سه‌شنبه، اسفند ۰۵، ۱۴۰۴

قیاس آشوری و هایدگر مع‌الفارق است

مقایسه آقای آشوری با مارتین هایدگر همان‌قدر غلط‌انداز است که مقایسه شاهزاده رضا پهلوی با نازی‌ها. این مقایسه از بنیاد نادرست است. زیرا دو کنش را در دو بستر تاریخی و وجودی کاملاً متفاوت قرار می‌دهد.

مارتین هایدگر در اوج قدرت فلسفی خود، به حزب نازی پیوست که در آن مقطع، یک قدرت مستقر و تمامیت‌خواه در آلمان بود. نازیسم نه فقط یک جریان سیاسی، بلکه ماشین کشتار جمعی و جنایت علیه بشریت بود، و هایدگر به‌عنوان رئیس دانشگاه فرایبورگ، در ساختار آن قدرت مشارکت کرد، و در قبال پیامدهای عملی آن (از جمله اخراج استادان یهودی) مسئولیت مستقیم داشت.

فلسفه هایدگر و نسبت‌اش با این کنش سیاسی، هنوز محل مناقشه است. اما خودِ کنش، پیوستن به قدرتی بود که جهان را به ورطه فاجعه کشاند.


در مقابل، دیدار داریوش آشوری با رضا پهلوی در تبعید، کنشی در برابر قدرت مستقر جمهوری اسلامی است، نه پیوستن به یک قدرت حاکم.

رضا پهلوی
نه دیکتاتوری در رأس قدرت، که یک چهره سیاسی در اپوزیسیون است.

آشوری نیز نه در مقام فیلسوفی بنیان‌گذار، که در مقام روشن‌فکری مستقل، مترجم و زبان‌شناس، صرفاً یک کنش نمادین انجام داده.

 قیاس‌کردن این دو، هم فاجعه تاریخی نازیسم را پیش‌پاافتاده می‌کند، هم از پیچیدگی وضعیت روشن‌فکری در ایرانِ امروز غفلت می‌ورزد.

داریوش آشوری را نمی‌توان در قالب‌های متعارف چپ، راست یا اصلاح‌طلب گنجاند. زیرا پروژه فکری او اساساً معطوف به ایجاد امکان تفکر است، نه ارائه ایدئولوژی یا برنامه سیاسی مشخص.

او برخلاف بسیاری از هم‌نسلان‌اش که به یکی از شاخه‌های چپ یا راست گرویدند، تمام عمر را صرف ساختن ابزارهای فهم کرد: وضع واژگان دقیق برای مفاهیم علوم انسانی، ترجمه متون بنیادین، و واکاوی نسبت میان زبان فارسی و مدرنیته.

دغدغه او «چگونه اندیشیدن» بوده، نه «چه اندیشه‌ای را باید پذیرفت»؛ از این‌رو همواره در مقام مترجم، زبان‌شناس و ناقد فرهنگ ظاهرشده، نه متعهد به حزبی یا مبلغ ایدئولوژی خاصی.

 ملاقات با رضا پهلوی برای داریوش آشوری هیچ آورده‌ای نداشت، زیرا تمام سرمایه او در طول دهه‌ها فعالیت فکری، «استقلال» او بود. این دیدار نمادین، آن سرمایه را یک‌باره هزینه کرد: تصویر استقلال او خدشه‌دار شد، روایت عمومی از او از «اندیش‌مند» به «کنش‌گر سیاسی هم‌سو» تغییر یافت، و بحث‌ها به‌جای ترجمه‌ها و تحلیل‌های ماندگارش، بر سر معنای یک عکس متمرکز شد.

اما گر او واقعاً باور داشته باشد که در وضعیت بن‌بست تاریخی کنونی، ملاقات با پهلوی بر حفظ «حیثیت روشن‌فکری» اولویت دارد، آن‌گاه این دیدار نه یک «هزینه»، که نوعی «پاسخ به یک پرسش» است.

تا وقتی با او گفت‌وگو نکردیم، نمی‌توانیم به حقیقت پی ببریم. 
من این پرسش را امشب در یک ایمیل با او در میان گذاشتم.
©️ فیس‌بوک حسین‌نوش‌آذر

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر