‏نمایش پست‌ها با برچسب اخراجی‌ها. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اخراجی‌ها. نمایش همه پست‌ها

دوشنبه، فروردین ۱۵، ۱۳۹۰

چشم‌ها را باید شست

اخلاق حرفه‌ای روزنامه‌نگاری توصیه موکد دارد که روزنامه‌نگار باید تمام تلاش خود را به کار گیرد، تا از هرگونه قضاوت و پیش‌داوری نسبت به موضوع خبر، پرهیز نموده، و اخبار را بدون کمترین جهت‌گیری مثبت یا منفی، با بی‌طرفی کامل گزارش نماید.
اگرچه بی‌طرفی مطلق و عاری بودن از قضاوت کار بسیار سختی است و حرفه‌ای‌ترین و اخلاقی‌ترین و باسابقه‌ترین خبرنگاران و روزنامه نگاران نیز گاها در معرض خطر لغزش در مقابل اخبار یا سوزه‌هایی که به دلایل شخصی نسبت به آن علاقه یا کینه دارند قرار می‌گیرند؛ و احتمال لغزش‌های اندک نمی‌تواند صد در صد منتفی باشد، با این حال لغزشهای بزرگ و آشکاری که به سادگی دست رسانه و خبرنگار و تنظیم کننده گزارش آن را در عدم بی‌طرفی و رعایت نکردن این اصل بدیهی رو کند، به راحتی می‌تواند اعتبار و آبروی حرفه‌ای رسانه را به مخاطره انداخته و رسانه را در دراز مدت با مشکل مواجه نماید.
وب‌سایت «خبرنگاران سبز» که چنانکه از نامش پیداست منعکس کننده اخبار مربوط به جنبش سبز می‌باشد و طی همین مدت کوتاه حضور، به رغم تمام محدودیت‌های موجود موفق شده جایگاه خود را در بین رسانه‌های مجازی همسو با جنبش سبز پیدا نماید و بر این اساس از آن توقع بی‌طرفی مطلق نسبت به موضاعات اخبار و گزار‌ش‌های آن نمی‌رود، اما شایسته است که برای حفظ اعتبار اخلاقی خود از بعضی از لغزشهای مشخص اخلاقی برحذر باشد.
پوشش خبرمربوط به «پاشیدن رنگ سبز» بر بنر تبلیغاتی فیلم «اخراجی‌ها3» بر سردر سینمایی در شهر «آمل» (+) اگرچه یاد‌آور رفتار ناشایست آقای «دهنمکی» کارگردان فیلم در دهه هفتاد می‌باشد، اما از آنجا که رفتار یاد شده توسط آقای «دهنمکی» در آن زمان غیر اخلاقی و مستوجب نکوهش بود، رفتار شبیه سازی شده امروز دوستان سبز ما هم در شهر آمل رفتاری خلاف اخلاق و مستوجب نکوهش و تذکر است و شایسته بود این خبر با رویکرد منفی توسط این رسانه سبز منعکس شده و به دوستان ما که از تمسخر جنبش توسط کارگردان و فیلم او ناراحت بوده و ناراحتی‌شان را به این شکل بیان نموده‌اند، با یاد‌آوری رفتار دهه گذشته کارگردان توصیه می‌شد که:
چشمها را باید شست/ جور دیگر باید دید.
این نوشته در خبرنگاران‌سبز اینجا

شنبه، شهریور ۳۰، ۱۳۸۷

چوپانان دروغ گو

من شخصا سعی می‌کنم آدم بی‌ادبی نباشم و خود را از موقعیت بی‌ادبی دور نگاه دارم. گاهی که مجبور به تحمل انسان‌های بی‌ادب می‌شوم، به سختی تحمل می‌کنم. اکثرا به قصه گوش نمی‌کنم و سعی می‌کنم سیما یا سینمایی که مجبور به بی‌ادبی بوده ‌است را نبینم. یادم می‌آید زمان اکران «هامون» یا مرحوم «مددپور» بود یا «فراستی» که در نقدی تند به بی‌ادبی دیالوگ‌های فیلم، که اکثرا توسط مرحوم «خسروشکیبایی» گفته می‌شد حمله کرده بود. آنزمان علیرغم ناراحتی همه دوستان من از آن نقد، من مدافع (البته فقط همین قسمتش) بودم. بعد‌ها نقد و اعتراضی از همین دست به مجموعه قصه‌ای شده بود، که باز نمی‌دانم مرحوم «گلشیری» یا استاد «دولت‌آبادی» به دفاع برخاسته بود که من آن دفاع را هم برنتابیدم. اشکال در موارد قصه و ادبیات و سینما از من است. در موارد اخلاق شخصی چه ایراد دارد آدم باادب باشد و از بی‌ادبی دلخوش نباشد؟

اما اصل حرف بر سر اینست که اگر بی‌ادبی در یک کار هنری (مجسمه داوود، فیلم سینمایی هامون، شعرایرج ‌میرزا، فلان قصه یاطرح و...) ایراد دارد و به همین علت به دستور اقای «حسین مظفر» -ریس شورای نظارت بر صدا و سیما-پخش سریال «بزنگاه» متوقف شده و یا قرار است متوقف شود، چرا حضرت ایشان به دوست و رفیق گرمابه و گلستانش «مسعود‌دهنمکی» تهیه کننده و کارگردان فیلم مبتذل «اخراجی‌ها» که از قضا تمام مخاطبش را از‌‌ همان تکیه‌کلام‌های بی‌ادبی داشت، اعتراض کوتاهی نکرد؟ و به دیگر رفیق گرمابه و... آقای دکتر «حسین‌صفارهرندی» و دستگاه مجوز دهنده فیلم تذکری نداد؟ و یا اصلا چرا آقای «فراستی» بر سر این فیلم نقدنامه منتشر نکرد؟

سوال‌ها زیاد است اما جواب نمی‌دانم. ظاهرا چوپانان دروغگو به این نتیجه رسیده‌اند که دروغ بد است، مگر ما و دوستان ما بگویند. اما آیا همیشه خطر گرگ نخواهد بود؟