پنجشنبه، فروردین ۱۳، ۱۴۰۵

«سروش» زمان‌نشناس‌ زمانه

«عبدالکریم سروش» زمانی که دولت اصلاحات داشت کشور را از پرت‌گاه انروای بین‌المللی، و سقوط اقتصادی نجات می‌داد، و به گواهی اسناد و شاخص‌های معتبر بین‌المللی ـ بانک و سازمان تجارت جهانی ـ به‌ترین دوره اقتصادی نیم قرن اخیر ایران را رقم زده بود، به‌جای آن‌که از او حمایت کند و به او و دولت‌اش مدد برساند، در نامه‌ای سرگشاده او را به باد تخفیف، و خندان و اهل مدارا و مدیریت بودن او را به باد تمسخر گرفت.


اکثرا یادشان هست که نامه را به این بیت از خواجه حافظ پایان رساند که: «می‌روی و مژگانت خون خلق می‌ریزند/تند می‌روی جانا ترسمت پشیمانی». 

سروش را هاشمی و وزیر اطلاعات او آزار داده‌ و اذیت کرده بودند، و خوب می‌دانست که در ساختار این کشور، وزرای خاصی یا بخشی از تصیم‌های عالی در اختیار رئیس‌جمهور نیست. و با فقدان این اهرم‌ها خاتمی کارنامه خوبی داشته‌است.

در اوج اعتبار بین‌المللی خاتمی، ۲۴ فرمانده ارشد سپاه ـ از جمله فرمانده سابق سپاه قدس ـ در نامه شدید‌اللحنی خاتمی را تهدید کردند. وقتی آن فرمانده که از دوستان نزدیک هاشمی بود، بعدا در خاک کشورِ متجاوز عراق کشته شد، سروش در سوگ‌‌اش شعر سرود و اینستاگرام آن پست او را حذف کرد. 

همان‌ها که برای حذف خاتمی‌ها از ساختار سیاسی این کشور شادی‌ و رقص‌ها کرده بودند، حالا در اندوه حذف پستی از اینستاگرام عبدالکریم سروش نوحه سر می‌دادند. 
مرتبط:
سروش در حمایت از همتی
به خطای راه‌بردی سروش در باسوادترین رهبر ایران نامیدن خمینی فعلا کاری ندارم. اما همین سروش یادش هست وقتی مرحوم مهندس مهدی بازرگان ـ که سروش همیشه گفته ارادتی ویژه به او دارد ـ ابتدای انقلاب گفت: «اسلام برای ایران»، همان خمینی با عصانیت پاسخ داده بود: «ایران برای اسلام». یعنی وطن‌پرستی کشک! 

سروش امروز قصیده در مدح ایرانی می‌گوید که وقتی حسن نصرالله می‌خواست عظمت آن را به استهزاء بگیرد، گفته‌بود: ایران چیزی برای عرضه ندارد هرچه دارد از ما «سادات» یعنی خمینی و خامنه‌ای دارد. (نقل به مضمون) بگذریم از این‌که این حرف تا چه پایه فاشیستی بود.

اما سروشی که آن‌زمان در مقابل نصرالله سکوت کرده بود، امروز هم‌نوا با محمود کریمی که توصیه‌شده «از ایران بخون» برای ایران می‌سراید. 

وطن‌پرستی
به ذات، نه بد است و نه خوب. مهم این است که این وطن‌پرستی آرامش برای ساکنان آن به ارمغان می‌آورد، یا چماقی است بر سر ساکنان آن. سروده امروز سروش تشویق آن‌هاست که این روزها وطن‌پرستی را چماقی کرده‌اند برای سرکوب ساکنان ایران. سروشی که زیر سایه امنیت «استکبار جهانی» آرمیده، حق ندارد امنیت ساکنان ایران را به‌خطر بیاندازد. ولی می‌اندازد چون زمان‌نشناس است. 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر