شهامت دارید اجازه ندهید
مهم آزادی بیان نیست، مهم آزادی پس از بیان است. به عبارت بهتر مهم نیست که باید از ایران اجازه بگیرند یا نه! مهم این است که ایران اجازه میدهد یا نه!
دریادار علیرضا تنگسیری فرمانده نیروی دریای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در حساب کاربری خود در شبکه جهانی X با طرح این پرسش گنگ که «به کشتیها برای عبور از تنگه هرمز اطمینان داده بودند؟ نوشت: «این را باید از خدمه کشتیهای expres rome و mayuree naree جویا شد که امروز با اعتماد به وعدههای توخالی به اخطارها بیتوجهی کردند و قصد عبور از تنگه را داشتند اما گرفتار شدند.» وی در پایان این توییت خود تاکید کرد: «هر شناوری قصد عبور دارد باید از ایران اجازه بگیرد.»
آنچه تقریبا مشخص است، بسیاربسیار بیشتر از آمریکا و اسرائیل، بازارهای نفتی شرق آسیا و عمدهترین آنها چین و هند محتاج امنیت گذار کشتیهای نفتی که از تولیدکنندگان خاورمیانه خریدهاند هستند.
ضمنا تنها ۲۰٪ از نفت خام دنیا از این تنگه عبور میکند و چهار پنجم انرژی فسیلی دنیا در نقاط دیگر بهرهبرداری و مصرف میشوند.
آمریکا هم خودش صادرکننده نفت است، و هم بهتازگی با سرنگونی «مادورو» در ونزوئلا به بازار فوقالعادهای از نفت با کیفیت بالا هم دسترسی پیدا کرده و خیلی نیازی به نفت خاورمیانه ندارد.
پس بسته یا باز بودن تنگه هرمز و عبور و مرور کشتیهای نفتی از اینتنگه برای خودِ آمریکا خیلی محل توجه نیست.
اما تولیدکنندگان نفت در خاورمیانه، مهمترین متحدان آمریکا هستند و غیرمستقیم باز بودن این تنگه برایشان اهمیت پیدا میکند.
اما مشتری این کالا کیست؟ عمدهتریناش چین که باید دید آیا دریاداران ایران شهامت اجازهندادن به کشتیهایی که به مقصد این کشور بارگیری میشوند را دارند یا نه؟
سوابق پیشین نشان میدهد جمهوری اسلامی این شهامت را نداشته و از تمام تهدیدهای بالقوه خود علیه آرامکو که آنرا یک اهرم فشار قوی میدانست و دستکم ۷ سال روی آن مانور میداد، با یک تهدید چین عقبنشینی، و روابط خود با عربستان را بازسازی کرد و حتی در ترمیم روابط در برابر خواستهای قلدرمأبانه سعودی هم کوتاه آمد و وقتی آنها حاضر نشدند زیر عکس یک فرمانده ایرانی ـ که البته در عراق کشته شده بود ـ کنفرانس خبری بازگشایی سفارت را برگزار کنند، بلافاصله پذیرفتند و اتاق کنفرانس را به اتاق مجاوری که عکس آن فرمانده نبود منتقل کردند.
رهبری سابق نظام هم که طی ۴ سال پیش از آن، بارها با درشتگویی و سخنان تند و صفاتی خارج از عرف دیپلماتیک عربستان را نواخته، و حتی سقوط آنها را پیشبنی کرده بود، از بازگشایی سفارت عربستان بهعنوان یک دستاورد و «ابتکار» دولت سیزدهم یاد کرد.
اما جدای از شهامت، فاکتور «توانایی» برای اجازهندادن به کشتیها برای عبور و مرور از تنگه مورد نیاز است. آنچه طی ۴۷ سال گذشته بهعنوان یک اهرم فشار بالقوه روی آن تاکید و برای نخستین بار طی ۱۰ روز گذشته بالاخره عملیاتی شد، اما با تغییر پارادایم از «بستن مطلق» به «عبور مشروط» میتوان حدس زد که تاریخ آن برای عملیاتی ماندن منقضی شدهباشد.
باید منتظر ماند و دید این پارادایم شیفت چه تأثیری بر قیمت نفت در یک بازه زمانی ۱۰ روزه خواهد گذاشت.
اگر روند قیمت نفت افزایشی ماند، یعنی دریاداران ایران توانایی بستن مطلق را هنوز دارند، اما اگر روند از ۱۰ روز آینده ثابت یا کاهشی شد، بهنظر میرسد این مهمترین اهرم کارایی خود را برای همیشه از دست داده است.
در صورتی که روند افزایشی قیمت انرژی در بورسهای انرژی دنیا ثابت بماند یا روند معکوس بگیرد، خود نفت نیز دیگر در بازار انرژی ارزش سابق خود را نخواهد داشت و پاسخ این افزایش کوتاهمدت، افت شدید قیمت در میان و بلندمدت خواهد بود.
از سویی وزارت امنیت انرژی انگلیس امروز در بیانیهای ضمن بیان اینکه لندن ۱۳.۵ میلیون بشکه نفت از ذخایر راهبردی خود را برای مهار نوسان آزاد میکند اعلام کرد: سایر کشورهای عضو آژانس بینالمللی انرژی تصمیم گرفتهاند بخشی از ذخایر راهبردی نفت خود را برای جلوگیری از اختلال در عرضه جهانی وارد بازار کنند.
بنا بر بیانیه وزارت امنیت انرژی انگلیس بر اساس این تصمیم، در مجموع ۴۰۰ میلیون بشکه نفت از ذخایر کشورهای عضو در اختیار بازار قرار میگیرد که سهم انگلیس ۱۳.۵ میلیون بشکه است.
اد میلیبند وزیر امنیت انرژی انگلیس در همین زمینه اعلام کرد: «با این اقدام، انگلیس در کنار متحدان بینالمللی خود برای مقابله با اختلال در بازارهای نفت همکاری میکند.»
آمریکا هم اعلام کرد که ۱۷۲ میلیون بشکه از ذخایر راهبردی نفت خود را آزاد میکند. با این همه قیمت نفت در بازار جهانی به بالاترین نرخ خود طی چند سال گذشته رسیده و از ۱۰۰$ در هر بشکه عبور کردهاست.
اما هنوز زمان برای تأثیر روانی این آزادسازی و کاهش توانایی یا اراده جمهوری اسلامی برای بسته نگهداشتن تنگه هرمز، روی قیمت نفت زود است و باید دستکم ۱۰ روز صبر کرد.
در کنار این اتفاقات، آمریکا بخشی از تحریمهای روسیه برای صدور نفت را برداشته و اجازه داده روسیه بخشی از این کمبود نفت را در بازار مصرف جبران کند.
همزمان قیمت نفت این کشور ۲۰$ در هر بشکه افزایش یافته و درآمد قابلاعتنایی برای این کشور به بار آورده است.
اکنون از بستهماندن تنگه هرمز، بیشترین سود عاید روسیه میشود و جمهوری اسلامی هم به پشتیبانی تجهیزاتی روسیه قادر به ادامه بسته نگهداشتن تنگه خواهد بود.
روسیه بر سر یک دو راهی خواهد ماند. یا به ایران کمک کند تنگه بسته بماند و نفتاش را بیشتر و گرانتر بفروشد، یا چشمانتظار بازگشت دوباره تحریمها اینبار شدیدتر از سوی آمریکا برای کمک به بستهماندن تنگه باشد.
در هر دو صورت این داموکلسی که آمریکا روی سر روسیه نگه داشته، برای روسیه برد برد است و برای آمریکا هم برد برد. اما برای چه کسی باخت باخت مطلق است؟
پینوشت: این مطلب ۲۱ اسفند در وبلاگی دیگر با عنوان «اگر شهامت دارید عبور کنید» منتشر شده بود.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر