شنبه، فروردین ۱۵، ۱۴۰۵

ندای مدارای آن‌که سرهنگ نبود می‌آید

 شواهدی عیان می‌شود که کم‌کم نشان می‌دهد ادعاهای ترامپ در مورد گفت‌وگو با آدم‌های درون همین نظام، خیلی هم به‌قول هم‌ولایتی‌های ما «بی‌پرت‌وپلا» نیست. 

دو روز است خبرگزاری رسمی کشور دارد به
«حسن روحانی» آن‌هم به شکل ویژه می‌پردازد. دیروز روحانیِ از ریشه اصول‌گرا، هشدار داده بود که «باید برای حفظ نظام فورا اصلاحات اساسی انجام شود». 

امروز هم ایرنا در خبری اختصاصی پیام تسلیت حسن روحانی خطاب به سید کمال خرازی مشاور و «رئیس شورای راه‌بردی روابط خارجی» را تسلیت گفته و برای او آرزوی سلامتی و به‌بود هرچه سریع‌تر کرده‌است. 

این پیام در کنار این‌که هیچ‌کس در سطوح عالی نظام، با وجود ارتباطات فامیلی او با خاتمی و خامنه‌ای و به‌رغم وزیرخارجه خاتمی‌بودن او، و عموی عروس رهبری و مشاور رهبری بودن او پیام تسلیتی برای او صادر نکردند یا کردند و رسانه‌ها ترجیح دادند پیام حسن روحانی را بولد کنند، قابل تأمل است. 

گمان می‌رود ادعای طرف مذاکره‌بودن
قالیباف که از سوی منابع نامشخص رسانه‌ای شد، با هدف مهندسی اجتماعی افکار عمومی، برای پیش‌بردن برنامه‌ای به موازات این گم‌راهی افکار عمومی بوده باشد. 

شاهد دیگر، فعال‌شدن
«ظریف» پس از یک غیبت کبری در سطح رسانه‌ها بود، که ۳۰ سال پیش بعد از کمال خرازی جای‌گزین ایشان در دفتر نمایندگی ایران در سازمان ملل شده‌بود و به نظر می‌رسد هم‌پوشانی نظری در مورد سیاست خارجی بیش‌تری بین این دو تا با علی‌اکبر ولایتی باشد که مواضع‌اش رادیکال‌تر و انقلابی است تا دیپلماتیکی. 

من حتی گمان می‌کنم توییت
مهدی طباطبایی در نقد این‌که چرا پزشکیان حق اظهارنظر ندارد و کانال تلگرام پسر پزشکیان هم بخش‌هایی از این پازل را بازی می‌کنند و من آرزو می‌کنم که این گمانه‌زنی‌های من درست باشد. 

از طرفی نگرانی
رضا پهلوی از این‌که به ترامپ هشدار داده بود که با این حاکمیت یا به قول او با شر توافق نکند، هم ریشه در همین گمانه‌زنی‌ها می‌تواند داشته باشد. 

قالیباف درست است که یک عمل‌گرای قوی است. اما پیشینه او نشان می‌دهد کم‌ترین پالسی که ناظر به علاقه او به رابطه با آمریکا و غرب باشد، مخابره نکرده‌است. اما حسن روحانی نه حالا، که در اوج اقتدار
علی خامنه‌ای رسما از این‌که باید با «کدخدا» به توافق برسیم سخن گفته و یک سابقه مهم دیگر از پیشنهاد رابطه با آمریکا از سوی هاشمی هم وجود دارد که پروپوزال آن‌را همین حسن روحانی نوشته‌بوده‌است. 

با وجود این سابقه، اما علی خامنه‌ای در سال ۹۲ اجازه داد صلاحیت «حسن روحانی» برای ریاست جمهوری تأیید، و نظام هزینه رد صلاحیت هاشمی و رحیم‌مشایی و درواقع «احمدی‌نژاد» را بپردازد.

حسن روحانی هم در دو دوره ریاست‌جمهوری، به علی لاریجانی که اتفاقا دو دوره صلاحیت‌اش برای ریاست‌جمهوری بعد از حسن روحانی رد شده‌بود، نزدیک شد و چنان‌که از شواهد برمی‌آید میانه‌اش با مرحوم علی شمخانی خوب نبوده و بخشی از میدانی که ظریف می‌گفت مزاحم دیپلماسی است را همین شمخانی مدیریت می‌کرده‌است. 

اکنون اکثر آن‌ها که مخالف بودند از جمله مهم‌ترین‌شان علی خامنه‌ای نیست. بیش‌تر حدس زده می‌شد
وحیدی حاکمیت را اداره می‌کند، اما از وحیدی هیچ خبری نیست و اتفاقا روز گذشته تصاویری (خلاف پروتکل‌های نظامی در شرایط بحران) از یک نشست آنلاین فرماندهی کل ارتش سرلشکر حاتمی که وزیر دفاع روحانی بود هم منتشر شد که حدس زده می‌شود ارتش کم‌کم دارد میدان‌دارِ «میدان» می‌شود. 

با این خوش‌بینی‌ها آرزو می‌کنم این ضرب‌العجل ترامپ با پادرمیانی سطوحی از عقلای دوره‌های مختلف حاکمیت که بتوانند زورشان را به تفکر شهادت‌طلبی آخرالزمانی بچربانند، غلبه کند و راه میان‌بری برای آتش‌بس فراهم شود.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر