شنبه، اسفند ۰۹، ۱۴۰۴

بی‌حرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست

بی‌حرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست
باور کنید پاسخ آیینه سنگ نیست

سوگند می‌خورم به مرام پرندگان
در عرف ما سزای پریدن تفنگ نیست

با برگِ گل نوشته به دیوار باغ ما
وقتی بیا که حوصله غنچه تنگ نیست

از بردگی مقام «بلال»ی گرفته‌اند
در مکتبی که عزت انسان به رنگ نیست

در کارگاه رنگ‌رزانِ دیار ما
رنگی برای پوشش آثار ننگ نیست

دارد بهار می‌گذرد با شتاب عمر
فکری کنید فرصت پلکی ردنگ نیست

وقتی که عاشقانه بنوشی پیاله را
فرقی میان طعم شراب و شرنگ نیست

تنها یکی به قله تاریخ می‌رسد
هر مرد پا شکسته که «تیمور لنگ» نیست
محمد سلمانی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر