‏نمایش پست‌ها با برچسب جبهه پایداری. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب جبهه پایداری. نمایش همه پست‌ها

یکشنبه، خرداد ۲۴، ۱۴۰۵

وفاق در مذاکره، انشقاق در پایداری

بر خلاف اکثر اعضای جبهه پایداری که مخالفِ مطلق مذاکره و مذاکراتِ ـ نه به بار و نه به دار ـ اخیر بوده و هستند، مهدی میرباقری که جانشین «مصباح یزدی» رهبر معنوی پیشین این جبهه تلقی می‌شود، راه خود را از نبویان و ثابتی و رسایی و رجانیوز و جبهه متعلق به ابراهیم رئیسی جدا کرد و در رشته توییتی تمام‌قد از مذاکرات اخیر دفاع کرد. 
سید مهدی میرباقری در این رشته‌توییت نوشته: «مطمئن باشید مذاکرات جاری، ضعیف پیش نخواهد رفت. من چندان نگران این نیستم که اتفاق فاجعه‌آمیزی بیفتد.

رهبر معظم انقلاب، نظارت جدی دارند و تذکرات جدی می‌دهند و صحنه را کنترل می‌کنند. یکی از تفاوت‌های فضای مذاکراتی امروز هم این است که تیم مذاکره‌کننده، با تیم‌های قبلی متفاوت است. 


لذا اینکه خیال کنیم در نهایت، یک چیز خیلی بد از آن در می‌آید، من چنین گمانی ندارم. ممکن است عالی نباشد، ولی اینکه ما خیال کنیم یک چیز ضعیفی خواهد بود و خیلی نگران بشویم، خیر.

بنابراین، نگران و مضطرب نباشید و پمپاژ اضطراب نکنید. نباید نگرانی و استرس به مردم منتقل کنید. 


باید انسجام را حفظ بکنیم تا سرمایه اجتماعی انقلاب افزایش پیدا کند. البته وظیفه داریم حمایت کنیم که سخنان رهبر معظم انقلاب نافذ بشود و خطوط حفظ شود.

نگاه ما هم باید خوش‌بینانه و مثبت باشد و هم در عین حال مراقب صحنه باشیم که آن اصولی که رهبر عزیزمان مقرر می‌کنند، رعایت شود.»

شنبه، شهریور ۲۲، ۱۴۰۴

منفعتِ جلوگیری از ضرر

 سخن‌گوی دولت از جمع‌بندی مثبت قوه مجریه برای صدور مجوز کاشت خشخاش در کشور برای تأمین نیاز کارخانه‌های داروسازی خبر داده‌است. 

فاطمه مهاجرانی
گفته: کاشت خشخاش با توجه به نیازهای دارویی و دسته ضد دردها، ریشه در پیش از انقلاب دارد که بعد از انقلاب از این امر استعفا داد و به سمت واردات حرکت کرد.

مهاجرانی یادآور شده؛ با توجه به تغییرات سیاسی در
افغانستان، منابع ما رو به کاهش گذاشت. راهی که وجود داشت، یا واردات، یا تأمین داخلی بود که با توجه به این‌که امکان کاشت آن وجود دارد، و این‌که واردات آن ممکن است با توجه به تحریم‌ها و برخی سایه‌های سیاسی در این زمینه ما را دچار ناپایداری کند، جمع‌بندی بر تولید داخلی قرارگرفت که با سازوکارهای نظارتی انجام می‌شود. 
پی‌نوشت:
۱. جلو ضرر را هر وقت بگیری منفعت است. البته به‌قولی «هنوز نه به بار است، نه به دار»، و با توجه به ناپایداری کلی امر سیاست در ایرانِ فعلی، و فعالیت گسترده «جبهه پایداری» در سایه، باید منتظر ماند که این «جمع‌بندی» عملی می‌شود یا خیر. اما اگر بشود، جلو چندین ضرر و زیان، و مجموعه‌ای از سیاست‌های غلط و هزینه‌های بی‌‌هوده در کشور به‌مرور گرفته خواهد شد.
 

۲. خشخاش یا شیره آن «تریاک» فقط مربوط به دسته دارویی «ضد دردها» نیست. و اصلا تو بگو مگر دارو یا دوای غیر ضد درد هم داریم؟ تریاک ماده موثره بیش از ۸۰٪ داروها از جمله دارو برای ابربیماری‌ها و به‌ویژه بیماری‌های روحی و روانی خصوصا «اضطراب» است. یعنی اگر این مادر درمان شود، خیلی از فرزندان او یعنی دردها و بیمارهای حاشیه‌ای هم کاهش چشم‌گیری خواهند یافت. 

۳. سیاست منع کشت خشخاش و تشدید مجازات مصرف‌کنندگان که از ابتدای انقلاب در دستور کار قرار گرفت، بسیاربسیار بیش‌تر از آن‌که «سود» داشته باشد، «زیان» داشت. نه مصرف را کاهش داد، نه جلو قاچاق آن‌را گرفت، نه قیمت آن‌را کاهش داد.
 
نه‌تنها این
کاهش‌ها را نداشت، که هم مصرف آن تساعدی افزایش یافت، هم قاچاق و قیمت آن، هم کیفیت و بیماری‌های ناشی از سوء‌مصرف آن، و هم بودجه‌هایی که هر ساله برای گسترش مرزبانی و جلوگیری از قاچاق آن هزینه می‌شد، و هم هزینه‌های سیاسی در حوزه دیپلماسی و محکومیت مکرر ایران به‌خاطر اعدام قاچاق‌چیان، و از طرف دیگر هم شهادت مرزبانان و سربازان عزیز در مبارزه با کارتل‌های حمل و قاچاق مواد مخدر. 

از طرفی
تغییر الگوی کشت و محصولات جایگزین هم نتوانست جواب‌گوی اشتغال و درآمد کشاورزانی باشد که خشخاش می‌کاشتند، شیره آن‌را می‌گرفتند، و به دولت تحویل می‌دادند و بیش از ۹۵ درصدشان هم لب به تریاک یا بافور و ... نمی‌زدند.
 

۴. همه این عرایضی که بنده در ۳ بند قبلی به آن‌ها اشاره کرده‌ام را مرحوم استاد «باستانی پاریزی» در ۷۰۰ صفحه کتاب «از سیر تا پیاز» مفصل توضیح داده، و دست‌کم ۳۵ سال پیش توصیه کرده‌‌بود که دست از این سیاست «منع» برداریم و بدون لجبازی، جلو ضرر را بگیریم که متاسفانه در آن زمان شنیده نشد. ولی به قولی جلو ضرر را هر وقت بگیری منفعت است و امیدواریم این‌بار درست شنیده و عمل شود.

یکشنبه، شهریور ۱۷، ۱۳۹۲

رسانه اهرم قدرت شهروندان

در کنار سایر تبعیض‌های موجود و متداول در ایران که بر مبنای «تعهد» و تعریف خاصی که از آن می‌شود و در کشور وجود دارد، یکی هم تبعیض اطلاعاتی و رسانه‌ای است.

بر این اساس رسانه‌هایی که با تعریف خاص موجود، متعهدتر باشند، از امکانات و کمک‌های نقدی و یارانه‌ای بیش‌تر نسبت به سایر رسانه‌ها برخوردار می‌شوند.

همین برخورداری باعث می‌شود تا این رسانه‌ها با استفاده از این امکانات، ضمن آن‌که آن نوع خاص از «تعهد» را تبلغ و برجسته‌سازی می‌کنند، خود را هم به عنوان مصادیق آن تعهد معرفی نموده و پس از آن‌که این تعرف نهادینه شد و جا افتاد، با استفاده از سایر ابزارها تنها خود را مستحق دریافت این کمک و امکانات دانسته و اگر محقق نشد، از سایر ابزار کمک گرفته و موانع عدم تحقق را بر می‌دارند.


در مسابقه‌ای که رقیبی وجود ندارد، یا وجود دارد و مجبور است با پای برهنه و شکم گرسنه، با رقیبی مسابقه بدهد که هم به‌ترین کفش مسابقه را به‌پا دارد، هم کالری‌های مورد نیاز بدنش تأمین شده، هم کفش و کالری ذخیره و یدکی هم او را برای خطرات احتمالی در مسیر پشتیبانی می‌کنند، برنده از قبل مشخص است و نیازی به مسابقه نیست.

این پیروزی و برنده‌شدن البته پوشالی و توخالی است و شادمانی و جوایز آن هم هیچ لذتی ندارد.

در حوزه اطلاع‌رسانی و رسانه، با توجه به ظرفیت‌ها و ظرافت‌های ویژه و خاص، و با توجه به فلسفه‌ی وجودی و رسالت رسانه‌ها، مقرر شده‌است که اصحاب رسانه از پذیرش «هدیه» از هر کس، خصوصا مقامات دولتی خودداری کنند.

 فلسفه این قاعده هم بدیهی و روشن است. برای آن‌که اصطلاحا «نمک‌گیر» نشوند و به‌دلیل این نمک‌گیری واقعیتی را وارونه جلوه ندهند، یا گزارشی را به‌غلط به‌نفع دولت و علیه شهروندان تنظیم نکنند.

از این منظر رسانه‌ها قاعدتا باید ابزار دست و
تریبون مردم باشند، نه دولت و حاکمیت.

تردیدی نیست که دولت‌ها اگر هیچ تریبون و رسانه‌ای هم فرضا نداشته باشند، اشکالی پیش نمی‌آید. چون فساد در ذات قدرت نهادینه‌شده و با آن تناسب بسیار نزدیک و ملازمه قوی دارد.

برای آن‌که قدرتِ دولت‌مردان نامحدود نباشد و فساد فرصت نفوذ در آن‌ها پیدا نکند، ابزاری برای کنترل این «قدرت» در دست شهروندان لازم است.

 
وقتی دولت‌مردان «قدرت» دارند، در مقابل آن شهروندان باید «رسانه» داشته باشند. در چنین شرایطی موازنه قوا بین دولت و شهروندان برقرار می‌شود.

حالا اگر ارباب رسانه‌ها از اربابان قدرت «هدیه» بگیرند، ابزار خود را بی‌خاصیت نموده و خود را در مقابل سلاح دولت‌مردان «خلع سلاح» نموده‌اند.

این درحالی است که این ابزار و اعتبار آن‌را از مردم و شهروندان دارند و به همین دلیل است که هدیه گرفتن اصحاب رسانه خطایی بزرگ و غیر اخلاقی تعریف شده و در مقیاس بزرگ آن را به «فساد» تعبیر می‌کنند.

به گزارش تارنمای «سحام‌نیوز» یکی از معاونان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گفته است: «حمید رسایی، عضو جبهه پایداری مجلس و مدیرمسئول نشریه ۹ دی، یک میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان و
علیرضا زاکانی از نمایندگان مجلس، ۹۰۰ میلیون تومان بابت هفته‌نامه پنجره دریافت نموده‌اند.»

با این وصف، این‌که توقع داشته باشیم زاغانی که پنیر یارانه‌ای از دولت گرفته‌اند، صدای رسای مردم باشند، توقعی ناوجه است.
 ۱۶ شهریور


ب