلیسای واتیکان طی بیش از ۱۲۰ سال گذشته بود که محبوبیت ویژهای در بین مردم جهان چه مسیحی و چه غیرمسیحی، و حتی خداناباوران داشت.
این پاپ نظرات تسامحآمیزی نسبت به گناهکاران داشت و درباره گناهکاران با دیدگاه بسیار فروتنانهای صحبت میکرد.
همین نگاه فروتنانه باعث شدهبود تا وقتی از او درباره «همجنسگرایی» پرسش کنند؛ تلویحا پاسخ دهد: وقتی کسی نگاه و نیت پاکی داشته باشد، من کی باشم که درباره گناه بودن یا نبودن عملی نظر بدهم.
سفر به امارات متحده عربی، دیدار با سیدعلی سیستانی زعیم شیعیان عراق، داشتن زندگی زاهدانه و ساده و فاقد تشریفات پاپهای قبلی، از پاپ فرانسیس شخصیتی محبوب ساخته بود.
اما از همه اینها مهمتر، اظهارنظر شگفت و شجاعانهای بود که این رهبر بخشی از خداباوران جهان درباره عذاب و جزای روز آخرت حدود سه سال پیش ابزار کرد و گفت به جهنم معتقد نیست، زیرا این موضوع با عشق خداوندی تعارض دارد و آدم و حوا و طوفان نوح و یا طبقات هفتگانه آسمان و .... که در تورات انجیل، قرآن و بسیاری از کتب مقدس ادیان دیگر آمده، داستانی بیش نیستند که علم امروز و تمام دانشمندان بزرگ دنیا با هزاران دلایل ۱۰۰٪ علمی آنها را قاطعانه مردود و دروغ میدانند.
پاپ در آخرین خطاب خود تاکید کرد: «ما با تفکر و دعا فهم جدیدی از برخی عقاید بهدست آوردیم؛ کلیسا دیگر به جهنم اعتقادی ندارد، زیرا اعتقاد به این موضوع، عشق الهی را زیر سؤال میبرد. همچنین خداوند قاضی نیست؛ بلکه دوستدار بشریت است.»
در واکنش به این اظهارات، حدود ۴۰۰ کاردینال طی نامهای به پاپ، به این سخنان اعتراض و «تلویحا» وی را تهدید کردند. اما روزنامه «ریپابلیکا» ایتالیا در برابر آن تهدید، به کاردینالها هشدار داد. این روزنامه طرفدار پاپ است.
بعد از آن گفتهشد این نظر شخصی پاپ بوده و نه موضع رسمی کلیسا که نهادهای دینی، بحث عذاب و دوزخ را از ارکان هدایت تودهها میدانند.
بعد از این سخنان بهاصطلاح فقهی «شاذ» برخی به شوخی یا جدی نوشتند: مارتین لوتر در ۵ قرن پیش سند جهنم را خرید و پاپ امروز سندش را در دفتر کلیسا ثبت کرد.
یکشنبه، خرداد ۲۸، ۱۴۰۲
بهجای ساخت ضریح امام علی فاضلاب اهواز را بهسازی کنید
سال ۱۳۸۶ دوازده نفر از مسئولین استان خوزستان به همراه دو نفر از علمای قم، در نجف اشرف خدمت حضرت «آیتاللهالعظمی سیستانی» رسیدند چون مقرر شده بود ضریح امام (ع) را استان خوزستان متقبل شود و بسازند، نیاز بود از معظمله کسب اجازه کنند.
بعد از توضیح در خصوص ضرورت تعویض ضریح و اینکه ضریح فعلی ساخت شش امامیهای بهره است، ایشان فرمودند: من بهرهایها را بهتر از شما میشناسم و در جواب یکی از مسؤلین استان خوزستان که گفت مردم ولایتمدار و دوستدار امیرالمومنین (ع) در خوزستان آمادهاند که ضریح را بسازند فرمودند: شما بروید فاضلاب اهواز را درست کنید که به خانههای مردم سرازیر نشود!
راوی حجهالاسلام احمدی از مسئولان ستاد بازسازی عتبات قم
جمعه، آبان ۰۲، ۱۳۹۹
دلایل حمله نماینده ولیفقیه به آيتالله سيستانى
«حسین شریعتمداری» نماینده خامنهای در روزنامه کیهان، ۵ مهرماه در یادداشتی با عنوان «برخاسته از ارادت» آيتالله سيستانى را مورد نکوهش قرارداد.
دلیل این انتقاد شدیداللحن، سخنان مرجع تقلید شیعیان در مورد نقش سازمان ملل در انتخابات پارلمانی عراق است که در دیدار با جنین پلاسخارت، نماینده دبیرکل سازمان ملل متحد در عراق روز ۲۳ شهریورماه مطرح شده بود. انتقاد نماینده ولیفقیه از سیستانی بیش از آنکه ناشی از سوء برداشت در ترجمه خبر این دیدار باشد، ریشه در رقابت میان دو رویکرد در فقه سیاسی شیعه دارد.
پیشینیه تاریخی حمله شریعتمداری به سیستانی
حدود ۱۰۰ سال قبل، وقتی «حوزه علمیه قم» تأسیس شد، درصدد رقابت با حوزه کهن نجف برآمد. اما تجربه هزار ساله حوزه نجف، و وجود زیارتگاه امام علی در آن، به این شهر جایگاهی ويژه در قلب شیعیان جهان بخشید.
بهعلاوه، نهاد مرجعیت تقلید شیعه، از ابتدا در این شهر تأسیس شد، و مرجع اول نجف از هر قوم و زبانی که باشد، جایگاه اول میان مراجع تقلید شیعیان جهان را داشته است.
در نتیجه پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و قدرتگرفتن یک جریان از حوزه قم، رقابت بین دو نهاد دینی به رقابت میان یک نظام سیاسی و یک نهاد دینی تبدیل شد. همزمان با این تحولات، حکومت عراق عرصه را بر حوزه نجف تنگ کرد.
جمهوری اسلامی با استفاده از محدودیتهای ایجادشده علیه مرجعیت نجف، که موضعی همسو با نظام جدید حاکم بر ایران اتخاذ نکرد، به تخریب این مرجعیت و جلوگیری از مطرحشدن آن پرداخت.
به عنوان نمونه، در سال ١٣٦٥ کتابی با عنوان «در شناخت حزب قاعدین زمان» نوشته عمادالدین باقی منتشرشد و در آن، آیتالله خوئی با این ادعا که وی مرجع انجمن حجتیه است، مورد حمله شدید قرار گرفت.
در راستای همین سیاست، حسین شریعتمداری ۱۸ مرداد ۱۳۸۳ به دلیل سفر درمانی سیستانی به انگلیس، طی سرمقالهای با عنوان «چرا انگلیس؟» این سفر را «توطئه حساب شده و طرح چندمنظوره آمریکایی- انگلیسی» دانست و خواستار بازگشت هرچه زودتر مرجع تقلید شیعیان از انگلیس و مورد بازخواست قراردادن افرادی که وی را برای درمان به انگلیس برده اند، شد.
طبق بررسیها، در همان دوران، برخی مراجع تقلید ایرانی مانند جواد تبریزی برای درمان به لندن سفر کردند، اما نماینده خامنهای اشارهای به آنها نکرد.
انتقاد سیستانی از قانون اساسی جمهوری اسلامی
سیستانی از صدور بیانیه و یا هر نوع سخن در مورد ایران اجتناب میکند. حتی به معدود نامههایی که رهبر ایران بهمناسبت بیماریاش برای او فرستاده، پاسخ کتبی نداده است. هرچند که برخی ادعا میکنند فرزندش شفاها پاسخ را به دفتر رهبر ایران داده، ولی سایت سیستانی که اصل نامه را منتشر کرده، پاسخآش را منتشر نکرد.
اما میتوان از طریق کتاب «آيتالله سيستانی و عراق جديد» نوشته «مسیح مهاجری» مدیرمسئول روزنامه جمهوری اسلامی که چند بار به دیدار سیستانی رفته و گزارش این دیدار را در این کتاب منتشر ساخت، به برخی دیدگاههای صریح مرجع تقلید شیعیان در خصوص ایران پی برد.
سیستانی در واکنش به سخنان مهاجرى درباره رواج خرافات و انحراف عقیده و سستی اعتقادات در ایران، میگوید: «شما خودتان اين وضع را بهوجود آوردهايد. هی کرامات گفتيد. معتقدم شما خودتان، کشور را بهروزی انداختهايد که اين گرفتاریها پيش آمده».
وقتی مهاجری از سیستانی میخواهد علیه این امر موضعگيری کند، سیستانی پاسخ میدهد: «ايران مهندسی شدهاست و سرمهندس هم دارد و من نبايد دخالت کنم.» مدیرمسئول روزنامه جمهوری اسلامی با بیان اینکه منظورش دخالت این مرجع تقلید در مسائل حکومتی ایران نیست، از او میخواهد برای حفظ دين در امور اعتقادی اعلام موضع نماید، سیستانی با اشاره به شعار معروف ایرانی «سياست ما عين ديانت ماست»، بیان میکند که «چهطور میتوانيد اينها را از همديگر جدا کنيد؟ ... آقای بهشتی قانون اساسی را طوری ترتیب داده که برای مرجع فقط مسائل غسل و طهارت باقیمانده و بقیه چیزها مربوط به حکومت است. بنابراین، ما چه بگوییم؟» روشن است که منظور سیستانی از حکومت همان ولایت فقیه است.
تفاوت رویکرد ایران و سیستانی در عراق
تفاوت این دو رویکرد در امورد داخلی عراق بهروشنی قابل مشاهده است. مواضع سیستانی راجع به امور داخلی عراق، کاملا با سیاستهای ایران متفاوت است. البته در نتیجه پروپاگاندای حاکم این تفاوت از چشم خیلیها پنهان مانده است.
اما قیام اکتبر گذشته جوانان عراق، این مسئله را هویدا کرد. در حالی که سیستانی از قیام جوانان حمایتکرد و در پاسخ به خواستههای آنها خواستار استعفای دولت شد، خامنهای آن قیام را دسیسه آمریکا و کشورهای عربی دانست، و خواستار خاموشکردن آن گردید.
دلایل خشم ایران از دیدار اخیر سیستانی
مرجع اعلای نجف در دیدار با نماینده دبیرکل سازمان ملل، مواردی از این قبیل را یادآور شد: تأکید بر شفافیت و سلامت انتخابات و نظارت بر آن با هماهنگی بخش مربوطه در نمایندگی سازمان ملل متحد، ضرورت تحقق عدالت اجتماعی و تأکید بر اعمال حاکمیت دولت و انحصار اسلحه در دست آن، مبارزه جدی با فساد، مجازات عوامل قتل معترضان و متجاوزان و عوامل ترور، تأکید بر منافع ملی، استقلال و تمامیت کشور...
درحقیقت میتوان این موارد را بهنوعی محکومیت گروههای طرفدار ایران در عراق دانست.
موضوع دیگری که باعث خشم ایران از سیستانی شد، موضوع نظارت سازمان ملل بر انتخابات است. جمهوری اسلامی با این اصل مخالف است. در سال ١٣٨٦ هنگامی که شورای نگهبان بسیاری از کاندیداها را ردّ صلاحیت کرد، نهضت آزادی ایران خواستار نظارت بینالمللی بر انتخابات شد. خامنهای از این پیشنهاد برآشفت و گفت: «بعضیها حتی شرم نکردند. گفتند ناظرین بینالمللی بیایند نظارت کنند بر این انتخابات. بیگانهها، دشمنها که با اصل انتخابات و با اصل ملت ایران مخالفاند، با هر چیزی که به نفع ایران است، مخالفاند، اینها بیایند بشوند قاضی! این بزرگترین جسارت به ملت ایران است.»
مسئله دیگری که ناراحتی ایران را موجب شد، خودداری سیستانی از اشاره به موضوع خروج نیروهای بینالمللی از جمله نیروهای آمریکا از عراق است، در حالیکه این امر برای ایران از اهمیت بالایی برخوردار است.
بهویژه اینکه چند روز پیش، هشام داود مشاور نخستوزیر عراق گفته بود که نظر مرجعیت این است که حکومت باید نیاز خود را به وجود نیروهای بینالمللی در عراق بررسی کند و این موضوع سوژه تخریب سیاسی همدیگر نباشد.
رسانههای همسو با ایران، داود را تحریفکننده نظر مرجعیت دانستند. عدم اشاره مرجعیت به این موضوع به معنی تأیید حرف مشاور نخستوزیر بود.
یادداشت شریعتمداری
در حالی که بر اساس ماده ۲۷ قانون مطبوعات ایران «هرگاه در نشریهای به رهبر یا شورای رهبری جمهوری اسلامی ایران و یا مراجع مسلم تقلید اهانت شود، پروانه آن نشریه لغو و مدیرمسئول و نویسنده مطلب به محاکم صالحه معرفی و مجازات خواهند شد»، شریعتمداری بارها به مراجع تقلید داخل ایران حمله کرد، اما هیچوقت مورد مؤاخذه قرار نگرفت.
به این دلیل، تصور کرد که میتواند همین کار را در مورد سیستانی انجام دهد. یادداشت او بهروشنی توهین به مرجع اعلای شیعیان است. صرفنظر از موضوع اصلی یادداشت یعنی ضرورت برگزاری انتخابات پارلمانی تحت نظارت نمایندگانی از سازمان ملل متحد، شریعتمداری به سیستانی بیحرمتی کرد.
استفاده از عبارت «دامعزه» برای سیستانی به جای «دامظله» نوعی توهین محسوب میشود. آیهای که در متن یادداشت آمده، نیز به پذیرش داوری طاغوت از سوی مدعیان ایمان اشاره دارد و تعریضی آشکار به سیستانی است.
شریعتمداری با تأکید بر اینکه سازمان ملل یک اهرم فشار در اختیار قدرتهای زورگو، مخصوصاً آمریکا و متحدان آن، و کمکگرفتن از آنها بدبینی به ملت، خوشبینی به بیگانگان و پایمال ساختن استقلال عراق است، درحقیقت نظر خامنهای را تکرار میکند و برای مرجع تقلید شیعیان جهان تعیین تکلیف میکند.
تأکید بر این امر، علاوه بر اینکه دخالتی آشکار در امور داخلی عراق است، نشاندهنده نگرانی جمهوری اسلامی از سرایت این امر به دخل ایران و درخواست نظارت بینالمللی بر انتخابات جمهوری اسلامی است.
عملا نیز چنین شد، دهها تن از فعالان سیاسی و مدنی ایرانی در بیانیهای از مراجع تقلید در ایران درخواست کردند رویکرد سیستانی در عراق را در پیش بگیرند. درخواست شریعتمداری از دفتر سیستانی برای تصحیح این بخش از گزارش ملاقات یادشده، تعیین تکلیف برای دفتر مرجعیت است.
واکنشها
با توجه به اینکه مقاله به زبان فارسی منتشر شدهاست، واکنشها در ایران پیش از عراق آغاز شد. حسن روحانی، جواد ظریف و برخی دیگر از مقامات کشور از سیستانی تمجید کردند. سخنگوی وزارت خارجه نیز اعلام کرد: موضع روزنامه کیهان هیچ ربطی به ارکان جمهوری اسلامی ایران ندارد.
این مسئله فرصتی شد برای مطرحکردن رویکرد سیاسی سیستانی و تفاوت آن با رویکرد حاکم در ایران.
در عراق نیز علاوه بر رئیسجمهور، رئیس پارلمان، رئیس شورای عالی قضایی، نخستوزیر حیدر عبادی که بهدفاع از سیستانی برخاستند، مقامات نزدیک به ایران، نیز مانند نوری مالکی مجبور به دفاع از مرجعیت شدند. این واکنشها شریعتمداری را به عذرخواهی واداشت.
دو روز بعد از آنکه نماینده خامنهای سیستانی را مورد نکوهش قرار داد، یادداشتی دیگر با مضمون عذرخواهی منتشرکرد. عذرخواهی از این بابت که برداشت او از نظر سیستانی با آنچه که مرجع شیعیان گفته بود، همخوانی نداشت.
او فکر میکرد که سیستانی خواستار نظارت سازمان ملل بر انتخاباتشده، در حالیکه منظور مرجع اعلای نجف همخوانی نظارت با ضوابط سازمان ملل بودهاست.
آنچه از متن عذرخواهی بر میآید، این است که از نظر شریعتمداری، چنانچه سیستانی واقعا خواستار نظارت سازمان ملل بر انتخابات شدهباشد، انتقاد او بهجا بود.
دلیل حمله نماینده ولیفقیه در روزنامه کیهان به سیستانی، برداشت غلط از عبارت عربی نبود. انتقاد شدید او از مرجعیت نجف، بیانگر تداوم چالش میان دو رویکرد در فقه سیاسی شیعه است.
برخی این دو رویکرد را گفتمان ولایت (نظام ایران) و گفتمان نظارت (سیستانی) مینامند. رویکرد نخست همهچیز را در اختیار و صلاحیت یک فرد که «ولیفقیه مطلق» نامیده میشود، میداند و تمام دنیا و سازمانهای بینالمللی را دشمن و آلتِدست استکبار میانگارد و هرگونه تعامل با خارج را با دیده شک و تردید مینگرد.
در حالی که رویکرد دوم، بهدنبال دولت مدنی، حقوق شهروندی، عقلانیت سیاسی و تعامل با خارج و سازمانهای بینالمللی جهت حل مشکلات داخلی است.



