فیگارو روحانی را از قدرت شکست داد
روزنامه فرانسوی «فیگارو» دوشنبه ۲۳ فوریه (چهارم اسفند) بهنقل از چند منبع مطلع گزارش داد که حسن روحانی در اوج اعتراضات سراسری تلاش کرد علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، را به حاشیه براند اما شکست خورد.
به نوشته این روزنامه، علی لاریجانی این تلاش را خنثیکرده و از آن زمان اختیارات گستردهای را بهدست گرفته است. از او به عنوان کسی یادشده که اکنون بهشکلی اثرگذار کشور را مدیریت میکند.
منابعی که فیگارو به آنها استناد کرده، گفتهاند که روحانی این تلاش را در کنار چهرههایی از دولت سابق خود، از جمله ظریف، چندین روحانی از شهر قم و افراد مرتبط با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی رهبری کرده است.
در گزارش فیگارو آمده است که پزشکیان، برای جلوگیری از افشای این طرح، از بحثها کنار گذاشته شده و پس از افشای این طرح، ظاهراً روحانی و ظریف تحت بازداشت خانگی چند روزه قرار گرفتند و چهرههای اصلاحطلب نزدیک به آنها بازداشت موقت شدند.
نیویورک تایمز یکشنبه در مقالهای بهقلم فرناز فصیحی گزارش داده بود که لاریجانی، پس از سرکوب آنچه ـ یک کودتای داخلی ـ توصیف شده، قدرت بیشتری گرفته است.
اگرچه «دنی سیترینوویچ» پژوهشگر برنامه ایران در موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل هشدار داده که گزارشهای دریافتی از ایران و منتشرشده در خارج از کشور «باید با شک و تردید بررسی شوند»، اما ظاهرا ذوقِ زودتر و بیشتر دیدهشدن برخی رسانهها، مانع از آن میشود، اندکی در بازنشر خبرهای عموما «بهنقل از یک منبع» تأمل کنند.
کدهایی که فیگارو در این گزارش بهآنها اشاره کرده درست، اما ناقص است. علیلاریجانی پیشینه سپاه دارد، اما جز یکی دو سال ابتدای جنگ، بقیه عمر بعد از انقلاباش را یا در دانشگاه بوده، یا مجلس و مدت کوتاهی هم در شعام.
از این زاویه جایگاه هیچ شخصیت زنده فعلی با «حسن روحانی» برابری نمیکند. حسن روحانی زمانی در کنار احمد خمینی نماینده رهبر در شعام، و از آن زمان تا پایان دوره ریاستجمهوریاش یک پای ثابت و با جایگاه ارشد این شورا بودهاست.
پیش از این اما او بعد از هاشمی تقریبا نفر دوم جنگ در فرماندهی پدافند شناخته میشد. بعد از جنگ با حفظ سمت دبیری شعام چندین دوره نائبرئیس اول مجلس ـ آنهم در طوفان بحرانهای دهه ۷۰ ـ بودهاست.
لاریجانی از این دیدگاه قابل برابری با روحانی نیست. از طرفی روحانی جدای از شخصیت دیپلماتیکِ خودش، یک مشاور دیپلماتیک برجسته بهنام «ظریف» دارد که به جرأت میتوان گفت: هیچ دیپلماتی بهاندازه او به ظرافتهای کار دیپلماسی و شاهراه و کوچه و بنبستهای آن آگاه نیست.
روحانی آن اندازه زیرکی هم دارد که اگر پزشکیان را بیخبر بگذارد، به «لاریجانی» خبر بدهد. هرچند که میداند روحانیت سنتی قم دلخوشی از میرزا هاشم آملی و فرزنداناش ندارند و حتی حساب مصطفی محقق داماد، را از هم از دامادی این خانواده جدا میدانند، اما متوجه همین جایگاه نیمبند لاریجانیها هست، و هنوز جوهر مراودات پشتپرده او با علی در تصویب برجام که خشم مخالفین امروز قالیباف را هم بینصیب نگذاشته، خشک نشدهاست.
با این وصف لاریجانی اگر قرار بود قدرتِ «فصیحی» بگیرد، صلاحیت او برای ریاستجمهوری رد نمیشد. و اگر بهقول آقای خامنهای آن اتفاق «جفا» بود، لاریجانی اینهمه آن ـ بهتعبیر رهبری «جفا» ـ را بولد و برجسته، و با توسل آن علیه نظام و له خودش مظلومنمایی نمیکرد، تا ۳ سال بعد و پس از مرگ ناگهانی ابراهیم رئیسی دوباره در بر پاشنه رد صلاحیتاش بچرخد.
از یک زاویه دیگر اگر فرض بگیریم مقدمات فیگارو درست، و لاریجانی بهداد نظام رسیدهاست. با این فرض، لاریجانی به داد نظامی که دو بار پشت سر هم او را «صالح» هم تشخیص نداد نرسیده، بلکه مثل همیشه تلاش نموده است از این نمد کلاهی برای سر خود دستوپا کند، اما نمیداند سرنوشت محتوم این «کلاه دلکش» «ترک سر» خواهد بود.
حاکمیت اگر حصر کروبی و موسوی و رهنورد برایاش آنقدر هزینه گزاف نداشت، روحانی را نه اکنون، که پس از ریاستجمهوری، و نه موقت، که دائم «محصور» میکرد. آن هم با آنهمه درخواست محاکمه و اعدام او و ظریف از سوی «دلواپسان» که حتی خلاف رویه تقدس لباس روحانیت، بارها کاریکاتورهایی از روحانی با لباس زندان و عمامه بر سر منتشرکردند.
اما نه روحانی محاکمه شد، نه طراحان و بازنشرکنندگان آن کاریکاتورها.
ظرف شکنندهای سوزان «لیلی» در دست است، نگهدارند، دست میسوزد، بیندازند میشکند و دل میسوزد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر