ظریف نمیداند چه بخواهد، ترامپ میداند چه نمیخواهد
دیروز بالاخره بعد از یک غیبتِ کبری، سروکله «جواد ظریف» ـ که دوست و دشمن به ذکاوت دیپلماتیکی او اقرار دارند ـ پیدا شد و توییتی منتشرکرد و ایسنا هم ترجمه آن توییت که بهزبان لاتین نوشتهشده بود را همراه با تصویری از اسکرینشات آن بازنشر کرد.جدای از محتوای توییت، اینکه ظریف دسترسی به اینترنت جهانی دارد و امکان ارتباط با سطوحی از قدرت در کشورهای دیگر برای او فراهم است، نشان میدهد که اعتماد در حلقه کاملا بسته سخت نظام ترک جدی برداشته، و در این آشفتگی چارهای غیر آن ندیدهاند که بخشی از محدودیتهای محافظهکارانی مثل «ظریف» که مرضیالطرفین داخل و خارج نظام هستند، و در لایه و سطحی دیگر به «حسن روحانی» و از طریق او به پراکماتیکهایی در داخل و خارج وصل هستند را بردارند و اجازه بدهند آنها هم تلاشهایی در کنار تلاشهای دیپلماتیکی که از سوی بازیگران رسمی کشور صورت میگیرند داشته باشند، بلکه خونریزیِ جراحی پیشرو کمتر باشد.
اما سوگوارانه باید گفت برداشتن محدودیت و دخیلبستن به ضریح ظریف، اولا در زمانی صورت میگیرد که خیلیخیلی دیر شده و بعید است که کاری از او ساخته باشد.
دوم منابعی که ظریف میتوانست از طریق آنها راهی برای چانهزنی و زدوبند پشتپرده داشته باشد، ـ مثل جان کری ـ از حیز انتفاع ساقطاند.
سوم؛ «ظریف» بدون «روحانی» مثل ماشین سوپردولوکس برند یکِ بازار، اما بدون بنزین است. روحانی هم بدون ظریف همین حکم را دارد.
در سطح مدیران رسمی نظام هم چندپارگی چنان عیان است که نمیشود تصویر روشنی از واقعیت دستگاه سیاسی و اجرای کشور داشت.
مثلا «عراقچی» قادر به اتخاذ مواضع واحد یا چهارچوبی واحد برای مواضعاش نیست و بین توییت دو روز پیش و توییت دو روز بعدش کلی تناقض است.
این ابهام در سمت جمهوری اسلامی از روی «پریشانی» و بهخاطر سوزاندان همه فرصتها و کارتهای بازیی است، که بارها دلسوزان درباره آن هشدار داده بودند و توجهی نشد.
ابهام در مواضع «ترامپ» اما «ابهام استراتژیک» برای گمراه کردن رقیب است. مثل استتار در دوران جنگهای کلاسیک ۵۰ سال پیش که مثلا سرباز باید لباسی رنگ خاک بپوشد که از دور قابل مشاهده نباشد، و در جنگلها لباسی به رنگ سبز که از درختان جنگل قابل تفکیک و تشخیص، و هدفی برای شکار از سوی دشمن نباشد.
امروزه جنگ را انسانها مدیریت نمیکنند که بشود با رنگبهرنگی فریبشان داد. جنگ را «هوش مصنوعی» و ریزجنگافزارها مدیریت میکنند.
اما دیپلماسی را هنوز انسانها مدیریت میکنند و انسان یا انسانهایی که «پریشان» باشند و خودشان هم ندانند «چه میخواهند» یا «چه نمیخواهند» بهترین کارت بازی برای رقیبی هستند که دقیق میداند «چه نمیخواهد».
ظریف تا ۴ سال پیش این هنر را داشت که بداند چه میخواهد، اما الان قادر به تشخیص اینکه چه نخواهد هم نیست.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر