‏نمایش پست‌ها با برچسب امیرحسین ثابتی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب امیرحسین ثابتی. نمایش همه پست‌ها

یکشنبه، خرداد ۲۴، ۱۴۰۵

وفاق در مذاکره، انشقاق در پایداری

بر خلاف اکثر اعضای جبهه پایداری که مخالفِ مطلق مذاکره و مذاکراتِ ـ نه به بار و نه به دار ـ اخیر بوده و هستند، مهدی میرباقری که جانشین «مصباح یزدی» رهبر معنوی پیشین این جبهه تلقی می‌شود، راه خود را از نبویان و ثابتی و رسایی و رجانیوز و جبهه متعلق به ابراهیم رئیسی جدا کرد و در رشته توییتی تمام‌قد از مذاکرات اخیر دفاع کرد. 
سید مهدی میرباقری در این رشته‌توییت نوشته: «مطمئن باشید مذاکرات جاری، ضعیف پیش نخواهد رفت. من چندان نگران این نیستم که اتفاق فاجعه‌آمیزی بیفتد.

رهبر معظم انقلاب، نظارت جدی دارند و تذکرات جدی می‌دهند و صحنه را کنترل می‌کنند. یکی از تفاوت‌های فضای مذاکراتی امروز هم این است که تیم مذاکره‌کننده، با تیم‌های قبلی متفاوت است. 


لذا اینکه خیال کنیم در نهایت، یک چیز خیلی بد از آن در می‌آید، من چنین گمانی ندارم. ممکن است عالی نباشد، ولی اینکه ما خیال کنیم یک چیز ضعیفی خواهد بود و خیلی نگران بشویم، خیر.

بنابراین، نگران و مضطرب نباشید و پمپاژ اضطراب نکنید. نباید نگرانی و استرس به مردم منتقل کنید. 


باید انسجام را حفظ بکنیم تا سرمایه اجتماعی انقلاب افزایش پیدا کند. البته وظیفه داریم حمایت کنیم که سخنان رهبر معظم انقلاب نافذ بشود و خطوط حفظ شود.

نگاه ما هم باید خوش‌بینانه و مثبت باشد و هم در عین حال مراقب صحنه باشیم که آن اصولی که رهبر عزیزمان مقرر می‌کنند، رعایت شود.»

شنبه، اسفند ۰۹، ۱۴۰۴

سلطه‌پرستان از علی کریمی تا مجتبی واحدی

مجتبی واحدی در «حلال‌زاده»‌بودن مهدی خزعلی شک کرده و می‌خواهد بداند وقتی پدر مهدی در زندان و تبعید بوده، چه کسی از مادر او «مراقبت» می‌کرده.

آیت‌الله
ابوالقاسم خزعلی از آخوندهایی است که در زمان شاه، سال‌هایی در زندان و تبعد بوده و مجتبی واحدی، مسلمانی است که سال‌ها سخن‌گو و مشاور یک آخوند زندانی دیگر بوده (مهدی کروبی).

حالا احتمال می‌دهد که هم‌سر آخوند خزعلی در غیاب شوهرش «بعله»! و بچه «حرام‌زاده» پس‌انداخته. 

آقای واحدی می‌فرماید: «به‌دنبال شناسایی یک منبع موثق در خانواده مهدی خزعلی هستم تا یک ابهام را برای من برطرف کند. در دوره‌هایی که ابوالقاسم خزعلی پدر مهدی در زندان و تبعید بود، آیا کسی از بزرگان خانواده، از همسر و فرزندان او مراقبت می‌کرده؟

می‌دانید چرا این پرسش را مطرح می‌کنم؟ جون برایم سخت است که باور کنم کسی حلال‌زاده باشد و لقمه حلال خورده باشد و در عین حال، حکومتِ جنایت‌کارِ جمهوری اسلامی را به اعدام بازداشت‌شدگان تشویق کند.» 

بحث زن‌ستیزی و تحقیر ظالمانه زاده‌شدگان در رابطه بی‌عقد و آخوند» (حرام‌زاده!) فعلا بماند.

این‌که مهدی خزعلی چه ... خورده، نوش جان‌اش. ببینید آقای مجتبی واحدی درباره همسر سختی‌کشیده یک زندانی مذهبی زمان شاه چه می‌گوید، و چگونه سعی می‌کند برای او با ۹ فرزند حرف دربیاورد. چرا این‌قدر وقیح و هتاک؟...

چرا فحش به مادر طرف می‌دهی؟ آهان مجتبی واحدی سلطنت‌طلب شده!
فیس‌بوک هادی خرسندی
واحدی آن توییت را پاک کرده، اما اگر واژه «حرام‌زاده» با نوشتار «حرامزاده» را در هر یک از شبکه‌های اجتماعی آقای واحدی جست‌وجو کنیم، این به‌قول سیاسیون «برچسب» و به‌قول مذهبی‌ها «بهتان» را به انواع و اقسام آدم‌ها زده‌است. 

اگر یک «شعبان بی‌مخ» یا «رمضان یخی» این‌گونه سخن بگوید، ایرادی ندارد، ادبیات اوست. اگر کسی که به هیئت حاج منصور ارضی می‌رود هم این‌گونه سخن بگوید ایرادی ندارد، ادبیات آن‌هاست. 

اگر پیاده‌روندگان اربعین یا مجری تلوزیونی که از آن به «اربعین توپ و شیطون‌بلا» تعبیر می‌کرد، به این ادبیات متوسل شود ایرادی ندارد. 

حتی اگر
علی کریمی که مهم‌ترین کنش اجتماعی‌اش تهدید به آتش‌زدن قرآن باشد این‌گونه سخن بگوید ایرادی شاید نداشته باشد. 

اما کسی که بارها و بارها و بارها گفته «مذهب» را به پستو خواهم برد،‌ اما خیلی هوای «ژن مرغوب»‌‌اش را دارد و در تمام شناسه‌های شبکه‌های اجتماعی‌اش حتما باید «s» ابتدای نام یا نام خانوادگی‌اش باشد، با این ادبیات خودزنی کرده‌است. 

مطابق نص صریح قرآن آیه رانتی‌یر «تطهیر» در مورد «اهل‌البیت» پیامبر اسلام صادر شده، و شیعه معتقد است که مصادیق این آیه «پیامبر، دختر، داماد و دو نوه ذکور» او هستند. 

پس دست‌کم با هر قرائتی این «رانت دینی» را تفسیر و تأویل کنیم، شامل ایرانیان نمی‌شود. اما آن‌ها که به این «s» در نام و نام‌خانوادگی و شناسه و شناس‌نامه خود می‌نازند، هر نوع نزدیک به مفاهیم «حرام» یا «حلال»‌زادگی بچرخند، نوعی خودزنی درباره خودشان محسوب می‌شود. 

درست مثل
امیرحسین ثابتی که در انتخابات ۸۸ در سیادت میرحسین ان‌قلت آورد و متوجه نبود این ان‌قلت طهارت نسب رهبرش را به پرسش می‌کشاند.

پنجشنبه، مهر ۰۳، ۱۴۰۴

برجام برنامه زندگی، اما شما انقلابی بودید

 «امیرحسین ثابتی» نماینده رادیکال مجلس شورای اسلامی ـ که همه او را از خود می‌دانند و او خود را مستقل می‌داند ـ با تلویزیون اینترنتی جدال به مدیریت «علی علیزاده» معروف به علیز گفت‌وگو کرده‌است. چند نکته قابل تامل در این گفت‌وگو وجود دارد:

۱. هنوز چند ماهی از توهین بی‌سابقه مستقیم علیز به نظام، و بی‌ادبانه غیرمستقیم به
خامنه‌ای در تلویزیون جدال نگذشته، که در آن شفاف گفت: «آقای جمهوری اسلامی تو‌ که نمی‌توانی تنبانت را بالا بکشی، غلط می‌کنی ادعای آقایی منطقه می‌کنی»، ثابتی و رسایی بدون کمترین هراس و تعقیب از اتهام تبلیغ علیه نظام و گفت‌وگو با رسانه‌های معاند با جدال مصاحبه می‌کنند. این یعنی استاندارد دوگانه در تعریف متهم و مجرم و اتهام و جرم.

۲. در این گفت‌وگو ثابتی ادعا کرده که فقط بالاشهری‌ها از توافق
برجام خوشحال شدند. فارغ از خطاهای مکرر روحانی و ظریف در برنامه اقدام جامع موصوف به برجام که علی‌اکبر ناطق‌نوری حرأت کرد و گفت: «رهبری در جریان صفر تا صد برجام قرار داشت»، ولی این‌ها چنین جرأتی نداشته و ندارند، برجام اگر آورده‌هایش در چاه ویل جاه‌طلبی‌ها ریخته نمی‌شد، باعث خوشحالی همه مردم ایران بود.



۳. آقای ثابتی که غیرمستقیم بالاشهری‌ها را تحقیر می‌کند و خوشحالی‌شان را فاقد ارزش می‌داند، خودش ساکن خیابان پاسداران از مناطق بالای شهر و گران‌قیمت تهران است.

۴. در
برجام ما دردمندانِ رنجورِ پایین‌شهر و دهاتی، بسیار بیشتر خوشحال شدیم، مثل این خانم (مژگان خطیبی) بیمار که مبتکرانه برای حس و لمس یکی از آورده‌های برجام، از حضار خواست لحظاتی نفس‌ِشان را حبس کنند تا درد او و درد همه دردمندانی که تحریم درد آن‌ها را به مرگ پیوند زده را درک کنند.

حسن روحانی می‌خواست برجام را مصادره، و به‌نام خودش سند بزند. برجامی که به تاکید مکرر نمایندگان فعلی و دوره‌های گذشته مجلس، با میان‌داری
«علی لاریجانی» کم‌تر از ۲۰ دقیقه از تصویب مجلس و سپس شورای نگهبان گذشت، ابدا نمی‌توانست تاییدیه در سطوح عالی نظام و رهبری را نداشته باشد. 

اما وقتی رهبری احساس کرد قرار است موفقیتی به‌نام و کام حسن‌ روحانی ـ که هم سودا و هم قابلیت رهبری را دارد ـ باشد، ناگهان یادش افتاده که چندین شرط را در توافقی که بسته و امضا و اجرا شده، نگنجانده‌است.

همین تذکر کافی بود که هواداران هسته سخت قدرت تمام تلاش خود را به‌کار گیرند که پیش‌بینی‌های رهبری که قبل از آن هم گفته بود «به غربی‌ها اعتماد ندارد» را محقق کنند. 

پس ابتدا مانع از هرگونه سرمایه‌گذاری غربی در کشور به دستور رهبری شدند، سپس مانع از خرید هواپیما از شرکت آمریکایی بوئینگ باز به دستور رهبری شده و دست آخر مانور‌های موشکی با شعار محو اسرائیل که می‌تواند بهانه به طرف‌های غربی بدهد را در دستور کار قرار دادند. 

حتی بدتر از این‌ها وقتی ترامپ قدرت را در آمریکا به‌دست گرفت و درخواست کرد طرف ایرانی دوباره همان قرارداد را با تغییراتی مختصری به امضای ایشان برساند موافقت نکردند تا ترامپ از برجام خارج شد. 

بعد از این باز هم روزنه‌هایی برای بازگشت به برجام در زمان بایدن گشوده شد، اما رئیسی با ادعای این‌که ما توافق بهتری خواهیم داشت، از توجه به آن خود‌داری کرد.

حالا مردم ایران مانده‌اند و میلیاردها دلار زیان از یک طرف و عدم‌النفع از طرف دیگر که مهم‌ترین دلیل آن «جاه‌طلبی»‌ و رقابت‌های درون هسته سخت قدرت بود و همین رقابت‌ها نهایتا به پشیمانی شدید‌شان خواهد انجامید.