چهارشنبه، اسفند ۰۶، ۱۴۰۴
فیگارو روحانی را از قدرت شکست داد
روزنامه فرانسوی «فیگارو» دوشنبه ۲۳ فوریه (چهارم اسفند) بهنقل از چند منبع مطلع گزارش داد که حسن روحانی در اوج اعتراضات سراسری تلاش کرد علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، را به حاشیه براند اما شکست خورد.
جمعه، آذر ۲۸، ۱۴۰۴
آشنایان ناآشنا
آقای حسام آشنا!
البتّه به گمانم نیک واقفید برای «کترین شکدم» از قضا، دوستانی که قاعدتاً میشناسید و همکار وزارت امور خارجه در دوران جواد ظریف بودهاند دعوتنامه فرستاده و واردش کردهاند و برخلاف ادّعای رفقای شما از جمله ظریف و نیز آن نوچههای پروژهبگیر، ورودش به ایران، هیچ ربطی به مرحوم «نادر طالبزاده» یا کنفرانس بینالمللی «افق نو» نداشته، کما اینکه «جیسون رضائیان» جاسوس ارشد و بسیار ویژهی آمریکایی را نیز اصلاحطلبان وارد کردند و نتیجتاً توانست تا زندگی خصوصی و آشنایی با طعم آدامس رئیسجمهور وقت، حسن روحانی نفوذ کند.
و امّا بعد...
سؤالی بسجذّاب پرسیدید؛ واقعاً «الی کوهن»ها چه شکلیاند آقای آشنا؟!
۱- متّصلند به صورت سببی و سیاسی به رجال و محافل امنیّتی-اطّلاعاتی؟
۲- در دانشگاههایی خاص تحصیل کردهاند؟
۳- شمایلشان شبیه مذهبیون کلیشهای و حزباللهیهای کتابهای درسی است و تؤامان قدری هم سابقهی حوزوی داشتهاند؟
۴- حزب باد و موجسوارانیاند که قبلاً از سوپرانقلابیون مخالف اصلاحطلبان بودهاند و امروز از سوپراصلاحطلبان شدهاند؟
۵- در جلسات خصوصی میگویند: «حقّ میرحسین موسوی و مهدی کروبی است که در حصر باشند، چون همین افراد باعث شدند آقای حسینعلی منتظری در حصر برود»؟
ولی در توییتها و مواضعِشان ژست حامی رفع حصر میگیرند و به نامزد انتخاباتیشان هم مشاوره میدهند که شعار رفع حصر بدهد؟
۶- میدانند چهطور مردم را فریب دهند و پس از فریبدادن، با دغلکاری جدیدی، مردم را سرزنش میکنند و بعد میگویند که «ایرادی ندارد؛ کلید نجات شما از این دشواری، در دستان ماست!».
۷- همواره در جمهوری اسلامی ایران سِمَتهایی کلیدی داشتهاند امّا مدام ادای اپوزیسیونها را در میآورند؟
۸- از بستهترینهایند، همسرانشان در پستوها هستند و اجازهی کار و کنش اجتماعی ندارد، ولی اطوار خودشان حمایت از حقوق زنان و دفاع از بیحجابی است و همزمان پرستو میفرستند برای رقبای سیاسی و اقتصادیِشان؟
۹- بسیار دغدغهمندند جهت دوستی با اروپا و وفاق با آمریکا ولی علیه رقبای داخل نظامشان، کثیفترین بازیهای سیاسی دغلکارانه را طرّاحی میکنند؟
۱۰- صداوسیما را حتّی حین و پس از جنگ دوازدهروزه، در حالی که مورد اتّکا و اعتماد مردم قرار گرفته و مرجعیّت خبریاش رشد یافته، آماج موشکهای اکاذیب، تهمتها و اهانات قرار میدهند و نقشهی شوم رژیم صهیونی مبنی بر «خارج کردن رسانهی ملّی از ریل» را پیاده میکنند؟
۱۱- رزومهشان، واردات جواسیسی چون جیسون رضائیان و جواسیسی با پوشش فعّال محیط زیست بود که در جنگ اخیر، از جبههی صهیون حمایت کردند و حاضر نشدند رژیم صهیونی، آمریکا و تروئیکای اروپایی را بابت به شهادت رساندن و مجروحیّت هزاران ایرانی و تخریب زیرساختهای ایران، محکوم کنند؟
۱۲- هر وقت فرصت یابند، با دوقطبیسازیهایی باطل و زائد، کشور را در خطر قرار میدهند و با گرانسازی ناگهانی بنزین و سپس مشورتهایی نظیر «من خودم هم تازه صبح جمعه فهمیدم»، آشوب و تشنّج ایجاد میکنند در خیابانها و در اغتشاشات ۱۴۰۱ هم فقط بنزین روی آتش میریزند؟
۱۳- دغدغهمندند تا تعطیلی حکمرانی فرهنگی، هرج و مرج هنری و حذف نظارت پیشینی را با انحلال شوراهای پروانهی ساخت و نمایش، محقّق کنند و مسمومترین محصولات فرهنگی-هنری، وارد سبد مصرفی مردم شود گرچه خودشان در دهههای شصت و هفتاد، سانسورچیهایی افسارگسیخته و افراطی بودهاند؟
۱۴- پدرخوانده شدهاند، سر در آخور مافیای شبکهی نمایش خانگی دارند و سکّوها را تشویق میکنند به مجوّزگریزی، بیقانونی و ویراننمایی از ایران در سریالها و فیلمهای ضدّ ایرانی را به عنوان نمایندهی جمهوری اسلامی ایران، به برلین، کن و اسکار میفرستند و به کارگردانها خط میدهند که «شما در نشست خبری فیلمتان در کن لگد بزنید؛ نگران نباشید، ما هوایتان را داریم و فیلمتان را بلافاصله میبریم روی پردهی سینماهای داخلی» و بدین ترتیب، میخواهند نظام را دچار استحاله تحمیلی و وادار به عقبنشینی از منظومهی اندیشهای-ارزشی-هنجاریاش کنند؟
خب، حال اگر هنوز مایلید، لطفاً شما با اشراف اطّلاعاتی و جزئیّات شنیدنی بیشتری بفرمایید که الی کوهنها دقیقاً چگونهاند و چهقدر امثال خودتان، رفقایتان و همقبیلهایهایتان، شبیه الی کوهن هستید؟
©️توییتر احسان رستگار
شنبه، خرداد ۱۳، ۱۴۰۲
حدیث آرزومندی ایرانیان
چند سال پیش در برابر پرسشی سخت، پاسخ دادم: «خودمان انتخاب کردیم». بسیاری از آن سخن رنجیدند. با پوزش از اینکه شاید پاسخگویی با بیان روشنتر به رنجش افزونتر بیانجامد:
مرحوم پروفسور «روحالله رمضانی»، متخصص برجسته سیاست خارجی ایران در آمریکا، سیاست خارجی ۵۰۰ سال گذشته ایران را چنین آسیبشناسی میکند: «ایران در پی بهدستآوردن دوباره قلمروی بود که زمانی در تصرف داشت و اغلب نمیتوانست فاصلهی میان این اهداف و امکانات در دسترس برای تحقق آنها را درک کند».
ما در طول تاریخ اهدافِمان را بر اساس آرزوهایِمان چیدهایم و به تواناییهایِمان توجهی نکردهایم.
گرایش تاریخی ما برای رسیدن به آرزوها بدون در نظرگرفتن امکانات، نهتنها در سیاست خارجی نمایان است، بلکه در شکلگیری خطوط متراکم خودرو پشت هر تونل کمعرض نیز دیدنی است.
در ۷۵ سال برنامهریزی توسعه ما، منابع ملی نابود شده و توسعه نیز حاصل نشده، چون بیشتر برنامهها به جای ترسیم مسیر جبران عقبماندگیها متناسب با امکانات و فرصتها، «حدیث آرزومندی» رهبران کشور بودهاند.آگاهانه یا ناخودآگاه، ما مردم انتخاب کردهایم آنان را که بهدنبال آرزوهایمان بودهاند بستاییم، هر چند برای خود و کشور خسارات فراوان بهبار آوردهباشند؛ و آنان را که در حد امکانات کوشیدهاند تا از گستره خسارات ناشی از حرکات آرزومندانه بکاهند، «سازشکار» و حتی «خائن» بنامیم.
راستی نهتنها ما مردم، بلکه نخبگان ما کدامیک را بیشتر نکوهش میکنند؟ آنها که با آرزوی بازپسگرفتن سرزمین از دست رفته در «قرارداد گلستان»، بخشهای بیشتری از سرزمین و حتی استقلال ایران را به باد دادند، یا آنها که با قرارداد «ترکمانچای» دستکم قسمتی از سرزمین تازه از دست رفته را بازپس گرفتند؟
برای پیشگیری از ترکمانچایها باید «انتخاب کنیم» که آرزوهایمان را در چارچوب امکانات دنبال کنیم.
ولی حتی در واژههایمان هم توجه به امکانات را ناشایست میدانیم. چرا «سازشکار» منفی، و «سازشناپذیر» مثبت است؟
مگر «سازش» جز به معنی دستیابی به نقطهی اشتراک و توازن برای حرکت به سوی آرمانهاست؟ مگر میتوان از روش دیگری به آرمانها رسید؟
داشتن آرزو به زندگی جهت میدهد، اما توجه به تواناییها حرکت به سمت آرمانها را ممکن میسازد.
نیاز امروز ما درک درست و «انتخاب» هوشمندانه است. «کنشگریِ مرزی». چشم به آرمانها و استوار بر تواناییها.
اینستاگرام جواد ظریف
۱۳ خردادماه ۱۴۰۲

