یکشنبه، فروردین ۳۰، ۱۴۰۵

آقای قالیباف! کلاه‌تان را قاضی کنید

 بالاخره پرت‌وپلاگویی‌های راه‌بردی «ترامپ» برای بار دوم کار دست تیم مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی داد، و آن‌ها را از تله‌ای استراتژیک، به تله استراتژیک دیگری گرفتارتر کرد.

ترامپ ادعاهای فوق‌العاده گزافی را مطرح و چندین بار تکرار کرد. خلاصه آن این‌که «جمهوری اسلامی تقریبا با همه‌چیر موافقت کرده‌است». او برای تحریک حساسیت و روحیه رقابت و حسادت آن‌ها که بیش از منافع ملی دنبال پست و میز و منافع شخصی خودشان هستند هم ادعا کرد که: «افراد دُرستی از ایران با من تماس گرفتند».
پاسخ این ادعاها را باید تیم مذاکره‌کننده و سخن‌گوی رسمی آن می‌داد. اما خلبان تنها «میدان‌داری» بلد است، تیم‌داری بلد نیست. اگر تیم‌داری بلد بود، هم‌راه هیئت‌ خودش، نیم‌چه خبرنگارِ کارکشته و کاربلد، و یکی دو کارشناس روابط عمومی هم‌راه می‌کرد تا با رأی‌زنی و هم‌فکری یک «سخن‌گو»ی رسمی انتخاب و معرفی کنند تا انعکاس‌دهندهِ واحدِ مواضع هیئت مذاکره‌کننده باشد.

اما قالیباف
«محمود نبویان» نماینده دهن‌لق و پرت‌وپلاگوی مجلس را با خود برد، که پیش‌تر رسما ادعا کرده بود که: ظریف در قبال توافق برجام و کاهش تحریم‌ها
 به طرف آمریکایی قول‌داده قاسم سلیمانی را کت‌بسته تحویل آن‌ها دهد.

در زمان طرح این ادعا، قاسم سلیمانی زنده بود. اما هیچ اکت رسمی و علنی به این ادعا نشان نداد تا جان‌باخت. او میدان‌دار بود و از لوازم میدان‌داری ورود‌نکردن به حاشیه‌ها است.
 
ظریف اما تندترین موضع را اتخاذ کرد و گفت که اگر قرار بود به هر ادعایی واکنش نشان داده و علیه آن اقامه دعوی کند، باید در دادگستری اتاقی اجاره می‌کرد و به آن‌ها می‌پرداخت. دأب واکنش نداشته. «اما این مورد را نمی‌شود از آن گذر کرد چون قاسم سلیمانی دوست عزیز من است و من حتما علیه این ادعا در دادگستری اقامه دعوا خواهم کرد.» (نقل به مضمون)

نه از آن اقامه دعوی خبری شد، نه مجلس بر پایه این ادعا ظریف را احضار یا استیضاح کرد. نبویان هم برای انتخابات دور بعدی مجلس نامزد و تأیید صلاحیت شد. تأیید صلاحیت نبویان از سوی شورای نگهبان، تأیید ضمنی صداقت او هم بود. یعنی دروغی علنی از او نشنیده‌ایم.

ظریف هم یک دوره بعد میدان‌دار انتخاب پزشکیان به سمت رئیس‌جمهوری و موفق هم شد. و سکان سِمتِ تازه‌تاسیس معاونت راه‌بردی ریاست جمهوری را در دست گرفت.

اگرچه بعدا برکنار و کسی هم جای‌گزین صندلی خالی معاونت راه‌بردی نشد، اما دلیل برکناری تابعیت دوگانه فرزندان او بود، نه وعده‌ای که ادعا شد به طرف آمریکایی داده‌است.

خلاصه که درباره آن ادعا هیچ شفاف‌سازی نشده، نبویان هم‌راه قالیباف راهی مذاکراتی شد که حساسیتی به‌مراتب بالاتر از «برجام» داشت و شوربختانه ترکیب این تیم ترکیب «بازنده‌»‌ای بود و در ادامه هم خواهد بود.

بعد از آن‌که بیانیه پر غلط و غلوط و پر از رجزهای حماسی شعام مبنی بر تحمیل طرح ۱۰ ماده‌ای جمهوری اسلامی به آمریکا صادر، و در ایسنا به یک ادبیاتی و در ایرنا به ادبیاتی کاملا متفاوت منتشرشد، رسما تأیید کردند که «مذاکره با ترامپ» را پذیرفته‌اند در حالی که علی خامنه‌ای ۲۲ مرداد ۹۷ رسما گفته بود: «مذاکره با آمریکا را امام ممنوع اعلام کرد، من هم ممنوع اعلام می‌کنم. اگر هم بر فرض محال یک وقتی قرار باشد، دولت جمهوری اسلامی با آمریکا مذاکرده بکند، با دولت ترامت هرگز مذاکره نخواهد کرد». 

ولی مطابق این بیانیه، این هزینه را هم دادند. اما پس از ۲۱ ساعت پذیرش خفت، جی‌دی‌ونس نماینده میانه‌رو دولت ترامپ در یک کنفرانس ۴ دقیقه‌ای هم طرح ۱۰ ماده جمهوری اسلامی زد، هم طرح ۱۵ ماده‌ای ترامپ و گفت: «طرح روشنی» روی میز است و خداحافظ.

قالیباف که دید دارد از قافله عقب می‌ماند، با تأخیر یک‌روزه در بیانیه شدید‌اللحنی اعلام کرد: «در ادعاهای ترامپ ۷ دروغ وجود دارد» و در ادامه هم بر اصرار تیم‌اش به مذاکره تاکید کرد.

در حالی‌که در بیانیه سرتاپا تناقض شعام درباره طرح ۱۰ ماده‌ای جمهوری اسلامی رسما تأکید شده بود که مذاکرات اسلام‌آباد با «بی‌اعتماد مطلق» به طرف مذاکره انجام می‌شود (و یک سئوال مقدر را بی‌پاسخ می‌گذاشت که بی‌اعتمادی مطلق اساسا چه توجیهی برای مذاکره باقی می‌گذارد؟) بعد از آن هم جی‌دی‌ونس زیر همه چیز زد، الان هم ترامپ آن ادعاهای پرت‌وپلا و به‌گفته میزان ۳ دروغ و به‌گفته قالیباف ۷ دروغ را مطرح کرده، دیگر چه اصراری برای ادامه مذاکره در کنار پیامک‌هایی که در خاموشی دیجیتال برای مردم ارسال می‌شود مبنی بر این‌که جمهوری اسلامی قدرت نخست نه فقط منطقه‌ای که همه جهان شده‌است؟

آقای قالیباف! سمت راست شما «سید محمود نبویان» است که ادعا کرد تیم مذاکره‌کننده برجام به طرف آمریکایی قول داد قاسم سلیمانی را کت‌بسته تحویل آمریکا دهد. «قاسم سلیمانی» هم همان کسی است که وصیت کرده بود مناسک غسل و کفن و دفن مرا برادرم «مرتضی قالیباف» انجام دهد.

دست چپ شما در تیم مذاکره هم سید دیگری به‌نام «عباس عراقچی» است که عضو همان تیم مذاکره‌کننده‌ای بود که دست راست شما در این تیم مدعی است به طرف آمریکایی آن قول را داده بود.

در ذهن شریف‌تان نیز روح برادر عزیزتان هست که در جوار قرب خداوندی مأوی دارد. کلاه‌‌تان را قاضی کنید که همه این دنیا را هم داشته باشید، به یک اپسیلون نارضایتی روح برادر عزیز شهید شریف‌تان نمی‌ارزد. همه دنیا از شما بگذرند قطعنا آن عزیز سفرکرده از شما نخواهد گذشت.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر