از عقرب جرّاره به مار غاشیه
عقرب جرّاره عقربی است که نیش و زهر آن سمیتر و بسیار کشندهتر از عقربهای عادی است.
مار غاشیه هم ماری است که در ابیات دینی اسلام به آن اشاره شده و بسیار ترس و چندشناکتر است که بهسبب نافرمانیهای برخی بندگان خدا و شرکورزیدنها، گریبانگیرشان میشود.
در این ضربالمثل، هر دو نمونهای از عذابهای جهنمیان است؛ یعنی از ترس عذابی شدید و سخت، به عذابی شدیدتر و سختتر پناه میبرند.
این ضربالمثل قرابت معنایی دارد با ضربالمثلهایی مثل: از چاله به چاه افتادن و از ترس بد به بدتر پناه بردن.
یک ضربالمثل عربی هم هست بدین عبارت: «المستجیر من الرمضاء الیالنار» یعنی گرفتاری که از خاکستر سوزان به آتش پناه میبرد.
بر این سیاق مََتل، داستان، افسانه، نماد و ضربالمثل زیاد است. اما بستگی دارد چه کسی از آن استفاده کند و بد و بدتر از نظر او چه باشد؟ یا اینکه آیا خود او مثلا بین احمدینژاد و هاشمی مجبور به انتخاب شده یا به دیگران توصیه کرده بین این یا آن، آن یا این را انتخاب کنند.
مسلما از دید هواداران این، آن مار غاشیه و چاه و آتش است، و این عقرب جرَراه و چاله و خاکستر، و از دید آن، برعکس.
خلاصه که از دید من پناهبردن از جمهوری اسلامی به سعید قاسمینژاد و علیرضا کیانی و شاهین نجفی و امیر اعتمادی و علیحسینقاضیزاده و علی کریمی و ... مثل پناه بردن الیالنار است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر