بازکردن گره تنگه از دندان به دست
محمدجواد ظریف دانشیار مطالعات جهانی در دانشگاه تهران، و بنیانگذار و رئیس مؤسسه
«پایاب» با انتشار یادداشتی برای مجله «فارینافرز» چارهاندیشی کرده: «تهران باید
از برتری خود نه برای ادامهٔ جنگ، بلکه برای اعلام
پیروزی و دستیابی به توافقی استفاده کند که درگیری
را پایان داده و از وقوع جنگ بعدی جلوگیری کند.»
ایسنا که ترجمه یادداشت
ظریف را بازنشر کرده، در لید یادداشت او
یادآور شده: «او در سه دههٔ گذشته بهعنوان معاون رئیسجمهور، وزیر امور خارجه، و
نمایندهٔ دائم ایران در سازمان ملل شناخته میشد و در حال حاضر هیچ سمت رسمی ندارد
و دیدگاههایاش شخصی است.»
به کل مقاله که یک یادداشت طولانی است کاری ندارم. چکیدهاش همین چند
عبارتی است که بولد شده: ۱. نه به ادامه جنگ، ۲. اعلام (دقت بفرمایید) اعلام پیروزی و نه پیروزی ۳. توافقی برای پایان درگیری.
همین سه نکته در یادداشتی طولانی که اولا اجازه پیدا
کرده در یک مجله خارجی منتشر شود، ایسنا ترجمه آنرا بازنشر کند، و برای خالی نبودن عریضه هم اعلام کند: «دیدگاهاش شخصی است» این احتمال را تقویت میکنند که «کشتیبان
سیاستی دیگر» اتخاذ کرده و دارد نشانههای آن را بهمرور بروز میدهد.
اول در شرایطی که پزشکیان بهقول فرزند و معاون ارتباطاش
اجازه اظهارنظر در داخل ایران ندارد، و یک عذرخواهی او بلافاصله با واکنش بسیار تند
و «َعذرخواهی او از عذرخواهی» مواجه میشود، چهطور «ظریف» که ۱۰ سال است او را خائن مینامیدند، بسیجدانشجویی در مراسمی به او «ماله طلایی» به تحقیر بهعنوان «مالهکش» هدیه میدادند، و طی یکسال گذشته هم بارها عکس کاریکاتوری او با لباس
زندان و پشت میلهها منتشر شده، و حتی در بحبوحه حوادث دیماه گذشته طالبی
دارستانی با عجله توییت کرده بود: «ظریف را ممنوعالخروج
کنید»، با اینهمه الان آزاد است یادداشتی مفصل که نشانههایی آشکار از ضعف نظام
مستقر را عیان میکند آنهم در یک مجله خارجی منتشر کند؟ در این نشانهها بهقول
قرآن «عبرةلناظرین» است.
اصل نوشته ظریف این است که «آتشبس» را بپذیریم
و کاری به نتیجه نداشته باشیم و پیروزی را «اعلام» کنیم، و دنبال توافقی برای پایان
درگیری باشیم.
این یعنی دقیقا خلاف نظر وزیر خارجِه که امروز گفته: آتشبس موقت را نمیپذیریم فقط تضمین میخواهیم که حمله دوباره نشود.
عراقچی نمیداند
چنین «تضمینی» به قول منطقیون «ممتنعالوجود» است.
این سخن عراقچی در ادامه سخن «میدان» است که ادعا میکند در جنگ ۱۲ روزه اشتباه کردیم آتشبس را پذیرفتیم. گویی اینکه مالکاشتر در
قلب سپاه معاویه، پیروزی در دسترسِ مالک بوده، عدهای شمشیرزدن بر قرآنهای
سرنیزه را خلاف دانسته و بر علی شمشیر کشیدهاند و علی مجبور شده مالک را که
پیروزی در چنگاش بوده، دعوت به عقبنشینی و نشستن سر میز «حکمیت» کند.
ترامپ در سخنرانی روز گذشته خود آب پاکی را ریخت
روی دست آنها که تصور میکردند او با داموکلس انتخابات میاندورهای عقبنشینی
خواهد کرد.
او عقبنشینی نکرد. رسما اعلام کرد که نیازی به «تنگه هرمز» ندارد ندارد اما آنرا برای دنیا باز میکند.
رسما بزرگترین اتحاد
نظامی دنیا «ناتو» را که بیش از ۶۰٪ بودجهاش
از سوی ایالات متحده تأمین میشود را تهدید به خروج کرد. و رسما تهدید کرد که
جمهوری اسلامی تنگه هرمز را باز نکند جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت را بدون توجه
به عواقب وخیم آن، توامان مرتکب شده و تمام نیروگاههای «ایران» را منهدم میکند.
همزمان چین که با آغاز جنگ از
نفت ارزان روسیه محروم شده، نفت متعارف خلیج فارس که بیش از ۹۰٪ منابع انرژیاش بود تقریبا متوقف شده، پاکستان هم
بدون ذخایر استراتژیک در فقدان نفت دچار بحران شده، بهعلاوه امارات و ۴۰ کشور دیگر تمام تمرکزشان را روی بازگشایی تنگه هرمز و عبور بدون خطر
نفتکشها گذاشتند.
در این کارزار بهقول علی معلم دامغانی «علی القصه تنها ماند و
حوضاش حوض نقاشی».
یک نکته دیگر اینکه تنها کشوری که ۹۰٪ انرژی برقاش از نیروگاههای هستهای تأمین میشود فرانسه است
که آسماناش را به روی پروازهای آمریکا نبسته.
اما «اسپانیا» که هنوز در انرژیهای
جایگزین و پاک، طفل دبستانی محسوب
میشود، آسماناش را به روی پروازهای آمریکا بسته، به این امید که میدانداران
جمهوری اسلامی کارت سفید یا سیمکارت سفیدی هم برای عبور کشتی این کشور به او
بدهند.
او نمیداند گوشت فرانسه زیر زبان میدانداران جمهوری اسلامی است، اما میدان
اگر بخواهد هم دیگر صدور کارت سفید برایاش امکان ندارد. چون دو روز پیش دو نفتکش
چینی که زودتر از همه کارت سفید گرفته بود، به محض اینکه به آبراهه نزدیک شدند،
با احساس خطر به قرارگاه قبلی خود بازگشتند. مینریزی مانع از عبور همین کشتیهایی
است که کارت سفید گرفتهاند.
القصه کلاف برای همه جهان گوریده شدهاست. با این تفاوت
که آمریکا بهراحتی میتواند این گره را با دست بگشاید. برای
فرانسه و بریتانیا شاید دو یا سه گره باشد.
چین چند گره
بیشتر و اسپانیا از چین بیشتر. اما بازکردن کلاف گوریده برای ایران جز به دندان
میسر نبوده و چون دندانی در میدانِ دهان نمانده، چاره را سپردهاند به دیپلماتها. اما از دهان بدون دندان شعار دادن و رجزخواندن که بر میآید!
مهم «ذوالفقاری» در
نیام نیست، مهم ذوالفقار از
نیام برآمده است که دیگر نیست.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر