‏نمایش پست‌ها با برچسب نیویورک تایمز. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب نیویورک تایمز. نمایش همه پست‌ها

پنجشنبه، اسفند ۰۷، ۱۴۰۴

روحانی: گزارش فیگارو خیالی بود

روابط عمومی دفتر رئیس‌‌ دولت‌های یازدهم و دوازدهم در اطلاعیه‌ای، گزارش‌های رسانه‌های خارجی درباره حسن روحانی را تکذیب کرد.

به گزارش ایلنا، در این اطلاعیه آمده است: «در روزهای اخیر مطالبی سراسر کذب در دو نشریه آمریکایی و اروپایی منتشر و ادعاهایی بی‌اساس درباره حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر حسن روحانی، رئیس‌جمهور ایران در دوره‌های یازدهم و دوازدهم مطرح کرده‌اند که آن را به‌جای یک گزارش رسانه‌ای، به سناریوهای تخیلی تبدیل کرده است.
 
روزنامه‌های فیگارو و نیویورک‌تایمز با انتشار اخبار جعلی و با اتکا به منابع مجهول، اعتبار حرفه‌ای خود را زیر سؤال برده و اعتماد به دیگر گزارش‌های‌ِشان را نیز مخدوش کرده‌اند.

 
خبرسازی‌هایی از این دست درباره آقایان دکتر روحانی، دکتر
محمدجواد ظریف و دیگر چهره‌های سیاسی و مسئولین کشور را باید در ادامه عملیات روانی منابع آمریکایی و اسرائیلی با هدف ایجاد تردید و نگرانی در افکار عمومی مردم ایران دید که فشار حداکثری از طریق تحریم‌های اقتصادی و تهدیدهای نظامی را تکمیل می‌کند.

خیالی‌بودن سناریوهای فیگارو و نیویورک‌تایمز چنان عیان بود که جز در رسانه‌های دست‌اندرکار این عملیات روانی ضد ایرانی، هیچ بازخوردی پیدا نکرد؛ البته این مهم علاوه بر هوشیاری مردم و هوش‌مندی رسانه‌های داخلی، نشانه فاصله زیاد آن رسانه‌ها از واقعیات جاری، سازوکارهای تصمیم‌گیری و مناسبات سیاسی و امنیتی در ایران است.»


چند روز پیش
فرناز فصیحی خبرنگار ایرانی‌الاصل نیویورک‌تایمز در یادداشتی ادعا کرده بود که رهبری جمهوری اسلامی برای سناریوهای بحرانی احتمالی، به علی لاریجانی دبیر شعام اختیار تام برای هرگونه تصمیم‌گیری درباره سرنوشت کشور اعطا کرده‌است. 

گزارش نیویورک‌تایمز طبق معمول از قول «منبع مطلع» گنگ، و بدون اشاره‌ به نام یا جایگاه منبع بود. 

یک روز بعد روزنامه فرانسوی فیگارو در گزارشی باز هم از قول «دو منبع آگاه» گزارش داد که تلاش حسن روحانی طی ایام بحرانی دی‌ماه گذشته برای به حاشیه‌راندن
خامنه‌ای با کمک مقام‌هایی در مرجعیت قم، مقام‌هایی در سپاه و با کمک محمدجواد ظریف به شکست انجامیده و در ادامه هم به گزارش نیویورک‌تایمز استناد کرده بود که پس از این اتفاق علی خامنه‌ای به علی لاریجانی اختیار تام داده‌است. 

در گزارش فیگارو نوشته شده بود که این اتفاقات دور از چشم و بدون اطلاع
پزشکیان که مطابق قانون اساسی شخص دوم کشور محسوب می‌شود برای مخفی‌ماندن هرچه بیش‌تر اقدامات انجام شده‌بود. 

محمد غضنفری
یک نماینده تندرو مجلس که بارها خواستار اعدام روحانی شده، اظهاراتی شبیه به گزارش فیگارو را بارها در مصئونیت کامل تکرار کرده و اتفاقا ایشان و برخی جریانات هم‌صدا با ایشان از گزارش فیگارو استقبال کردند.

یک اپوزوسیون ساکن آمریکا نیز این گزارش را دست‌آویز تحلیل‌های توهم‌آمیز همیشگی خود کرد و ادعا نمود که فرزند آخرین شاه ایران نیز بخشی از این پازل بوده‌است.   

چهارشنبه، اسفند ۰۶، ۱۴۰۴

فیگارو روحانی را از قدرت شکست داد

روزنامه فرانسوی «فیگارو» دوشنبه ۲۳ فوریه (چهارم اسفند) به‌نقل از چند منبع مطلع گزارش داد که حسن روحانی در اوج اعتراضات سراسری تلاش کرد علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، را به حاشیه براند اما شکست خورد.

به نوشته این روزنامه،
علی لاریجانی این تلاش را خنثی‌کرده و از آن زمان اختیارات گسترده‌ای را به‌دست گرفته است. از او به عنوان کسی یادشده که اکنون به‌شکلی اثرگذار کشور را مدیریت می‌کند.

منابعی که فیگارو به آن‌ها استناد کرده، گفته‌اند که روحانی این تلاش را در کنار چهره‌هایی از دولت سابق خود، از جمله ظریف، چندین روحانی از شهر قم و افراد مرتبط با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی رهبری کرده است.

در گزارش فیگارو آمده است که
پزشکیان، برای جلوگیری از افشای این طرح، از بحث‌ها کنار گذاشته شده و پس از افشای این طرح، ظاهراً روحانی و ظریف تحت بازداشت خانگی چند روزه قرار گرفتند و چهره‌های اصلاح‌طلب نزدیک به آن‌ها بازداشت موقت شدند.

نیویورک تایمز یک‌شنبه در مقاله‌ای به‌قلم
فرناز فصیحی گزارش داده بود که لاریجانی، پس از سرکوب آن‌چه ـ یک کودتای داخلی ـ توصیف شده، قدرت بیش‌تری گرفته است.

اگرچه «دنی سیترینوویچ» پژوهش‌گر برنامه‌ ایران در موسسه‌ مطالعات امنیت ملی اسرائیل هشدار داده که گزارش‌های دریافتی از ایران و منتشرشده در خارج از کشور «باید با شک و تردید بررسی شوند»، اما ظاهرا ذوقِ زودتر و بیش‌تر دیده‌شدن برخی رسانه‌ها، مانع از آن می‌شود، اندکی در بازنشر خبر‌های عموما «به‌نقل از یک منبع» تأمل کنند. 

کدهایی که فیگارو در این گزارش به‌آن‌ها اشاره کرده درست، اما ناقص است. علی‌لاریجانی پیشینه سپاه دارد، اما جز یکی دو سال ابتدای جنگ، بقیه عمر بعد از انقلاب‌اش را یا در دانشگاه بوده، یا مجلس و مدت کوتاهی هم در شعام. 

از این زاویه جایگاه هیچ شخصیت زنده فعلی با
«حسن روحانی» برابری نمی‌کند. حسن روحانی زمانی در کنار احمد خمینی نماینده رهبر در شعام، و از آن زمان تا پایان دوره ریاست‌جمهوری‌اش یک پای ثابت و با جایگاه ارشد این شورا بوده‌است. 

پیش از این اما او بعد از هاشمی تقریبا نفر دوم جنگ در فرماندهی پدافند شناخته می‌شد. بعد از جنگ با حفظ سمت دبیری شعام چندین دوره نائب‌رئیس اول مجلس ـ آن‌هم در طوفان بحران‌های دهه ۷۰ ـ بوده‌است. 

لاریجانی از این دید‌گاه قابل برابری با روحانی نیست. از طرفی روحانی جدای از شخصیت دیپلماتیکِ خودش، یک مشاور دیپلماتیک برجسته به‌نام «ظریف» دارد که به جرأت می‌توان گفت: هیچ دیپلماتی به‌اندازه او به ظرافت‌های کار دیپلماسی و شاه‌راه و کوچه و بن‌بست‌های آن آگاه نیست.

روحانی آن اندازه زیرکی هم دارد که اگر پزشکیان را بی‌خبر بگذارد، به «لاریجانی» خبر بدهد. هرچند که می‌داند روحانیت سنتی قم دل‌خوشی از
میرزا هاشم آملی و فرزندان‌اش ندارند و حتی حساب مصطفی محقق داماد، را از هم از دامادی این خانواده جدا می‌دانند، اما متوجه همین جایگاه نیم‌بند لاریجانی‌ها هست، و هنوز جوهر مراودات پشت‌پرده‌‌ او با علی در تصویب برجام که خشم مخالفین امروز قالیباف را هم بی‌نصیب نگذاشته، خشک نشده‌است.

با این وصف لاریجانی اگر قرار بود قدرتِ «فصیحی» بگیرد، صلاحیت او برای ریاست‌جمهوری رد نمی‌شد. و اگر به‌قول آقای خامنه‌ای آن اتفاق «جفا» بود، لاریجانی این‌همه آن ـ به‌تعبیر رهبری «جفا» ـ را بولد و برجسته، و با توسل آن علیه نظام و له خودش مظلوم‌نمایی نمی‌کرد، تا ۳ سال بعد و پس از مرگ ناگهانی
ابراهیم رئیسی دوباره در بر پاشنه رد صلاحیت‌اش بچرخد. 

از یک زاویه دیگر اگر فرض بگیریم مقدمات فیگارو درست، و لاریجانی به‌داد نظام رسیده‌است. با این فرض، لاریجانی به‌ داد نظامی که دو بار پشت سر هم او را «صالح» هم تشخیص نداد نرسیده، بلکه مثل همیشه تلاش نموده است از این نمد کلاهی برای سر خود دست‌وپا کند، اما نمی‌داند سرنوشت محتوم این «کلاه دل‌کش» «ترک سر» خواهد بود.

حاکمیت اگر حصر کروبی و موسوی و رهنورد برای‌اش آن‌قدر هزینه گزاف نداشت، روحانی را نه اکنون، که پس از ریاست‌جمهوری، و نه موقت، که دائم «محصور» می‌کرد. آن‌ هم با آن‌همه درخواست محاکمه و اعدام او و ظریف از سوی «دلواپسان» که حتی خلاف رویه تقدس لباس روحانیت، بارها کاریکاتورهایی از روحانی با لباس زندان و عمامه بر سر منتشرکردند.

اما نه روحانی محاکمه شد، نه طراحان و بازنشرکنندگان آن کاریکاتورها. 

ظرف شکننده‌ای سوزان «لیلی» در دست است، نگه‌دارند، دست می‌سوزد، بیندازند می‌شکند و دل می‌سوزد.  

مذاکره از لاریجان تا استخر

«علی لاریجانی» آدم خوش‌نامی نیست. حرف‌وحدیث‌ها پیرامون او و خانواده‌اش زیاد است. یک کلاغ هم درست باشد، برای فقدان خوش‌نامی کافی است. ۳۹ فقره دیگر نیازی نیست. 

لاریجانی پیش‌تر آزموده و نشان‌داده
«نجابت» لازم برای پروژه‌های سخت را ندارد. همیشه تأیید شده و در عالی‌ترین سطوح نماینده امین بود.

 از ریاست سازمان بی‌«هویت»ِ «هویت»ساز، تا نماینده تام‌الاختیار در پروژه عملیاتی محرمانه همکاری ۲۵ ساله ایران و چین.

میان این‌ها؛ نمایندگی رهبری در شعام، دبیری شعام، ریاست مجلس، تصویب برجام در ۹ دقیقه، دل‌جویی پس از لنگه‌کفش و مهرخوری در قم، و خیلی سِمَت‌های دیگر، همگی نشان از «نورچشمی» ویژه‌ نظام‌بودن ایشان داشت.

اما کافی بود یک‌بار
رد صلاحیت شود. چنان زیر و بالای نظام را به چالش کشید که نزدیک بود نه از تاک نشان مانَد، نه از تاک‌نشان. 


مقایسه کنید با
ناطق‌نوری که تهمت‌ها شنید، محنت‌ها کشید، گوشه‌نشین شد، اما «نمک‌شناسی» کرد و «حرمت» نگه داشت. آخرین واکنش نرم ناراضی او، کناره‌گیری از ریاست‌دفتر بازرسی رهبری و عضویت در «متمن» بود. 

بدتر از او مقایسه کنید با
هاشمی! علیه‌‌اش در نمازجمعه شعار غارت‌گر بیت‌المال دادند. با عثمان مقایسه‌اش کردند. پسرش را به زندان انداختند. در خبرگان از ریاست انداختند. همان بلایی که شب مناظره سر ناطق آمد سر او هم آوردند. بعد پسر، و سپس دخترش را به زندان انداختند، به دخترش در ملاء‌عام فحش‌های رکیک دادند و ... اما پاکار نظام ماند تا استخر.

این انتخابِ دوباره
علی لاریجانی به نمایندگی رهبری در شعام و انتخاب به دبیری، و فعال‌شدن دوباره او هم یک آزمون «سرسپردگی» بود که «نمره قبولی» گرفت.

اما آزمون «هوش سیاسی» و پرنسیب شخصیتی او، و نقطه مقابل ظرفیت قربانی‌شدن هم بود که در اولی باخت، اما از دومی با نمره بالایی پذیرش گرفت. 


حالا نمایندگان رسانه‌ای ایران در غرب، به «فصاحت» و ظرافت پوست خربزه‌ای را هُل داده‌اند زیرپای او. او هم بلافاصله سرسپردگی را اعلام که: «از تو به یک  اشاره از ما به سر در استخر». 

آری برادر! بوی کباب می‌آید، اما عده‌ای برای مناسب دنیایی مهر داغ بر پیشانی می‌گذارند. ورق دارد بر می‌گردد.